کتاب اعتراف

اثر جان گریشام از انتشارات مروارید - مترجم: جواد ثابت نژاد-پرفروش های نیویورک تایمز

اعتراف، داستان مردی است که بی‌گناه به زندان می‌افتد و در شرف اعدام شدن است، در حالی که مجرم واقعی در بیرون زندان، آزاد است. چهار روز مانده به اعدام مرد بی‌گناه، مجرم واقعی که دچار تومور مغزی لاعلاجی است، برای نخستین بار در زندگی مصیبت‌بارش، تصمیم می‌گیرد تا کاری درست انجام دهد و چون تنها او می‌تواند مرد بی‌گناه را نجات دهد، به جرم خود اعتراف می‌کند. با این حال چطور فردی مجرم، وکلا، قضات و سیاستمداران را متقاعد کند که آن‌ها در شرف اعدام فردی بی‌گناهند؟


خرید کتاب اعتراف
جستجوی کتاب اعتراف در گودریدز

معرفی کتاب اعتراف از نگاه کاربران
کتاب مقدس کمی موعظه در زمان. من در همه جا علاقه مندم. من می توانم بگویم این یک طرح است که قطعا باعث می شود شما فکر می کنید.

مشاهده لینک اصلی
یک کتاب بسیار عاطفی ... hhh. در نهایت، بعد از این همه زمان، ngerasain دوباره یک کتاب در حالی که لعن و پرتاب چیز pengin DY ~، ~ DY ¢ و در نهایت، یک کتاب قطور و همچنین تکمیل شد به عنوان خوانده شده. این سومین کتابی است که جان گریشام خوانده است. افسردگی گریشام تا آنجا که می خواند، توانست به کتاب هایش تنوع بزند. من یک طرح غیر منتظره در The Broker خیره شدم. سپس، با تجسم طرح تظاهرات داوطلب فراری، من را شگفت زده کرد. و در حال حاضر، احساسات من در حالی که این خواندن را تحریک می کنند. در این رمان، بسیاری از شخصیت ها درگیر هستند، داستان هایی وجود دارد که می توان با کل داستان متحد شد. من کمی درباره شخصیت های اصلی نوشتم: 1. تراویس بایت، قاتل واقعی. زندانی برای موارد زشت و ناپسند دیگر، دارای یک تومور مغزی، اجرای فرایند آزادی مشروط، و پس از پیدا کردن اخبار یک فرد خواهد شد و در مورد واقعی او pelakunya.2 اجرا می شود. Dontà © Drumm، پسر سیاه و سفید که یک مورد مظنون بود در مورد که او را ندارد، در آینده نزدیک محکوم خواهد شد. 3. کیت شرودر، کشیش کیت دیدار کرد و اعتراف کرد از بویت. برای یک لحظه او در مورد آنچه که باید انجام شود اشتباه است. هنوز به خطر قاچاق BOYETTE اجازه نداشتند به سفر به خارج از شهر برای تحت باقی مانده از زندانیان به عنوان داوطلب، که اقدامات آن را شهرت و کد وزرا خود رفتار، و یا فقط یک شاهد سکوت یک فرد بی گناه گرفتن hukumannya.4 تهدید می کند. رابی فلک، وکیل درام، یک مرد سفید پوست است. رابی یک وکیل صوتی است که به شدت دفاع از درام را حتی در لحظات پایانی قاطع انجام می دهد. نیکول یاربر، دختر سفید، قربانی تجاوز و قتل توسط Travis Boyette.6. رایا، مادر نیکول، که به شدت خود را غمگین ترین فرزندان خود قرار می دهد، دوست دارد که مرکز تبلیغات آن باشد. روبرتا، مادر Dontà © Drumm، انگیزه کمتر برای دفاع از کودک در اتهام پسر پسرش است. جوی گمبل (دوست دختر نیکول، که در دادگاه شهادت)، درو کربر (کارآگاه / پلیس بررسی و مجازات عمل می کند Drumm)، پل Koffee (دادستان عمومی و انقلاب)، ویویان Grale (قضات). آنها افرادی هستند که مستقیما در فرآیند حقوقی درام شرکت دارند. هرچند که هنوز یک شخصیت جانبی است، نویسندگی موفق به ایجاد تفاوت قابل توجهی در کاراکترهایش می کند. آنها با یک بازی ظاهر می شوند که می تواند تنش و ریتم داستان را تقویت یا استراحت کند، و این باعث می شود که کشش احساسی واقعا کراسا باشد. از سوی دیگر تجربه همدردی، از سوی دیگر نفرت نیمه مرده ðŸ ~، واقعا است. Hahahaha این خط داستان، اگر چه قبلا در جزئیات به دلخواه (و در بررسی مختصر من از این)، اما واقعا غیر قابل پیش بینی است که در آن داستان است. همانطور که گفتم چند بار، توانست احساسات خواننده را تحریک کند. مزاحم، اما کنجکاو. می خواهم به سختی بگویم، اما yaaa gimana ðŸ ~، اما متأسفانه، زمانی که اوج اوج، پشت کمتر هیجان انگیز است. ترک تنها سکونتگاه پس از اثرات. و به این ترتیب، احساسات و تنش که در وسط داستان گرفته شده است، احساس می کند شل در حل و فصل (در حدود پنجاه صفحه در اواخر) .Recommended؟ بدیهی است! به خصوص اگر دوست دارید یک داستان هیجان انگیز، یک پرونده قتل، قانون و سیاست، با ذاتی راه قلب غم انگیز DY ~، صلاح قطعات مورد علاقه تان شدیدا شد احساسات:Inilah آنچه شما باید انجام دهید، رابی. اگر آنها هرگز آن شخص را پیدا نکنند، باید به من قول بدهید که نام من را پاک کنید. آیا شما را به وعده، رابی؟ برای من مهم نیست چقدر طول می کشد، اما شما رو به پاک کردن نام من.من انجام خواهد داد، Dontà ©.من این توهم، که در آن روز مادر و برادران من خواهد در کنار هم بر روی لبه قبر من ایستاده و جشن بگیرند ، چون من بیگناه هستم آیا این عالی نیست، رابی؟ @ @ من هم آنجا خواهم بود، Dontà ©.یک مهمانی جشن بسازید، در وسط قبر. همه دوستان من را دعوت کنید، ممکن است هیجان را ممکن کنید، بگذار تمام دنیا بداند که Dontà © گناهکار نیست. آیا شما آن را انجام دهید، رابی؟ @ @ من وعده @ @ بسیار خوب است. @

مشاهده لینک اصلی
بازگشت در ماه مه، من این را توصیه می کنم همانطور که در خلوت بودم و به طور فعال دنبال یک هیجان قانونی هستم. در حالی که من بلافاصله پس از توصیه به آن رسیدم، من خوشحالم که من بالاخره به آن رسیدم. چند قسمت وجود داشت که دهانم را باز کرد.

مشاهده لینک اصلی
من اعتراف می کنم: من معتاد گرشام هستم و هنگامی که من اعتراف را گرفتم، علائم انزال داشتم که باید برآورده کنم. اما من برای بیشتر آماده هستم که همه چیز مصرف شود؟ آیا من واقعا مواد با کیفیت را جذب کردم؟ یا آیا یک عادت پس از غذا وجود دارد که باعث می شود که من به مواد بالاتری حرکت کنم؟ بیایید ببینیم آغاز، یک پاراگراف جذاب، کمی جوی، با شخصیتی که به تازگی به شدت به کار رفته است، شخصیت گریشام است. بسیار عالی است، زیرا به زودی من را به حیاط قطعه می برد. درام، درگیری، وسوسه و رستگاری بخشی از قالب Grishamâ € ™ ثانیه است. او با سکته مغزی گسترده رنگ می کند اما با فرمولش بسیار کارآمد است. یک خط از بین رفته است و سینما او را برایش دوست دارد. کارفرما، هیئت منصفه ی Pelican Brief، تنها تعدادی از سازوکارهای موفق را ذکر می کند. و چگونه در مورد شرکت و تمام اقدامات قانونی و غیر قانونی آن، این زمستان به اتاق نشیمن شما به عنوان یک مجموعه برگردد؟ حالا، چقدر خوب است؟ امیدوارم خنک تر از اعتراف، کتاب. با قلاب که در گوشه کثیف به پایان می رسد. چطور؟ هنگامی که همه عناصر برای موفقیت وجود دارد. کشیش محافظ که همه چیز را به خطر می اندازد تا زندگی بیگناه را نجات دهد؛ تبهكارانی كه می خواهند رستگاری (گریشام در صورت لزوم)؛ موضوع خود: مجازات اعدام. من باید اعتراف کنم، Grisham من را به علت تبدیل نمی کند؛ من با مجازات اعدام مخالف بودم چون فرانسیس میتران در برابر رادیو فرانسه سالها پیش از آنکه به عنوان رئیس جمهور فرانسه انتخاب شود لغو شد. بنابراین زمانی که من رمان Grisham را باز می کنم، من قبلا به علت فروش می کنم. فقط باید بر روی نوشتن متمرکز باشیم. آه، اما این صدای ناخوشایندی که درون آن وجود دارد، به من یادآوری خاطرات فراموش نشدنی مردگان (کتاب خواهر هلن پریجانا، فیلم تام روبینی) و یا ترومن کاپوتی در خون سرد را یادآوری می کند. چگونه می توان آن را بالا برد؟ یا حتی یک نوع معادله را ایجاد کنید؟ شاید با گفتن یک داستان خوب لعنتی، دوره. و با اجتناب از چند چیز: سکته قلم مو که wideness می تواند کلیدهای به جای پرتره؛ اخلاقی کردن توصیف درگیری های نژادی به نظر می رسد که آنها هنوز در دهه 1950 اتفاق می افتد. اگرچه هنوز وجود دارد، این ها تکامل یافته اند؛ گفتگوها آغاز شده است. گریشام با یک داستان خوب، یکی از دست اندرکاران صفحه خود، در حقیقت، حتی اگر موضوع تلخ است و او کاملا از قالب منظم خود در اینجا پیروی نمی کند، شروع می شود. چیزی اتفاق می افتد یا در واقع اتفاق نمی افتد با مرگ یک شخصیت، مرگ پرویز گریشام می آید. پس از وقایع غم انگیز داستان، او درگیر می شود. و داستان های خوب را با کلیساهای تسخیر و پراکنده مخلوط می کند - و سیاه پوستان تا سیاه و سفیدی سفید، هر شطرنجی که متعلق به خود است، با حسادت رنگ می شود. هنگامی که او به معنای واقعی کلمه رمان خود را می کشد، اینها پرکننده های صفحات، همراه با صحنه های فوتبال، صحنه های تظاهرات، شخصیت هایی هستند که اعتقاداتشان را از دست می دهند. مادر نیمه محاسبه، نیمه دیوانه قربانی هیچ وقت حس نمی کند، مخصوصا هنگامی که به واکنش او می رسد، زمانی که او می آموزد که او در مورد هویت دخترش قاتل اشتباه کرده است. قاتل خودش، دستکاری، عجیب و غریب، آزار دهنده و در عین حال با نوعی وجدان، دارای پیچیدگی است که گریشام با چند خط متناقض به پایان می رسد و او را تبدیل به یک ماریوت مبهم و تند و زننده می کند. آیا سردبیر Grisham از او خواسته است که یک رمان باشد که خیلی حرفهای طولانی داشته باشد، و به همین جهت او احساس کرد که مجبور شده است آنچه را که باید بیشتر از ده صفحه با پایان دادن به یک صفحه پنجاه و پنج صفحه بیشتر شد، گسترش دهد؟ اگر این مورد است، چه با افراد در جهان چاپ و چه تعداد از کلمات؟ (نویسندگان کار خود را می نویسند و می دانند که من در مورد آن صحبت می کنم.) من هیچ خواننده نمی دانم که می گوید: \"اگر رمان حداقل 100،000 کلمه طولانی باشد، نمی خواهم آن را بخوانم آیا این یک رمان مرمت شده است؟ چیزی که در پایین یک کشو قرار دارد؟ همانطور که قبلا اشاره شد، آخرین پنجاه صفحه با بقیه رمان نمی رود. این یک تناسب نیست چه می شد خواندن عالی به یک میانه رو افتاد. به دلیل مازاد کلمات که باید در سبد قرار داده شود. (سؤال به دنیای چاپی که همیشه گیج کننده است: هرچیزی که تا به حال کمتر اتفاق افتاده است، بیشتر است. فقط پرسیدن.) پایان تولد زیبا و قدرتمند زمانی اتفاق می افتد که مادر تراویس مادر بدنش پسر مرده را شستشو دهد. یک داستان عالی در خود، که می توانست بسیاری از موضوعات و بحث های بسیاری را شامل می شد، از جمله Grisham نژادی که به شدت و به طرز غیرمستقیم چکش. این فوریه گذشته من سیگار را ترک کردم و اکنون به نظر می آید، من از اعتیاد Grisham من درمان می شود. لعنتی، چه چیز دیگری وجود دارد؟ گریشام به شما می گوید: اگر به طور مستقیم آن را بگويید، آن را نیز درست می کنیم.

مشاهده لینک اصلی
من خوشحالم که می گویم که ما مجازات اعدام در ایرلند را نداریم. اگر ما انجام دادیم، من به شدت علیه آن خواهم بود. با این حال، فقط به این دلیل که در این کشور نیست، آیا معنی ندارد که ما در مورد آن نظر داشته باشیم. من همیشه در برابر آن بوده ام و همیشه خواهم بود و نه به این دلیل که این موضوع موضوع جان گریشام است. اعترافاتی که پس از خواندن این کتاب ناگهان تصمیم گرفتم علیه آن تصمیم بگیرم. بنابراین، رمان جان گریشام را برای ایجاد نظر من در مورد این موضوع نگرفتم. این کتاب بسیار واضح است از این که جان گریشام علیه مجازات اعدام است و به نظر می رسد در مورد آن، اما متاسفانه من فکر می کنم این کتاب بهتر کار خواهد کرد، اگر احتمالا او انتخاب کرده بود که در مورد موضوع به شیوه ای عینی تر بنویسد. من احساس کرد که دو طرف بحث ها به طور مناسب با نویسنده ترین تعریف شده و متمرکز شده در دیدگاه های او و به وضوح به سمت یک طرف بیشتر از دیگر جاروب شده است. یک داستان واقعا جالب در اعتراف، یک مرد جوان به مرگ فرستاده ردیف برای قتل وی مرتکب نشده و چند روز قبل از اینکه او اعدام شود، قاتل واقعی ظاهر و اعتراف را به نمایش می گذارد و مسابقه شروع به توقف اعدام می کند. به جز مسابقه، به خوبی ... آن را فقط به عنوان یک قهرمان به طور متوسط ​​به عنوان یک نتیجه از سرعت کتاب تبدیل شده است.در حالی که داستان جالب است، این کتاب واقعا فاقد چرخش سرعت و صفحه هیجان که انتظار می رود با یک کتاب مانند این و به همین دلیل داستان بسیاری از حرکت بسیاری از بار. گاه سرعت سریع و خوب بود اما پس از آن فیلتر کردن، دوباره برگشت و دوباره دوباره فیلتر شود. این کمترین چیزی است که ناامید کننده است. من فکر می کنم یکی از دلایل این امر، شامل موارد و توصیف هایی از شیوه ای بود که در آن شهر به اعدام، اجتماعات، شورش ها، سخنرانی ها و غیره واکنش نشان داد و در عین حال قدردانی می کنم که این جنبه ضروری ترین داستان این بود که شامل یعنی واکنش جامعه به وقایع؛ من صادقانه این قطعات را خسته کننده یافتم. این موارد به چندین بار اشاره شده و گنجانده شده است، بنابراین به طور قابل توجهی وقفه جریان داستان را متوقف می کند. بسیاری از شخصیت ها را بسیار کلیدی دانستم و در عین حال این یک معامله بزرگ برای خود من نبود، چیزی که من واقعا آن را نداشتم به طوری که Grisham تصمیم گرفت که مادر قربانی جوان، ریوا را به کاراته برساند. من احساس کردم که این بیشتر غیرمنصفانه بود چرا که ظاهرا هیچ خشنودی برای خانواده قربانی وجود ندارد، مهم نیست که کدام یک از بحث هایی که در خود پیدا می کنید. تجربه آنها به عنوان یک تجربه بزرگ تجربه شناخته شده بود. من احساس کردم که اگر داستان به شیوه ای عینی تر بیان شود، خانواده قربانی نمی توانست چنین تصویری را نشان دهد. گاهی اوقات احساس کردم که گریشام تقریبا نسبت به \"خانواده ی قربانی\" به علت ضعف جسمانی او، به رغم تاریخ جنایی او، تقریبا دلسوزی داشت. به طور خلاصه، جنبه های بسیاری از این کتاب را بیش از دیگران ترجیح دادم، اما به طور متوسط ​​خواندن آن را در نظر گرفتم و به نظر من نویسنده فرصتی برای خواندن آن را نداشت. این یک کتاب بود که در هنگام خواندن آن علاقه من را به خود جلب کرد، اما آن چیزی که من می توانستم چندین بار بدون هیچ تمایلی برای انتخاب دوباره آن دوباره برگردانم. این یکی فقط پانچ من را مورد احترام قرار نداد.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب اعتراف


 کتاب سه گانه شکارچیان (1)
 کتاب مرد بی وطن
 کتاب فن گرل
 کتاب نوری که نمی توانیم ببینیم
 کتاب آزادی
 کتاب میراث اوریشا