معرفی کتاب بیا با جغدها درباره ی دیابت تحقیق کنیم

اثر دیوید سداریس از انتشارات نشر چشمه - مترجم: پیمان خاکسار-پرفروش های نیویورک تایمز

اگر یک چیز به دردبخور توی آن خانه بود، چیزی حتی شبیه بستنی، مدت‌ها پیش خورده شده بود. این را می‌دانستم و برای همین از فریزر دوم که توی انباری بود صرف نظر کردم و یک‌راست رفتم سراغ فریزر برهوت توی زیرزمین. پشت مرغ‌هایی که پارسال توی حراج خریده بودیم و بسته‌های گوشتی شبیه شاه‌بلوط که روی‌شان را لایه‌ای ضخیم از برفک خون رنگ پوشانده بود، یک قوطی بستنی پیدا کردم. وانیلی و به رنگ چرک. این‌‌قدر درفریزر مانده بود که حتا من بچه هم با دیدن برچسب قیمتش احساس کردم سنی ازم گذشته، «۳۵ سنت! با این پول تو این دوره و زمونه هیچی نمی‌شه خرید!»


خرید کتاب بیا با جغدها درباره ی دیابت تحقیق کنیم
جستجوی کتاب بیا با جغدها درباره ی دیابت تحقیق کنیم در گودریدز

معرفی کتاب بیا با جغدها درباره ی دیابت تحقیق کنیم از نگاه کاربران
Lets Explore Diabetes with Owls, David Sedaris
تاریخ نخستین خوانش: یازدهم آوریل سال 2016 میلادی
عنوان: بیا با جغدها درباره‌ ی دیابت تحقیق کنیم ؛ نویسنده: دیوید سداریس؛ مترجم: پیمان خاکسار؛ تهران؛ نشر چشمه، 1394؛ در 183 ص؛ شابک: 9786002293947؛ موضوع: شوخیها و بذله گوئیهای امریکایی، سرگذشتنامه طنزنویسان امریکایی، قرن 21 م
عناوین بخشهایی از کتاب: دندان‌ پزشکان بدون مرز؛ بارک‌ الله پسر؛ متفاوت‌تر فکر کن؛ کنار ایستادن؛ من هوادار ازدواج سنتی هستم؛ درک جغدهای فهیم؛ بخند کوکابورا؛ و ...؛
از متن: اگر یک چیز به دردبخور توی آن خانه بود، چیزی حتی شبیه بستنی، مدت‌ها پیش خورده شده بود. این را می‌دانستم و برای همین از فریزر دوم که توی انباری بود صرف نظر کردم، و یک‌راست رفتم سراغ فریزر برهوت توی زیرزمین. پشت مرغ‌هایی که پارسال توی حراج خریده بودیم و بسته‌ های گوشتی شبیه شاه‌ بلوط که روی‌شان را لایه‌ ای ضخیم از برفک خون رنگ پوشانده بود، یک قوطی بستنی پیدا کردم. وانیلی و به رنگ چرک. این‌‌قدر درفریزر مانده بود که حتا من بچه هم با دیدن برچسب قیمتش احساس کردم سنی ازم گذشته، «سی و پنج سنت! با این پول تو این دوره و زمونه هیچی نمی‌شه خرید!» ؛ پایان نقل
نقل از متن: «نمی‌دانم این زن و شوهرها چطور از عهده‌ ی این همه چیز برمی‌آیند، هر شب چند ساعت وقت صرف می‌کنند تا بچه‌ هایشان را ببرند به رختخواب و برایشان از روی کتاب، قصه‌ ی بچه‌ گربه‌ های بی‌ تربیت و فُک‌های یونیفرم‌ پوش بخوانند و بعد اگر بچه دوباره دستور داد دوباره از اول شروع کنند به خواندن. در خانه‌ ی ما پدر و مادرمان ما را فقط با دو کلمه می‌گذاشتند توی رختخواب «خفه شو.» این آخرین چیزی بود که قبل از خاموش شدن چراغ‌ها می‌شنیدیم…»؛ ص 20؛ پایان نقل
نقل از متن:- با خودم فکر می‌کردم هرگز نباید گفت هرگز، خصوصا درباره‌ ی خاطرات. ملت پیر می‌شوند و آدم حیرت می‌کند که چه چیزهایی را فراموش می‌کنند. مثلا چند هفته پیش به مادرم زنگ زدم تا تولدش را تبریک بگویم، هشتاد سالگی‌ اش را. گفتم: «شرط می‌بندم آرزو می‌کردی بابا زنده بود تا تولدت رو با هم جشن می‌گرفتین.»؛
گفت «ولی اون هنوز زنده است.»؛
«زنده‌ ست؟»
گفت: «البته. پس کی تلفن رو برداشت؟»؛
حالا تازه پنجاه سالم شده و یادم رفته پدرم هنوز نمرده! (ص 27)؛
نقل از متن:- پدرم شبیه افسرهای نیروی زمینی بود، فقط به جای این که مثل آن‌ها آدم را داغان کند و بعد از نو بسازد بخش اول را انجام می‌داد و می‌رفت پی کارش. (ص 39)؛
نقل از متن:- راستش بعد از صرف آن همه وقت در هواپیما دوست داری وقتی از هواپیما پیاده می‌شوی، با یک دنیای کاملا جدید رو به‌ رو شوی، سیاره‌ ی عطارد مثلا، یا دست کم مکزیکوسیتی. ولی استرالیا برای یک امریکایی هیچ چیز جدیدی ندارد: همان خیابان‌های پهن، همان برج‌های اداری، کاناداست با شورت نخی، لااقل برداشت اول آدم این است. (ص 77)؛
نقل از متن:- سال 2004 پیشنهاد دادم که سیگاری‌ها برای امضای کتاب در الویت قرار بگیرند. دلیلش هم اینکه سیگاری‌ها زیاد عمر نمی‌کنند و وقتشان با ارزش‌تر است. (ص 106)؛
نقل از متن:- در امریکا کسی از شما سئوال سیاسی نمی‌پرسد مگر اینکه راجع به سیاست نوشته باشید. ولی در خارج هرچی ازتان بپرسند سیاسی است، مخصوصا اگر امریکایی باشید. اگر تاریخچه‌ ی تزیین کیک را هم نوشته بودم باز هم ازم راجع به گوانتانامو و امضای پیمان کیوتو توسط کشورم سوال می‌پرسیدند. (ص 109)؛
ا. شربیانی


مشاهده لینک اصلی
فقط دو جا از آدم، دزدي ميكنند؛ در تلويزيون و در دنياي واقعي.
در تلويزيون اموال آدم پيدا ميشود ولي در دنياي واقعي، تازه اگر خوش شانس باشيد، پليسي كه به خانه تان ميايد ميپرسد: كامپيوتر دزديده شده چه جور كامپيوتري بوده؟
اجازه ندهيد اين سوال، سطح توقعتان را ببرد بالا. به احتمال قوي اين را پرسيده چون يك سوال نرم افزاري دارد.
ميشه گفت اين كتاب يه مجموعه از يادداشتهاي شخصي سداريسه. درمورد سفرهاش. خاطراتش از چيزهاي مختلف. با همون رگه هاي طنز كه تو همه جملاتش خيلي واضح وجود داره.
با سداريس نميشه نخنديد.
انگار يه دوست نشسته روبروت و داره جريان زندگيش رو برات مو به مو با لحن خاص و خنده دار خودش خيلي صادقانه تعريف ميكنه:)
با اينحال، بنظرم مادربزرگتو از اينجا ببر بهتر بود از اين.

مشاهده لینک اصلی
(من این را در کتاب صوتی گوش دادم.) من در این کتاب با دانش کمی درباره کار / زندگی دیوید سدیاریس رفتم، بنابراین در مورد گوش دادن به این موضوع در مورد او بسیار زیاد یاد گرفتم! به طور کلی آن لذت بخش بود، اما قطعا من را منفجر نشد. من قصد دارم یک روز خواندن را به من بگویم، اما احتمالا به زودی هیچ وقت نیست.

مشاهده لینک اصلی
امروز دیوید سداریس یکی از کارهای برجسته و پرطرفدار امروز است. شاید او به دلیل خواندن رادیو خود و یا گوش دادن به کتاب های صوتی خود، اما او یک صدای متمایز است که سر خود را پر می کند که شما خواندن کار خود را. برای من، من نمی توانم کمک کنم، اما فکر می کنم به عنوان یک مقاله Sedaris را بخوانم که حقیقتا در کنار من ایستاده است، صحبت کردن برای کلمه چیزی است که در صفحه نوشته شده است، که باعث می شود برای شرکت ذهنی جالب است. وقتی که من بهLets کاوش دیابت با جادوگران @ (یک عنوان بزرگ اگر هرگز وجود داشته باشد)، من انتظار داشتم که همان موش و تات هنوز هم سارکاسم را تسخیر کند که آثار دیگرش کاملا خنده آور بود. شاید این انتظارات بود که باعث ناراحتی من در این آخرین تلاش شد. هنوز هم علامت تجاری عرفان و مشاهدات سداریس وجود دارد، اما آن نیز با دوز قابل توجه از پشیمانی، ناامیدی و زیرچشمی بحران اواسط زندگی وجود دارد. در این کتاب تقریبا به نظر می رسد که سداریس در شرایط نزولی در زندگی قرار دارد و کاملا معتقد است که چگونه از زمان جوانگیاش کمی تغییر کرده است. موضوعی آشنا که قبلا چندین بار توصیف شده بود، اما امیدوار بودم که Sedaris دید تازه ای برای آن ایجاد کند. در عوض، موضوع به نظر می رسد خزنده به طنز او و ترش آن است. سدیرس به مرگ و پشیمانی از فرصت های از دست رفته کاوش می کند (یا به عنوان یک مقاله اشتباه، \"گای پیاده به داخل جعبه\" @)، ترس و ایده بی نظمی (مخصوصا در یک مقاله ای که حمله به خواهرش Gretchen را بازگو می کند) را بررسی می کند. نه اینکه هیچ چیز در این کار خنده وجود ندارد - مقاله ای که در آن او کولونوسکوپی را توصیف می کند، سداریس کلاسیک است ... که گفته می شود خنده دار است - اما به نظر می رسد که در آن لحظه کمی روشنایی وجود دارد توم سنگین نیمی از کتاب، برخی از تفاسیر اجتماعی تخیلی را ارائه می دهد، زیرا سداریس در پوشش شخصیت های مختلفی که در ایدئولوژی محافظه کار قرار دارد، می گیرد. اولین داستان، که در آن یک مرد همسر، دختر بالغ و مادرش را به عنوان واکنشی برای قانونی کردن ازدواج همجنس بازی می کند، کمی تلوش می خورد و به نظر می رسد سخت تر از خنده دار است. سپس دوباره می توانم خشم سداریس را در زندگی در جامعه ای که هنوز حقوق او را به دیگران محکوم می کند، می فهمم - من فقط امیدوار بودم که با شیوه اندازه گیری و گسستهتری نسبت به محصول غیرمعمول که در این کتاب قرار دارد، به آن نزدیک شوید. با این حال، قطعه ای در مورد زنانی که قصد پیوستن به یک پیاده روی حزب چای در واشنگتن را با کمک فرزند خود دارند، کاملا خنده دار است. در حالی که من تلاش های داستانی سداریس را به عنوان نقطه پایانی او پیدا نمی کنم، این نوعی است که امیدوارم بیشتر از او در آینده ببینم. ناامید کننده است وقتی که یک نویسنده از قلمرو مورد انتظار خود برای انجام کارهای جدید تلاش می کند و نمی کند کاملا تحویل؛ اما در موردLets کاوش دیابت با جغد @، آن را نیز اجازه می دهد تا برای بازتاب در مورد زندگی خود را، فرصت های از دست رفته، تاسف - و امید است که در پایان این روز، یکی دیگر خواهد فرصت های جدید و فرصت های آینده فردا . و اگر نه، حداقل باید به اندازه کافی آرام باشید تا آن را مناسب انجام دهید.

مشاهده لینک اصلی
دیوید سداریس طنز آمیز آمریکایی منحصر به فرد است. گاهی اوقات من مقاله های خود را دوست دارم و بار دیگر از آنها متنفر هستم، بنابراین مجموعه ای از کارهای خود را نسبتا دشوار است. من به کتاب صوتی Lets کاوش دیابت با جغد در رفت و آمد روزانه من و HES یک راوی شگفت انگیز است. در حقیقت، خواندن تعدادی از کتاب های دیگر او، Id توصیه به گوش دادن به او مقاله خود را بخواند. زمان بندی و افتراق او کمال است. این یکی از چند طنز آمیز است که به معنای واقعی کلمه باعث شده من را با صدای بلند خندید. نقاط برجسته این مجموعه عبارتند از Understanding Owls، Laugh Kookaburra و Walking Guy به یک Car Bar. آنها باور نکردنی خنده دار هستند و قلب زیادی دارند. نقاط کم بود: آزادی های مراقبت از سلامتی و چرا من می خواهم کشور من، اگر من جهان را رژیم و روز سگ. آن را به عنوان اگر او از مواد خارج شد و tacked بدترین آن در پایان. روز سگ افتضاح بود و مرا یادآور Squirrel See Chipmunk: یک مدرک مدرن که نمیتوانستم بمانم یادآور شدم. به نظر من، چیزی که من می بینم، چیزی نیست. من برای خوانندگان بزرگسال توصیه می کنم که به دنبال یک خنده باشند و برخی از بدبختی و غم و اندوه عمومی را نادیده بگیرند. کتاب های طنز آمیز تر که من از آن لذت بردم: آیا شما وجود دارد، ودکا؟ من، چلسی، پدر، چربی، و همه آن نسبی است: دو خانواده، سه سگ، 34 تعطیلات و 50 جعبه شراب.

مشاهده لینک اصلی
به عنوان بخشی از تور تبلیغاتی برای این کتاب، دیوید سداریس در شهر بارنز و نوبل خود را متوقف کرد و من به طور تصادفی به اتمام رسیدم (یک روز پیش از این رویداد یک نسخه از کتاب را در مورد هوی و هوس خریداری کردم متوجه شدم که با خرید این کتاب، روز بعد من نیز به صورت ناخودآگاه یک بلیط برای خواندن خریداری کردم). این یک رویداد سرگرم کننده بود - Sedaris جذاب و شایسته در شخص است و بسیار مودب به افرادی که دیوانه مورد نیاز است که تمایل دارند تا در هر نویسنده خواندن نشان می دهد Ive تا به حال حضور (من به یاد داشته باشید یک زن به ویژه به یاد ماندنی در خواندن مارگارت اتوود که آغاز شده برتنی اسپیرز و لباس هایش در طول سال ها پرسیدند و با تکان دادن به این نتیجه رسیدند که آنچه را که آنها با بریتنی انجام دادند A SIN بود! این A SIN! @ بود و این چیز شگفت انگیز بود که تا به حال دیده ام). یک توصیه برای هر کسی که در آینده در مورد رویداد Sedaris حضور دارد، اما: مرد چت است. فقط چند ده نفر در خط به دست آوردن کتاب خود را امضا کردند، اما او متوقف شد و صحبت با هر فرد، گاهی اوقات برای تقریبا پنج دقیقه هر. یک زمان طولانی لعنتی گرفتم که انتظار نداشتم، بنابراین برای آن آماده باشید. در آن زمان نوبت من بود، من فقط خسته شدم و هیچ چیزی شگفت انگیزی برای گفتن نداشتم، اما او خیلی خوش تیپ بود و از سوالاتی مودبانه که در کتابم جلب کرده بود، از من پرسید و بعد او را یکی از شکلات ها را به من داد ظاهرا طرفدار دیگری برای او ساخته شده بود. من به شوخی گفتم که آنها مسموم شده اند، زیرا نمی دانم چگونه به عنوان یک انسان عادی صحبت می کنم، و او فقط نوعی به من چشمک زد، بنابراین از او تشکر کردم، کتاب امضا شده من را گرفتم و فرار کردم. به هر حال اضافه کردن آن به لیست متقابل نویسنده نویسنده Madelines Awkward و اجازه می دهد تا به بررسی های واقعی bit.Like را بررسی کنید Sedariss مقالات قبلی، مقالات اینجا را می توان به سه دسته تقسیم شده است: داستان در مورد دوران کودکی Sedariss و اوایل دهه ها، داستان در مورد سفر خود (معمولا او دوست پسر خود را هیو، که من در نوع خود دوست دارم)، و مقالات از منظر شخصیت داستانی نوشته شده است. آخرین رده سخت ترین نقطه است، زیرا اغلب آنها همان متن و صدای خود را به عنوان مقاله های دیگر خود دارند، بنابراین شما فرض می کنید که آنها نجوم را تا زمانی که نشان می دهد که سخنران در واقع، او نیست. نوع مورد علاقه من از مقاله سداریس همیشه نوع سفر بوده است، و این کتاب تعداد زیادی از آن را دارد. من همیشه عاشق خواندن درباره تجربیات خود در یادگیری زبان های جدید هستم و در مورد تفاوت های بین درس های ژاپنی و آلمانی از داستان های خوبی برخوردار هستم: هیچ اختلاف در Pimsleurs Japan وجود ندارد، اما آلمان آن یک مکان مودبانه و اغلب وحشی است. در یکی از تمرینات، شما تشویق به بحث در مورد یک جادوگر است که تلاش می کند تا شما را از تغییرات خود تقلید کند و شما را ناراحت می کند. شما آلمانی را نمی فهمید، اما من به شما می آموزم که بگویم. من آلمانی را درک می کنم. این یک برنامه کامل از ترکیب جملات عجیب و غریب است. ما اینجا زندگی نمی کنیم ما می خواهیم آب معدنی بدان معنی است که اگر زن و شوهر در این شهر خاص زندگی کنند، آنها مثل همه افراد دیگر مست می شوند. یکی دیگر از برجسته ها Der Wein ist zu teuer und Sie sprechen zu schnell است. (شراب بیش از حد گران است و شما بیش از حد سریع صحبت می کنید.) پاسخ به این خواهد بود هر چیز دیگری، ارباب احمق؟ اما البته آنها به شما یاد نمیدهند. @ مقالاتی که در مورد دوران کودکی اتفاق می افتد، کاملا متمایز هستند، زیرا هرچند که هنوز هم خنده دار هستند، اما غم انگیز بودن آنها برای آنها خیلی بیشتر از آنچه که در مجموعه های قبلی بود، به دست می آورد. این اولین بار بود که من در مورد سوء استفاده از کودکان سداریس چیزی خوانده بودم و غم انگیز ترین چیز در مورد این جزئیات این بود که دیوید سداریس به آرامی آن را به عنوان بخشی طبیعی از دوران کودکی بپذیرد، که من فکر نمی کنم درست باشد. کسی که در این خواندن واقعا از او خواسته بود که چگونه پدر و مادرش وقتی بچه بود او را ضرب و شتم می کردند و واکنش او اساسا همان چیزی است که در کتاب است: او شل شد و گفت که در آن زمان طبیعی بود و هنوز هم هیچ چیز غیرمعمولی در مورد آن یافت نشد

مشاهده لینک اصلی
من نیاز به یک خنده داشتم و سدیریس ناامید نشد. چند بار به سختی خندیدم، انتظار داشتم همسایگان عصبانی به داخل من ضربه بزنند و نوار را ببندند و دهانم را بچرخانند، آنها را تسلیم نمیکنند و یا به لحاظ تئاتری، با شواهدی مبنی بر این که من در نهایت دیوانه ام، گریه کردم. نه تنها جوک ها و زمینه هایی که در آن وجود دارد، بلکه همپوشانی است که می توانم با زندگی خودم، با شخصیت غول پیکر و طبیعت چهره من، به خود جلب کنم. و کمی از همدلی، وقتی که به خاطرات می آید، ضروری است. برای افشای کامل، باید ذکر کنم که این اولین کتاب دیوید سدیاری است که خواندن و خواندن آن بسیار عالی بود. در سطح، تمام تجربیات ناخوشایند ارائه شده در اینجا جالب نیستند. فقط داستان های زندگی کمی خسته کننده اکثر ما نمی دانیم که فقط می توانیم در یک دفتر خاطرات برای نوشتن در روزها و یا سال ها بعد، خدا را فراموش کنیم. آنچه که آنها را جذاب می کند، صدای دیوید سدیاریس است، صدای او، افسون او، و گاهی اوقات عمق او. در اینجا ما درام خانوادگی در خانواده های ناکارآمد طبقه متوسط ​​در دهه 1960 ایالات متحده، بازتاب دلتنگی شانس های از دست رفته، آماده سازی شاد برای یک سفر نویسنده، جذابیت مخرب با اسکلت یک دختر پخمی در یک فروشگاه تاکسیری در روز ولنتاین، ویژگی های فرهنگی کشورهای خارجی، زنان آزار و اذیت، باید با آن برخورد کنند، نمایشنامه اوباما، شعر درباره سگ ها و شش داستان داستان هایی که در آن سدیریس انواع مختلفی از مردم را به خود جلب می کند تا صفات زشت خود را مورد تمسخر قرار دهند. من می توانستم بدون داستان های داستان هایی که نقاط ضعف این کتاب را می دیدم انجام می شدم. اگر انتخاب کنم، یک سفر گای به یک ماشین بار، داستان من مورد علاقه من خواهد بود، زیرا طنز با نوستالژی با برخی لحظات لمس می کند که ضربه می زنند من برای من خانه، اما آنها همه قطعات بسیار قوی است. حالا، اگر فقط می توانم آهنگ خنده دار کوکابورا را از سرم بیرون بیاورم

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب بیا با جغدها درباره ی دیابت تحقیق کنیم


#ادبیات آمریکا - #خود زندگی نامه - #دهه 2010 میلادی - #مجموعه مقالات - #پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز - #کمدی -
#انتشارات نشر چشمه - #دیوید سداریس - #پیمان خاکسار
کتاب های مرتبط با - کتاب بیا با جغدها درباره ی دیابت تحقیق کنیم


 کتاب از صفر به یک
 کتاب طرح باشکوه
 کتاب خورشید هنوز یک ستاره است
 کتاب از صفر به یک
 کتاب مرا نگاه کن
 کتاب اعتراف