کتاب داستان موفقیت نخبگان

اثر مالکوم گلدول از انتشارات نیلوفر - مترجم: نوشین طیبی-پرفروش های نیویورک تایمز

در این کتاب جذاب، مالکوم گلدولِ جامعه شناس ما را با خود به سیر و سفری هوشمندانه می برد؛ سفر در دنیای نخبگان یعنی دنیای باهوش ترین، مشهورترين و موفق ترین افراد.

او معتقد است که ما به وضعیت کنونی افرادِ موفق بسيار بيشتر از پیشینه ی آن ها _یعنی فرهنگ، خانواده، نسلی که به آن تعلق دارند و ویژگی های منحصر به فرد زمانه ی شکوفایی آن ها_ اهميت می دهیم. او در این راه اسراری از میلیونرهای دنیای نرم افزار همچون بیل گیتس را فاش می کند و برایمان می گوید چرا هرگز نامی از باهوش ترین مرد جهان نشنيده ایم، چرا تقريباً هیچ قهرمان هاکی در پاییز به دنیا نیامده است، چرا آسیایی ها در ریاضیات مهارت بهتری دارند، چه چیز گروه بیتلز را بزرگ ترین گروه موسیقی راک کرد و چرا در حوادث سقوط هواپيما قوم و نژادی که خلبان ها متعلق به آن هستند به اندازه ی میزان آموزش و تبحر در کارشان مهم است.

زندگی نخبگان از منطقی خاص و غير منتظره پیروی می کند. گلدول تلاش می کند از این منطق پرده برداری کند و در همین راستا، برای بهره برداری از بیشترین استعدادهای بالقوّه نهفته در وجود انسان ها طرح اغوا کننده ای ارائه می کند. این نکته می تواند نحوه ی درک ما از موفقيت را متحول کند.


خرید کتاب داستان موفقیت نخبگان
جستجوی کتاب داستان موفقیت نخبگان در گودریدز

معرفی کتاب داستان موفقیت نخبگان از نگاه کاربران
این یک نظرسنجی احساس گرا نیست مانند کسانی که به نظر میرسد که در اینجا محترم شمرده شود. در حالی که این کتاب به خوبی تحقیق شده و به راحتی قابل خواندن است که برخی از نکات جالب را به خود اختصاص می دهد، بیشتر مطالب آن به معنای عقلانی خالص است. در دنیایی که با چنین نابرابری های شدید زندگی می کند، مطمئنا شانس و شانس زیادی در رابطه با این که چگونه فرد به وجود می آید، به جز آنهایی که از توانایی های ذاتی حاصل می شود، وجود خواهد داشت. شما قبلا این را میدانستید، درست است؟ بنابراین، نباید ایده ها و روش های خاصی در چنین کتابی به شدت متکلم ارائه شود؟ اگر Outliers در کنار چشم انداز جامعه شناختی عالی خود، برخی از راه حل های خاص را در بر داشت، و همچنین به برخی از جنبه های روانشناختی موفقیت رسید، می توانست یک کتاب عالی باشد. اما این کار را نکرد و رک و پوست کنده، این یک کتاب عالی نیست. ما نمی توانیم بگوییم که رقیبان پارادایم کمی تغییر نکرده اند. این کار را کرد اکنون در حال دسترسی به محیط زیست و نیروهای بیرونی در هنگام دسترسی به دیگران و شرایط آنها هستم. اما این تغییر در چشم انداز جزئی است، زیرا فرضیه این کتاب در حال حاضر مناسبی برای من بود و احتمالا برای شما نیز هست. همه در نظر گرفته شده، من فکر می کنم سه ستاره این است که این کتاب سزاوار است.

مشاهده لینک اصلی
@ اگر فقط Id این کتاب را قبلا بخواند @ مرد قدیم آهی کشید. او را سرش را با غم تکان داد. @ من در پایان اشتباه سن از بین بردن بود. Id یک شناگر قهرمان ساخته شده است ... @ صدای او را خاموش کرد. @ Hmmm @ او دوباره آه کشید. @ پس از آن این قانون 10000 ساعت است. حالا چه جور آدمی باید این کار را انجام دهم؟ تنها کاری که من انجام می دهم تمرین 10000 ساعت است، زمانی که همسرم دور می ماند، بینی من است. و حتی این بیشتر به دلیل عادت در حال حاضر است. شما بلافاصله به بوی استفاده می شود. @ او سرش را تکان داد. @ این کلم ها است. او بیش از حد دوست دارد.من حدس می زنممن آرزو دارم که من در یک فرهنگ افتخار متولد شدم. اگر من بودم، فقط نمی توانستم آنجا ایستادم و وقتی که رئیس من به من گفت که من عاشق بچه ای از یک خر و کبوتر بودم، با صدایی آرام آرام صدایش کردم. من می توانستم او را تنها بگذارم - درست در قیصر. راستش در کیسر، من به تو بگویمEr ... اما نمی خواهی که تو را در زندان به سر بردارد؟ @ @ آه، من در زندان، پسر، خوب کار خواهم کرد. کتابخانه زندان را اجرا کرده و آن را معروف کرد، مانند آن مرد در Shawshank.البته.من هرگز به معنای بیگانه نبودم. زندگی به من دست نادرست رسید @ @ پس چگونه کتاب خواندن پیش از آن کمک کرده است؟ @ او به من باور نکردنی نگاه کرد. @ چرا، زندگی من را تغییر داد! من نمیتوانم در شکستهایم غمگین باشم من آنها را به عنوان اجتناب ناپذیر در نظر گرفته ام. من این کتاب را در هر کسی که به عنوان یک بازنده به من نگاه می کرد، تکان دادم. من باید ... من باید ... @ من ناامید شد. @ اوه، آقای بلیک، چرا نمی توانستم این کتاب را 35 سال پیش خریداری کنم؟ @ من واقعا احساس بدی کردم. این منصفانه نبود. او سرش را تکان داد و به شدت آه کشید. @ آه پسر، این بدترین بخش است. رئیس من این کتاب را در 30 سالگی من به من داد. اما من از او متنفر بودم، من آن را در گرد و غبار گذاشتم. @ من گریه کردم.

مشاهده لینک اصلی
وای! این کتاب باور نکردنی بود این به طور مستقیم بر روی شمار بسیار کوچکی از کتابها میگذرد که من می توانم بگویم به شیوه ای که من می فهمم و جهان را می بینم به شدت تغییر کرده است. من می دانم که ایو شنیده است که این کار نویسندگان چندین بار در کتاب های دیگر و IRL شنیده اند، اما من متوجه نشدم که چقدر تغییر پارادایم در درک موفقیت و واقعیت انسانی در واقع بوده است. من هر دو غم انگیز بود آن را به من طولانی به پایان رسید به عنوان خوانده شده این، و خوشحالم که من بالاخره انجام دادم!

مشاهده لینک اصلی
من در هنگام رانندگی از شکرگزاری به کپی ناپدید شده گوش دادم کتابهای گلدولس اغلب بحث برانگیز هستند زیرا او تمایل دارد که تنها یک طرف - سمت خود - یک استدلال و جلوه ای بر روی هر چیزی که با دید او نمی آید. گفت که این مرد می داند چگونه می نویسد و چطور داستان را بگوید. نمونه های خود را از این که چرا موفقیت ما ممکن است به علت عوامل غیر قابل کنترل تصادفی مانند تاریخ تولد، صعود خانواده، و زمینه های فرهنگی هرگز موفق به من فکر نمی کنمhuh ... آن جالب! @

مشاهده لینک اصلی
فقط یک هفته، این کتاب یک زن نسبتا نرمال را به کسی که گفت،Well، در این کتاب من خواندن تبدیل شده است. . . شما می دانید، بی نظیر؟ بله، این بخش را در اختیار شما قرار می دهد. . . این قسمت در مورد این وجود دارد. . . شما باید این فصل را بخوانید. . . نه، نه، فقط صبر کنید و اجازه دهید این 3 صفحه را برای شما بخوانم. . . آیا شما آن را خوانده اید؟ آه، تو چطوری؟ اجازه دهید فقط یک صفحه را به شما نشان دهم، فقط یک دقیقه وقت بگذارید! من نمی توانم به یک دلیل فکر کنم که چرا نباید به شور و شوق من پیوست.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب داستان موفقیت نخبگان


 کتاب یک زرافه و نیم
 کتاب یک پیاده روی طولانی تا آب
 کتاب زندگی شجاعانه
 کتاب دژخیم عشق
 کتاب جسارت امید
 کتاب ادامه بده