معرفی کتاب خورشید هنوز یک ستاره است

اثر نیکولا یون از انتشارات نشر نون - مترجم: فاطمه خسروی-پرفروش های نیویورک تایمز

ارسال شده توسط ایران کتاب در تاریخ سه شنبه 12 دی 1396
نیکولا یون، نویسنده جامائیکایی است که رمان اولش، «همه‌چیز همه‌چیز»، نُه ماه جزو پرفروش‌های نیویورک تایمز بوده است. رمان دوم این نویسنده، «خورشید هنوز یک ستاره است» همچنان جزو پرفروش‌های نیویورک تایمز و نامزد نهایی جایزه ملی کتاب آمریکا در سال ۲۰۱۶ است. او در جامائیکا به دنیا آمده و هم اکنون با خانواده‌اش در آمریکا سکونت دارد.
«خورشید هنوز یک ستاره است» رمانی‌ است که خواننده را به طرزی عجیب درگیر خود می‌کند. همیشه به نقش آدم‌ها در زندگی یکدیگر اعتقاد داشتم. اینکه چطور عملکرد یک نفر می‌تواند زندگی و آینده شما را تحت تاثیر قرار دهد بدون آنکه حتی بداند دارد چه می‌کند.
و حالا با رمانی روبه‌روییم که در خط‌به‌خط آن می‌توانیم عمیقاً معنای زندگی، عشق، تقدیر، آینده و سرنوشت را احساس کنیم. درست است! «خورشید هنوز یک ستاره است» کتابی است که شاید مدت‌هاست دنبالش بودیم تا خودمان را در آن بیابیم.


خرید اینترنتی کتاب خورشید هنوز یک ستاره است
معرفی کتاب خورشید هنوز یک ستاره است
جستجوی کتاب خورشید هنوز یک ستاره است در گودریدز

معرفی کتاب خورشید هنوز یک ستاره است از نگاه کاربران
در 20 صفحه اول \"خورشید نیز یک ستاره\" بود، می دانستم که چیز خاصی خوانده می شود و در 50 سالگی، می دانستم که این یکی از کتاب های مورد علاقه ام 2016 است. ناتاشا و دانیل خنده دار، ناقص، شخصیت هایی که به طور کامل توسعه یافته اند و به عنوان دوستان قدیمی احساس می شوند. داستان عشق آنها چیزی جز ساده نیست و برای آنها تا آخرین صفحه ریشه می یابد. نیکولا داستان خود را با داستانهای زیبایی و عمیقا در نظر گرفته شده بر روی شخصیت های دیگر، فیزیک، تاریخ، خیانت و خانواده بررسی می کند. در انجام این کار، او یکی از پاراگراف های مورد علاقه من را به من داد: @ و در مورد دوستدارانی که ساعت ها را به چشم های یکدیگر می چسبانند؟ آیا نمایش اعتماد است؟ من به شما اطمینان می دهم و به شما اعتماد نمی کنم که به من آسیب برسانید در حالی که من در این موقعیت آسیب پذیر قرار می گیرم. و اگر اعتماد یکی از پایه های عشق باشد، شاید خیره شدن راهی برای ساختن یا تقویت آن است. یا شاید ساده تر از آن. جستجو ساده برای اتصال برای دیدن. به نظر می رسد. @ عالی، بسیار توصیه می شود.

مشاهده لینک اصلی
این کتاب فوق العاده زیبا است به طرق مختلفی که من حتی نمی توانم شروع به توضیح در حال حاضر

مشاهده لینک اصلی
بنابراین این کتاب کاملا واقع بینانه نیست. بیش از حد بسیاری از وقایع اما آنچه در آن SUPER زیبا است. ناتاشا و دانیل ملاقات می کنند سپس دوباره ملاقات کنید. و دوباره. آیا می توان سرنوشت آنها را به هم زد؟ ناتاشا نمیخواهد چنین فکر کند؛ بعد از همه، او به علم اعتماد می کند، نه مفاهیمی که نمی توان از نظر علمی اثبات کرد. دانیل بیش از ناتاشا است. بر خلاف او، او در نگاه اول به سرنوشت و عشق اعتقاد دارد. حالا او فقط باید ناتاشا را متقاعد کند که آنها برای یکدیگر اهمیت دارند. برای تلفن های موبایل بسیار شیک و کلیدی است، آیا این کار را نمی کند؟ مانند آن را برای رمانتیک ناامید به طور خاص نوشته شده بود نه؟ خب، نه چیزی که شما می توانید عاشقانه * ناامید * نامید. من دوست دارم عاشقانه و قطعا OTPs من - Malec \u0026 amp؛ لامن - اما من به راحتی در آن بخش پنهان شدم. هرچند ضعف دارم سادگی من نمیتوانم صحنه های نازکی در هوا مقاومت کنم. من مخصوصا نمی توانم دو نفر را که مایل به بیان عشقشان هستند، مقاومت کنم، اما در مورد آن بسیار خجالتی هستم. خب، شایان ستایش است، خوب؟ این مرا از عاشقانه بین Eleanor و Park یاد کرد. به تعجب من، حتی این احساس را نداشت که ارتباط آنها با سرعت بسیار زیاد پیشرفت کند، علی رغم این رمان که در یک روز اتفاق می افتاد. بدیهی است، شخصیت ها در لحظه ای که ملاقات می کنند، یکدیگر را پر نمی کنند. Fioouuu.Although من با بسیاری از مفاهیم ذکر شده، مانند ماده تاریک، نظریه کوانتوم و سه خواهر سرنوشت (سرنوشت) آشنا بود، من حضور خود را در داستان بسیار مرتبط بود. با این حال، آزمایش عشق را شگفت زده کرد. من واقعا مشتاقم که خودم را به تمرین خیره شدن به چشمهای دیگران برای چهار دقیقه امتحان کنم. â € | آیا فراموش کرده ام که ذکر کنم که ناتاشا و دانیل نمی توانند با هم باشند؟ امشب به دلیل وضعیت او به عنوان یک شهروند نامشخص، او را بیرون رانده است. خب خب. برای پیدا کردن آنچه اتفاق می افتد، این کتاب را بخوانید. وبلاگ | یوتیوب | توییتر | نمایش مشخصات عمومی | Google+ | Bloglovinâ € ™

مشاهده لینک اصلی
روز یکشنبه @ کامل @ سقوط، ناتاشا کینگلی، هفده ساله و خانواده اش، دوازده ساعت از اخراج به جامائیکا است. Tasha تصمیم می گیرد که یک عکس بگیرد و از سرویس های شهروندی و مهاجرت ایالات متحده (USCIS) دیدن کند تا امیدوار باشیم کسی را مجبور کنیم که او را بماند و به اشتباه پدرانش پرداخت نکند. «برای روشن شدن: من به سرنوشت باور ندارم . اما مریض مریض است. شینزو می خواهد با دوستانش، خانه اش، ده ها سال زندگی اش زندگی کند. با وجود این واقعیت که او به معجزه ها اعتقاد ندارد، ناتاشا هنوز هم امیدوار است که یکی از آن ها نخواسته که آینده اش پاک شود. و شما واقعا می توانید از طریق کلمات احساس درد کنید. حرکت به دور هرگز آسان نیست، اما زمانی که شما حتی نمی توانید در آن سخن بگویید، این جهان جدیدی از درد و غم و اندوه است که نیکولا یون کاملا در این کتاب نقل می کند. \"چقدر مدت ها قبل از اینکه دوستان خود را فراموش کرده در مورد او ؟ چه مدت طول می کشد تا یک لهجه جامائیکا را برداشت؟ پیش از آنکه او را فراموش کند که او همیشه در آمریکا بود، \"خورشید نیز ستاره\" یک روایت تعویض بین دو شخصیت اصلی است که جریان داستان را به راحتی می سازد. توجه: من دوست داشتم وقتی شخصیت جانبی در یکی از آنها ذکر شد فصل، آنها باید یک صفحه تاریخی در یکی بعدی داشته باشند. روایت دوم ما، دانیل جائه هو بی، شاعر مشتاق است که در یادداشت های مولشین خود، اشعار در مورد دلهره ها را بخواند، هرچند که قلب او هرگز شکسته نشده بود ... با این حال، به دلیل مصاحبه پذیرش پذیری فارغ التحصیلانش با ییل، پدر و مادر دانیل اجازه می دهند او را از مدرسه خارج کنند. اما ماندن در خانه، جایی که مادرش با سوالات او را بمباران می کند، گزینه ای نیست. بنابراین، در روز آخر کودکی او، تصمیم می گیرد بیرون برود، جایی که او با موزیک خود مواجه می شود. نکته جالب این است که تاشا برای دیدار با وکیل فیتزجرالد برای کمک به پرونده اش ملاقات کرد، در حالی که دانیل در حال راه رفتن بود از دزدی کوتاه خود را توسط آرایشگر مورد علاقه او. من فکر می کنم نه. و همه ما می دانیم که بعد از این ... این بررسی شامل * spoilers ملایم * از اینجا.من انتظار داشتم با insta-love مزاحم، زیرا فرض اصلی این است که آنها را برای یکدیگر در کمتر بیش از دوازده ساعت و برای قسمت اصلی من ... زیرا بعد از دانستن او برای 10 دقیقه (شاید حتی کمتر)، دانیل در عصر سنی خود را با تاسا تصور می کند. اما در این کتاب با چنین فراوانی از موضوعات سنگین از جمله: تنهایی، دلهره ها، اولین عشق، نژاد، وفاداری، خودکشی ... که insta-love حداقل از نگرانی من بود (اما هنوز هم مشکل ساز است). Daniel حتی نوع خود را از در عشق در حال سقوط به سرعت به سرعت . «این جمله ی ژاپنی است که من دوست دارم: کوی یوکان. این به معنای عشق در نگاه اول نیست. نزدیک به عشق در دید دوم نزدیک تر. این احساس زمانی است که شما فردی را دیدید که دوستش دارید. شاید شما آنها را نادیده نگیرید، اما این اجتناب ناپذیر است که شما خواهید بود. »و خیلی مطمئن است که، با این حال، او در برخورد دوم خود تجربه کرده است. ناتاشا نیست. البته، از آنجا که Tasha نمی تواند چشم پوشی از ظاهر دوست داشتنی او باشد، او به او می اندازد، او به او می گوید که یک خط که همیشه باعث می شود من را ترک: â € œRed Tie â € من می گویم. â € œDaniel، â € او اصرار دارد. «من با من دانیل را دوست دارم». من همیشه به دلیل مریدیت از دفتر، همیشه آخرین خط هیستریک را پیدا کردم. با این حال، هنگامی که ناتاشا او را مطلع می کند که او به عشق اعتقاد ندارد (نگران نباشید، هیچ گاه گمراه کننده نیست. @ Sheâ € ™ sa realist @ ... aka what every cynic ever said)، دانیل تلاش می کند تا سقوط در عشق علمی (با استفاده از 36 سوال که منجر به عشق) حقایق قابل توجه: شما می دانید که شما به پایین روح از ناامیدی زمانی که شما سعی می کنید که یک عاقبت غریبه را در عشق با شما مثل آن ... بله، science.They وقت ندارم به تمام سی و شش جواب بدهم، چون تااسا یک قرار ملاقات دارد و پس از آن باید به خانه برود، بنابراین آنها بر سر سوالاتی که انتخاب می کنند بحث می کنند. â € œWe تلاش برای جا به جایی در یک روز.â € و من در همه جا به دنبال پیدا کردن چیزی کامل برای انتقال احساسات خود را در مورد وضعیت insta-lovey خود را، و من در نهایت آن را پیدا کرد: با تشکر از شما، جهان. دیگر واقعیت قابل توجه: من احساس می کنم دوست دارم این کتاب را چند سال پیش دوست داشته باشم، زمانی که من همانطور که ناتاشا بودم، به همان اندازه معجزه بودم. اما خواندن درباره خرد کردن هر رویای دانیلز، منجر به تخریب تمام انرژی من شد. اما در مورد توجه بیشتر، زمانی که تمرکز به مسائل من در ابتدای این بررسی ذکر شد، من در راه صادقانه ترین و قابل قبول آموزش دیده ام، بنابراین، نیکولا یون، از شما سپاسگزارم، و همچنین در یک رابطه کاملا غیر مرتبط توجه داشته باشید، من دوست دارم دانیل و ناتاشاس norebang (کارائوکه) مهارت های آواز در صفحه نمایش بزرگ را ببینید. من 100٪ از انتخاب خود را به آواز خواندنTake a Chance On Me @ توسط ABBA. و من هنوز هم در مورد تفسیر خود در آواز ناتاشا خنده می خوانم: آواز خواندن، جدی و دلسوز و کاملا افتضاح است. این خوب نیست. در همه موارد. شما کاملا مطمئن هستید که او تنه ناشنوا است. هر گونه یادداشتی که او می بیند صرفا تصادفی است. «عصب! و سرانجام پس از این بخش، لحظه ای که منتظر بودم، می آید:« بیشتر شعرهایی که درباره ی عشق یا جنس و ستارگان دیده می شود. شاعران شما با ستاره ها وسواس می شوند. ستاره های در حال سقوط. شوت ...

مشاهده لینک اصلی
من واقعا واقعا این کتاب را دوست داشتم !!! این یک داستان کاملا منحصر به فرد با یک پیام قدرتمند بود. قطعا یک خواندن من توصیه می کنم که به من بگوید. به طور پیش فرض، من در حال گرفتن مسائل مربوط به کتاب بودم. روایت 100٪ فرد است، نه تنها ما ناتاشا و آمپر؛ چشم انداز دانیلز، اما ما از بخش های متنوعی از شخصیت های کوتاه استفاده می کنیم. ما شخصیت ها داستان های گذشته را به اشتراک می گذاریم، شخصیت های جانبی که تنها در یک صحنه هستند، شخصیت هایی که هرگز از آن باز نخواهیم شنید، حتی چیزهای بسیار دلخواه مانند @ eyes @ @ hair @ و @ fate @ همه چیزهایی را به اشتراک می گذاریم. من به طور معمول نوع خواننده را می گویم فقط به من شخصیت های اصلی من POV می گویم، من به هیچ چیز دیگری اهمیت نمی دهم @ و واقعا اینطور که رمان برای من آغاز می شود. من واقعا از این فصل های اضافی خشمگین بودم چون احساس می کردم نفوذ قابل توجهی ندارند اما بسیار اشتباه بود. در نهایت من در داستان عاشقانه افتادم، واقعا درک بینش را به نحوی که Daniel \u0026 amp؛ داستان ناتاشاها مردم را به شیوه های مختلف زندگی می کند. اگر چه من تنظیم مشکل داشتم، آن را کاملا ارزشمند بود و خیلی خوب اجرا شد. من نیز کمی خسته بودم چون داستان دو نفر که در یک روز عاشق می شوند @ به معنای واقعی کلمه، بالاترین فرم در insta-love در YA تا به امروز است. اما صادقانه، این چنین به هیچ وجه احساس نمی شد. چیزی درباره نحوه نوشتن این رمان وجود دارد که اجازه می دهد رابطه آنها در چنین مدت کوتاهی به نحوی عمیق و بدون مضحک رشد کند. آیا در بعضی نقاط غیر واقعی است؟ کاملا. اما من فکر می کنم که به بیت های کوچکتر بیشتر شبیه موضوعات خاصی از مکالمه یا رفتارها است، نه داستان کلی. من فکر می کنم دانیل \u0026 amp؛ داستان ناتاشا به خوبی نوشته شده است و کاملا خاص است. ناتاشا \u0026 amp؛ دانیل خیلی خوب همکاری کرد. ناتاشا مستقل است، اعتماد به نفس در اندیشه او، و کاملا عملی است. دانیل فریبنده، بسیار باز و متفکر است. چیزی در مورد شخصیت های آنها وجود دارد که متضاد قطبی هستند که در تعادل کامل بین یکدیگر را گزین می کنند. حتی این که آنها تا حدی با هم برخورد می کنند احساس بسیار واقعی و طبیعی دارند. آنها یک پرتقال آتشین پر از شیمی هستند و من آنها را کاملا با هم دوست داشتم. این هم بسیار پیچیده بود تا همجوشی این دو فرهنگ را ببینید: جامائیکا و کره جنوبی. قومیت آنها نقش مهمی در داستان ایفا می کند، و همه اینها کاملا صریحا درمی آیند. من فکر می کنم که این موضوع به ویژه در مورد بینش های مختلف کودکان مختلف متفاوت است که به والدینی که در کشورهای مختلف رشد می کنند متفاوت است. ترکیبی از این دو فرهنگ پویای جالبی در خود ایجاد کرد. چیزی که مورد علاقه من در مورد این داستان پایان بود (که به ویژه درخشان است زیرا به طور مستقیم از ناتاشا یا دانیلز POV مستقیم نیست، که واقعا نشان می دهد که چگونه احساسات من تغییر می کند.) قطعا یکی از آن انتهایی که در یک نقطه برای رشد، توسعه و برای امید قرار دارد. این باعث شد که من به جزء خوشبختی، بخشی از امدادرسانی به من وارد شود. این قطعا این داستان را با هم به گونه ای به کار بست که به ماهیت منحصر به فرد کل کتاب پایبند بود. قطعا دوست داشتم خورشید نیز یک ستاره باشد. من این کتاب را تقریبا یک سال داشتم و من هیچ وقت نمیدانستم که چرا این مدت طول میکشد تا آن را بگیرم، اما من خیلی خوشحال شدم. من این را خوانده ام و به شدت آن را توصیه می کنم !!

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب خورشید هنوز یک ستاره است


#ادبیات آمریکا - #داستان عاشقانه - #ادبیات معاصر - #ادبیات نوجوان - #دهه 2010 میلادی - #تازه های ایران کتاب - #پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز - #انتشارات نشر نون - #نیکولا یون - #فاطمه خسروی
#انتشارات نشر نون - #نیکولا یون - #فاطمه خسروی
کتاب های مرتبط با - کتاب خورشید هنوز یک ستاره است


 کتاب مخمصه
 کتاب رگتایم
 کتاب درون آب
 کتاب قصر شیشه ای
 کتاب هری پاتر و فرزند نفرین شده
 کتاب استخوان های دوست داشتنی