کتاب خاطرات دایه

اثر نیکلا کرواس از انتشارات البرز - مترجم: میترا معتضد-پرفروش های نیویورک تایمز

خاطرات پرستار کودکانه یک رمان سال 2002 توسط امی مک لافلین و نیکولا کراوس است که هر دو آنها پرستاران سابق هستند. این کتاب با نگاهی به مراقبان کودکان خود، جامعه ی منهتن بالا را ترسیم می کند. تلاش برای فارغ التحصیلی از NYU و از آپارتمان استودیویی میکروسکوپی خود را تامین می کند، پرستار بچه یک موقعیت را برای تنها پسر خانواده ثروتمند X دارد. او به سرعت در حال یادگیری مقدار دیوانه در حال پیگیری درگیر است تا اطمینان حاصل شود که همسر پارک خیابان که کار، آشپزی، تمیز کردن و یا افزایش کودک خود را یک روز صاف است. وقتی زوج Xs شروع به تجزیه و تحلیل می کنند، پرستار بچه به راه خود ادامه می دهد و فراتر از حد مجاز انسان یا طعم خوب است.


خرید کتاب خاطرات دایه
جستجوی کتاب خاطرات دایه در گودریدز

معرفی کتاب خاطرات دایه از نگاه کاربران
** هشدار اسپویلر ** من با تمام مادران در کتاب آشنا شدم، بسیار جذب شده و زندگی می کنم هر روز خرید و صرف وقت با دوستان خود و مطلقا هیچ وقت با فرزندان خود، اداره مسئولیت خود را در nannies و یا خدمتکار خود را . آنها پرستاران خود را مثل برده های خود می گیرند، آنها را در اطراف انجام وظایف خود، احضار احزاب، در حالی که خارج از آنها در سالن های خرید و فروش قرار می گیرند. بچه ها با پرستاران خود نزدیک تر از مادرانشان پیوند می دهند، زیرا پرستار بچه مادر است، آموزش، حمام کردن، تغذیه کودک و مادران اگر فرزندان خود را دارند، دیوانه می شوند. سپس مادر مادران خود را پرستش می کند هر زمان که چیزی به راه خود برسد و بچه ها فقط از بین رفته اند. اما، بدیهی است که مادران می توانند کمتر مراقبت از فرزند را تحت تأثیر قرار دهند. من فکر می کردم که پرستار بچه بسیار خنده دار بود و گریسون نیز. من عاشق روابط خود و نحوه رفتار او با او شدم. من فکر کردم او بسیار با بچه ها بود. با HH او خیلی سرد بود، او نگه داشتن توپ را به او و دادن او به نگرش عظیم، اما زمانی که او بود در اطراف و او در مورد او فکر می کنم، او واقع گرایانه تر و نه خیلی بچه است. من منتظر بودم تا پرستار بچه پرست باشد تا خانم X را مستقیما تنظیم کند و خودش را بپوشاند و هرگز واقعا اتفاق نیفتاد، بنابراین خیلی ناامید شدم. این کتاب یک ستاره دیگر را به دست آورد، شاید دو.

مشاهده لینک اصلی
خواستار: یک زن جوان برای مراقبت از پسر چهار ساله. باید شاد، مشتاق و خودخواه باشد - همسو با مظاهری. باید شیفت شانزده ساعته را با کودک پیش دبستانی عمدا از دست رفته محروم کند. باید عاشق شدن، به معنای واقعی کلمه و به طور شفاهی، توسط همه در خانواده اش پرتاب شود. باید پیش بینی خوشمزه پرداخت مضحک و نامحدود داشته باشید. در بیشتر موارد، باید مانند قارچ دوست داشته شود که از کارفرمایان Hermès در حال رشد است. کسانی که آن را شخصی می کنند لازم نیست اعمال شود. این کتاب شایان ستایش و خنده دار بود. من عاشق خواندن کتاب های مبتنی بر داستان هایtrue @ هستم. من نمی توانم تصور کنم که مردم (مخصوصا پدر و مادران) اینطور هستند، اما من با آرامش و ثروتمند و معروف نمی شوم. شما از موقعیت های دیوانه پرستار لذت می برید. فیلم نیز خوب بود (جایزه، کریس ایوانز).

مشاهده لینک اصلی
من فکر کردم این فقط یک کتاب جوجه کشی دیگر خواهد بود، اما آن را در همه نبود و به طور شگفت آور خوب، جالب خوانده شد! این داستان تا حدودی افسرده بود، زمانی که آن را خنده دار بود: من احساس واقعا بد برای فقیر Grayer به دلیل راه پدر و مادرش به طور کامل او را نادیده گرفت؛ و وقتی که من از همه بچه های فقیر ثروتمند بیرون می آیم، فقط قلب من را می شکند تا فکر کند که تنها تنهایی باید احساس کند ... من می دانم که این فقط یک کتاب است، اما مطمئن هستم که زندگی در آن حلقه ها نسبتا دقیق است. پایان کمی ناگهانی است، اما من آن را بسیار نگران، من احساس می کنم آن را به کتاب اضافه شده با اجتناب ازall خوب است که به پایان می رسد به خوبی @ تایید پایان.

مشاهده لینک اصلی
من کاملا از خواندن این کتاب لذت بردم. شغل شگفت انگیز به شخصیت اصلی ما شخصیت طنز آمیز و تند و زننده برای توازن در مورد چگونگی ناتوانی و بی اعتنایی به جامعه نخبه ای که او روزانه با آن برخورد می کند، را نادیده می گیرد. این کتاب مطمئنا من را کمی از یک غواصی عاطفی به من معرفی کرد ... یک دقیقه من در یک موقعیت خاص غرق شدم و بعد من با (یا در) شخصیت اصلی خندیدم. پسر نان مسئول مراقبت از او خواهد شد قطعا در رنج های قلب خود را در مدت زمان دو یا دو. این برای من سریع خواندن بود و من آن را توصیه به هر کسی که از نوع کتاب لذت می برد که شما را با صدای بلند و قرمز در همه را در همان فصل قرار دهید. خواندن بزرگ

مشاهده لینک اصلی
این مثل شیطان پرادا است. جالب بود که ببینیم کهthe دیگر @ زندگی می کند، اما در این نقطه ما می دانیم آنها یک دسته از پر سر و صدای ثروتمند هستند که هیچ کاری انجام نمی دهند، اما در بطری farts خود بسر می برند. من برای نان احساس کردم که به عنوان یک برده تحت درمان قرار گرفت، اما صادقانه برای آنچه که متهم شده است، او بهترین برده پرداخت شده است. هرگز این کتاب را نخوانده بود اگر برای کلاس نبود و صادقانه نمیتوانست آن را برای هر کسی توصیه کند، به جز طرفداران و طرفداران شاعر بزرگ شیطان پرادا.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب خاطرات دایه


 کتاب همسایه میلیونر
 کتاب من ملاله هستم
 کتاب موفق سازها
 کتاب برو دیده بانی بگمار
 کتاب اقیانوس انتهای جاده
 کتاب میراث اوریشا