کتاب بالاخره یه روزی قشنگ حرف می زنم

اثر دیوید سداریس از انتشارات نشر چشمه - مترجم: پیمان خاکسار-پرفروش های نیویورک تایمز

دیوید سداریس، پرمخاطب‌ترین طنز نویس پانزده سال اخیر امریکاست. تمامی کتاب‌هایش با مقیاس نجومی پرفروش‌اند. تا کنون تها در امریکا هشت میلیون نسخه از آثارش به فروش رسیده است. البته پرطرفدارترین و بهترین کتابش همین است که در دست دارید.
بالاخره یک روزی قشنگ حرف می‌زنم در سال 2000 منتشرشد. همه آن را ستودند، هم منتقدان دوستش دارند و هم خوانندگان.سداریس برای این کتاب از طرف مجّله‌ی تایمز، طنزنویس سال لقب گرفت.


خرید کتاب بالاخره یه روزی قشنگ حرف می زنم
جستجوی کتاب بالاخره یه روزی قشنگ حرف می زنم در گودریدز

معرفی کتاب بالاخره یه روزی قشنگ حرف می زنم از نگاه کاربران
خُب دیگه، از این به بعد کافیه اسم سداریسُ رو جلد کتابی ببینم، بدون خوندن عنوان می‌خرمش و می‌رم سراغش!
این کتاب یه روند مشخص داستانی نداره، هر بخشش یه داستان جداست ولی خب از لحاظ محتوایی مرتبطن با هم.
زبانش طنزه و خیلی جاهاش بوده که قهقهه زدم، و فک می‌کنم با این وجود کتاب زبان اصلیش مسلما خنده‌دارتر باید باشه و طنزش قابل فهم‌تر:)

مشاهده لینک اصلی
ترجمه ی
Me Talk Pretty One Day
معمولاً طنزهای ترجمه شده آدم را نمی خندانند امّا این یکی استثنا بود!
اوّلین بار همین قصّه ی «من را یک روزی دلبر حرف زدن»!!!اش را خواندم (که با عنوان «زیر آسمان پاریس» توسّط احسان لطفی ترجمه و در همشهری داستان آذر 1389 منتشر شده بود) و چه بسیار خنده شد! بعد گذاشتمش در کیفم و با خودم بردمش خانه ی سمیرا. کِی؟ شب امتحان تعلیم و تربیت اسلامی پیشرفته به استادی روان شاد دکتر محمّدرضا شرفی
چهل سؤال داشتیم و می دانستیم که پنج سؤالِ امتحان به احتمال 99درصد، همه از همین چهل سؤال خواهند بود. مدام به سمیرا وعده می دادم که هر وقت چهل سؤال (یا دست کم بیست تایش را!) خواندیم، یک قصّه ی خوب برایش می خوانم
پیش رفتیم و خواندم و چه بسیار خنده شد!
سرشار از عبارات و جملاتی بود که می توانند تکیه کلامت شوند و معلوم نیست تا چه وقت از عمرت هم چنان می خندانندت
(اگر تلاش کردن، بالاخره یک روز حرف خوشگل می زنی!)
بعدتر قصّه ی «کارگاه نویسندگی» اش را -باز هم در همشهری داستان- خواندم و با سمیرا دوباره خوانی اش کردم و خنده های از ته دل و ...
بعدترش دیدم پیمان خاکسار زحمت کشیده و کلّ این مجموعه داستان را ترجمه کرده
صدایش را پیش سمیرا درنیاوردم چون می خواستم به عنوان کادوی تولّد برایش بخرمش.
خودم نخوانده بودمش هنوز که 11 دی فرا رسید و چه بسیار موجب خوش-حالی شد داشتنش برای سمیرا و دیدن خوش-حالی سمیرا برای من...
امّا در باب خود کتاب: شنیده ام (از خود سمیرا که گویا در وبلاگی خوانده) که ترجمه ی احسان لطفی دقیق نیست
نمی دانم چه قدر این حرف صحیح است
وقتی خودم متن اصلی اش را خواندم دیدم که شاید راست باشد این حرف
یکی دو جایش مختصر تفاوتی داشت با متن اصلی که می شد آن را به حساب محدودیت های انتشار قصّه ی ترجمه در یک مجلّه ی کمابیش دولتی گذاشت
امّا چنین به نظرم نیامد که ترجمه ی پیمان خاکسار خیلی دقیق تر است یا آن طور که برخی معتقدند شاهکاری است.
اتّفاقاً من با ترجمه ی لطفی خیلی بیشتر خندیدم
شاید چون اوّلین بار قصّه را با ترجمه ی او خواندم
و شاید به خاطر لحنی که او در ترجمه اش اختیار کرده (با این نظر خودم بعد از خواندن متن اصلی موافق تر شدم!) لحن سداریس شبیه آدم هایی است که تلاش خاصّی برای خنداندن آدم ها نمی کنند و بدون این که بخواهند یا دست خودشان باشد، بامزه اند. از آن ها که یک جمله ی خیلی خنده دار را با قیافه ای خیلی جدّی می گویند و بعد وقتی تو داری روی زمین غلت می زنی، پشتشان را به تو می کنند و می روند
و اگر این دریافت من از لحن او درست باشد، آن گاه «زیر آسمان پاریس» در بازآفرینی این لحن موفّق تر از «بالاخره یه روزی قشنگ حرف می زنم» بوده است. لحن خاکسار سرخوشی ای با خود دارد که با آن قیافه ی جدّی که از سداریس در ذهن دارم نمی خواند.
به هر روی، خواندنش خیلی لذّت بخش بود. خیلی خوب پیش می رفت و خیلی جاهایش خنده ی من را در می آورد
دلم می خواهد بعداً در فرصتی فراخ تر، به سبک آرمینا و نرگس و رعنا به قصّه هایش جداگانه امتیاز بدهم و شاید از بعضی هایشان جملاتی را این جا برای خودم یاداشت کنم
ان شاء الله
پ.ن. 1
توصیح غیرضروری که احتمالاً در هر ریویوی دیگری از این کتاب یافت می شود:
کتاب دو قسمت دارد:
در بخش اوّل، سداریس خاطرات کودکی، نوجوانی و جوانی خود را که در آمریکا سپری کرده، مرور می کند و بخش دوم به شرح ماجراهایی که پس از اقامت در فرانسه بر سرش آمده اختصاص دارد.
پ.ن. 2
بهترین قصّه اش هنوز و هم چنان «بالاخره یه روزی قشنگ حرف می زنم» است. لایق 5 ستاره و حتّی بیش تر! و بعد از آن «دوباره دیروز می بینمت» که چیزی است در همان ردیف و تقریباً همان قدر خنده آور.

مشاهده لینک اصلی
اگر شما تا به حال در یک اتوبوس به من ضربه بزنید و من در یک صفحه خنده خیره خاموش من * خاموش، آن را به خاطر من Sedaris خواندن. 4.5 / 5

مشاهده لینک اصلی
بسیار خنده دار بود و دیوید این داستان ها را خواند و خود را فقط یخ زدگی کیک دانست. بسیاری از لحظات خنده دار، به خصوص خاطرات با ارزش. خواندن دوباره در 22 ژانویه 2012، اخیرا یک دوست خوب، از من پرسید آیا باید دیوید سداریس را بخواند. من البته بله گفتم، اما در عین حال، من شروع به شلاق زدن در اطراف محل خود کردم، خانه خود را به سمت بالا چرخاندم و به جستجوی سی دی کتاب صوتی من رسیدم. خواندن مارگارت اتوود به تازگی در حالت خشن بسیار خشن بود، اما دیوید سدریس دوباره با من سر و کار دارد. بهترین مقالات در این کتاب مربوط به مبارزات داوود برای یادگیری زبان فرانسه است. مشکل او با جنسیت مربوط به کلمات فرانسوی به عنوان مثال: واژن مردانه و مردانه زنانه است. امتحان کنید، او نمی تواند ارتباط برقرار کند. افکار او: \"من آن را مسخره به عنوان یک جنس به یک شیء بی جان که قادر به disrobing و ساخت یک احمق گاه به گاه خود را. چرا به کلاه لوله بانکی و یا آقا عزیز دلخواه اشاره میکنید وقتی این چیزها هرگز نمیتوانند به تمام آنچه که جنس آنها اشاره میکند، زندگی کنند؟ منطق بی عیب و نقص وجود دارد، شما فکر نمیکنید؟ معلم فرانسوی او نیز بسیار مهربان نیست. این بار به عنوان مثال: \"من از شما متنفر نیستم او او را به من یک بعد از ظهر گفت. من واقعا واقعا ازت متنفرم به من حساس صحبت کنید، اما من نمیتوانم کمک کنم، اما شخصا آن را میگیرم. \"دیوید همچنین برخی از سخنان جالب در مورد آمریکاییهایی که او در پاریس دیدار می کند، دارد. مثل آن زمان که یک زن و شوهر بر این باور بودند که یک جیب فرانسوی بود. آه، فکر می کنی که من در تمام آن جوک ها نمی خندم. اما من، انجام دادم! من خندیدم و خندیدم، انگار بعضی از آنها مرا مسخره میکردند. دیوید سدیریس! گوش، او funnyâ € | لطفا، لطفا به کتاب صوتی گوش دهید. من می دانم که بسیاری از مردم از این کتاب نفرت دارند، اما لطفا فقط آن را در صدای خود امتحان کنید. راه او این را می گوید، اشعار او. او هوش مصنوعی است و خنده دار است. به شدت توصیه می شود اما فقط در فرمت صوتی.

مشاهده لینک اصلی
این چیزی است که دیوید سداریس را تهیه می کند، این اولین اقدام من در این قلمرو است. به سادگی این مجموعه ای از مقالات در مورد زندگی و زمان سدیاریس است و می تواند به عنوان کمدی مشاهیر شناخته شود. این مقالات به دو بخش تقسیم می شود، دومین تمرکز بر زمان خود در فرانسه با شریک زندگی او. حرکت به فرانسه چندین مقاله را تحریک کرد، به خصوص تلاش برای یادگیری زبان. تمرکز خوبی بر روی خانواده سداریس، به ویژه پدرش، وجود دارد. سداریس همچنین در زمینه استخدام یک چشم انداز بی نظیر است، زیرا او احساسات خود را در جنبه های زندگی بیان می کند. معامله خوبی از قرص برای آمریکایی ها در خارج از کشور و به طور کلی: \"هر روز گفته شد که ما در بزرگترین کشور در زمین زندگی می کنند. و همیشه به عنوان یک واقعیت غیرقابل انکار بیان می شود: لوس بین 23 تا 22 آگوست متولد می شود، ورق های اندازه کره ای اندازه شصت و هشتاد اینچ است و آمریکا بزرگترین کشور در زمین است. با توجه به این که در گوش ما رشد کرده است، حیرت انگیز است که متوجه شویم که کشورهای دیگر دارای شعارهای ملی گرایانه خود هستند، هیچ کدام از اینها شماره دو نیستند. طنز و اغراق سدراری اغلب به افرادی اطلاق می شود که او می داند و گاهی اوقات گروه ها . او به همان اندازه قادر است هر چند آن را در برابر خود و ضعف های خود به نوبه خود: برای اولین بیست سال زندگی من، من خودم را به خواب غرق شدم. این یک سرگرمی به اندازه کافی بی ضرر بود، اما در نهایت من مجبور شدم آن را ترک کنم. در طول بیست و دو سال بعد، من هنوز در حال پاکسازی بودم و متوجه شدم که بعد از چند دقیقه می توانم بدون هیچ مشکلی کنار بیفتم. هفت آبجو را با چند اسکاچ و یک ماریجوانا خوب به دنبال بیاورید و جالب است بدانید که چطور خواب درست است. اغلب من هرگز آن را به تخت گذاشتم. هشت ساعت بعد بدنش را بوسید و گربه را از کف بیدار کرد و از اینکه برای تغییر لباسهای من از بین رفت، بهانه خوبی برایش بود. در حال حاضر گفته شده است که این به معنای \"رفتن به خواب\" نیست بلکه \"گذراندن\"، عبارت است که اشاره خاصی به قضاوت دارد. سدیریس چنین نقل قول هایی است که می تواند بقیه را بسیار آسان کند از این با یک خلبان جادوگر. من معتقد هستم که این کار بهترین کار سداریس نیست و بحث های اخیر در مورد اینکه آیا چه سداریس می نویسد، داستان و یا غیر داستانی است. سداریس استدلال می کند که هر دو درست هستند و اغراق آمیز هستند. خواندن آسان است، اما من هنوز خودم را کاملا متقاعد نمیکنم و مطمئن نیستم چرا، اما خنده دار است

مشاهده لینک اصلی
برای بی قید و شرط (گروه من متعلق به قبل از من خریداری این کتاب بر اساس یک توصیه) این کتاب مجموعه ای از ... خوب، در واقع، من کاملا مطمئن نیستم که چه کسی آنها را شناسایی کند. طبق گفته های کوچک چاپی در جلوی کتاب، این ... نوشتن خلاقانه، برای اینکه یک اصطلاح بهتر ... در ابتدا در مجلات، روزنامه ها و مانند آن منتشر شده یا پخش شده در رادیو، اما آنها واقعا مقالات و یا مقالات و یا داستان ها و یا حتی حماسه، واقعا. مجموعه ای از تقریبا تصادفی تقریبا کاملا تصادفی در مورد بسیار زیاد، صادق نیست و در نقاط مختلف در سراسر کتاب من متوجه شدم که من تعجب می دانم که آیا من در واقع به گناه در مورد هر چیزی که او در مورد صحبت کردن بود.به منظور نداشتن برخی از این قطعات arent خنده دار. بعضی از آنها به من خندیدند، که به نظر من خوب است. من حتی با چندین امتیاز موافقم. مهمتر از همه در مورد بی نظمی ظاهری زبان های خاصی که بر روی همه ی موارد جنسیتی تأکید می کنند. من عمیق ترین احترام را نسبت به همسایگان فرانسوی و آلمانی دارم، اما برای عشق به کتولو، من هرگز اصرار بر زبانم را نمی فهمم که مواردی که بدون هیچ گونه جنس جنسی دارند باید یک هویت جنسی داشته باشند! آن آقای کتری یا خانم کتری نیست فقط یک کتری تلخ! این یک آلت تناسلی مرد یا یک واژن نیست! به اندازه ی کافی تنبل نباشید و در عین حال با یک ضرب المثل بی طرف باشید! (به خاطر کسی که خواندن این نام خانوادگی را دارد، پشیمان شده است.) به هر حال، این کتاب به هیچ وجه بی اهمیت نیست، اما این کتاب در مکان های خنده دار موفق می شود، اما بیش از یک ناهماهنگ و ... بله، من به اندازه کافی بی احترامی کرده ام این ... بسیار بی معنی است، واقعا. من متوجه شدم این نظر من معنی نیست من اصلا نمیدانم و یا هر کس که جوان است این واقعیت که آنها یک روز می میرند واقعا واقعا غرق شدن در حال حاضر آن را سال جاری می نامند.اگر، مثل من، شما کاملا به برخی از بی معنا در شما زندگی، خوب است برای giggle.Im قرار دادن آقای iPad در حال حاضر و به خانم بستر و تلاش برای گرفتن برخی از دوشیزه خواب، چرا که مادام پین و هروز بی خوابی می تواند فقط در مورد خون آشام خوب در این مرحله جوش

مشاهده لینک اصلی
من در یک شهر در فرانسه زندگی می کنم که کمبود کتابفروشی هایی دارد که کتاب های انگلیسی را حمل می کنند و گاهی اوقات، به رغم انتخاب های عظیم موجود در اینترنت، من به شدت خواستار تعطیل شدن در یک کتابفروشی واقعی هستم و از قفسه ها برای گنج استفاده می کنم. بطورمثال، زمانی که از اینجا بازدید می کنم، متوجه می شوم که من بیشتر کتاب های قابل خواندن آنها را در اختیار دارم، بنابراین گاهی اوقات من فقط بر اساس پوشش و برتری شانس می گیرم. من عنوان این مجموعه ای از قطعات کوتاه توسط دیوید سداریس را دوست داشتم و آن را Wildly سرگرم کننده در پوشش عنوان کرد، بنابراین من با افتخار پول من را به من داد. من مطمئن نیستم که آن را Wildly سرگرم کننده است، اما یک دوست خوب که اعتقاد من اعتماد کرده است اشاره کرد که این ارزش استمرار با آن، من انجام دادم. من برخی از نظرات خود را در مورد زندگی در فرانسه پیدا کردم، و یادگیری فرانسوی، بسیار مناسب است. او احساس می کند که شخصیت های مختلفی در فرانسه دارد و این چیزی است که من برای سال ها احساس کرده ام. مهم نیست که چه مدت در یک کشور خارجی زندگی کرده اید یا اینکه نسبتا بهتر زبان خود را به کار می گیرید، با این حال، ارتباطی متفاوت در آن زبان خواهید داشت. شما دقیقا نمی دانید که می خواهید چه چیزی بگوید، تنها چیزی است که می توانید بگویید. گاهی اوقات تفاوت زیادی وجود دارد.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب بالاخره یه روزی قشنگ حرف می زنم


 کتاب خدمتکارها
 کتاب ریشه کن
 کتاب زندگی نه چندان عالی من
 کتاب داستان های ماشین تحریر
 کتاب انسان خداگونه
 کتاب یک زرافه و نیم