کتاب دختری در قطار

اثر پائولا هاوکینز از انتشارات کتاب کوله پشتی - مترجم: علی قانع-پرفروش های نیویورک تایمز

دختری در قطار نه تنها یک رمان مهیج و پلیسی، بلکه تریلری روان‌شناختانه است، که موفق شد خیلی زود رکورد پرفروش‌ترین‌هایی چون هری پاتر را بشکند و هم‌چنان در صدر باقی بماند. برخی این رمان را جلد دوم دختر گمشده می‌دانند. ماجرای همیشگی عشق و شکست، این بار با همراهی افکاری سرگردان، به داستانی معمایی منجر شده، دختری در قطار با روایتی مدرن، سراغ موضوعی کلاسیک می‌رود تا این‌بار، وحشت و خون را از میان درد و ترومای زنانه بیرون بکشد. ریچل که زنی دائم‌الخمر استبرای خودش ارزشی قائل نیست، از نظر او زنان فقط از دو وجه قابل توجه‌اند: وضعیت ظاهری و نقش مادری‌شان


خرید کتاب دختری در قطار
جستجوی کتاب دختری در قطار در گودریدز

معرفی کتاب دختری در قطار از نگاه کاربران
وقتی این کار را شروع کردم، دانستم که این یکی از بزرگترین کتابهای سال است، من کاملا مطمئن بودم که می دانستم چه انتظاراتی دارد. من شرح توصیفی ناشر را خواندم که مانند این است: @ Rachel هر روز صبح همان قطار رفت و آمد می کند. هر روز او به دنبال مسیر حرکت می کند، در گذشته از یک محدوده خانه های دلپذیر شهرک چشم پوشی می کند و در سیگنال قرار می گیرد که به او اجازه می دهد روزانه همان صبحانه را در عرشه خود تماشا کند. او حتی شروع به احساس کردن به او می داند. â € œJess و جیسون، â € او آنها را می خواند. زندگی آنها \"همانطور که او می بیند،\" کامل است. نه بر خلاف زندگی او به تازگی از دست داده است. و سپس او می بیند چیزی تکان دهنده است. فقط یک دقیقه تا زمانی که قطار حرکت می کند، اما این به اندازه کافی است. اکنون همه چیز تغییر کرده است راشل قادر به نگه داشتن آن به خود نیست، آنچه را که او به پلیس می داند ارائه می دهد و به طور جدی در آنچه در آینده اتفاق می افتد، و نیز در زندگی همه افراد دخیل است. آیا او آسیب بیشتری نسبت به خیر انجام داده است؟ بر اساس آن، من مطمئن بودم که می توانم فرضهایی کاملا بیطرفانه درباره آنچه اتفاق می افتد در داستان انجام دهم. یک دختر که در رفت و آمد روزانه اش خسته است، هر روز یک قطار خاص را می بیند، زمانی که قطار در پشت خانه خود متوقف می شود و خود را با داستان هایی درباره زندگی خود سرگرم می کند. و پس از آن او می بیند، نمی دانم، شوهر همسر یا چیزی شبیه آن را خفه می کند، و به بررسی های اطراف دو غریبه می رسد. به نظر می رسد درست است یا نه؟ فقط یک داستان طبیعی با فرصت های زیادی برای بازتاب درک در مقابل واقعیت و اینکه چگونه ما هرگز نمی دانیم که چه چیزی در پشت درهای بسته است. به طور خلاصه، دختر در قطار، به نظر می رسد مانند یک اکتشاف بسیار خوب و بسیار ادبی از این تم ها است. من خوشحالم که گزارش می دهم، بنابراین دختر در قطار چیزی شبیه این ندارد. این ملودراما به لحاظ هیستری است، پیچیده است، پوچ است، به طور مداوم به یازده راننده است. دختر در قطار بهترین فیلم بدترین فیلم طول عمر است. (هشدار خفیف اسپویلر: من دقیقا همان چیزی راشل را دیدم و شرایطی را که در جریان قرار میگیرد. به طور معمول، واقعا این را به عنوان یک اسپویلر مشاهده نکردم، به ویژه اینکه در فصلهای اول، آن را در همه موارد نشان داده میشود، اما از آنجا که همه توصیفها و بررسی های من خواندن این اطلاعات را فوق العاده مبهم نگه داشته است، من فکر کردم بهتر است محتاط باشید بنابراین، اگر شما می خواهید به طور کامل توسط حوادث شروع می شود به طرز شگفت زده ای ادامه ندارد!) راشل، شخصیت اصلی دختر در قطار، به مری کاترین بلک وود در تالار مشاهیر غیر رسمی غیر قابل اعتماد سخنرانان پیوست. راشل، ما به سرعت یاد می گیریم، فقط چند مسافر خسته کننده انتخاب کردن یک زن و شوهر تصادفی نیست و داستان های مربوط به آنها را تشکیل می دهند. زن و شوهر، که راشل جیسون و جس را می نامند (اما در واقع اسکات و مگان نامیده می شوند) چند بلوک دور از خانه قدیمی راشل زندگی می کنند - طرح هم همین است، حتی. خانه سابق راشل اکنون توسط شوهر سابق خود، تام و همسر جدیدش (و معشوقه سابق)، آنا اشغال شده است. راشل، رک و پوست کنده، آشفته است او قطار را به لندن می برد هر روز، اما ماهها کار خود را از دست داد، زیرا نوشیدنش از کنترل خارج شد. او هنوز بیش از حد نوشیدنی می کند و نمی تواند متوقف نشود و محله قدیمی اش را تماشا کند و در خانه قدیمی اش نگاه کند. برای او، فانتزی که برایJason @ and @ Jess @ ایجاد شده است، راهی است که او بتواند ازدواج ناکام خود را انجام دهد؛ زیرا جیسون و جس به نظر می رسند که بسیار خوشحال هستند و زندگی آنها به نظر می رسد بسیار عالی است، راشل می تواند خود را با این دانش کنجکاو کند کسی حداقل توانست آن را درست کند. و پس از آن یک روز، قطار خانه را متوقف می کند، و راشل @ Jess @ را در باغ می بیند، بوسیدن یک مرد دیگر. راشل شوکه شده است و شخصا خیانت می کند. روز بعد، او می آموزد که زن او به نام جس ناپدید شده است. و چون این کافی نیست، راشل در محوطه ای از شب ناپدید شدن بود، اما از آنجا که او مست شوک بود، نمی توانست به یاد داشته باشد که او چیزی را ببیند (آیا هنوز هم هیجان زده هستید؟ در بند، زیرا این قطار دیوانه فقط از ایستگاه خارج می شود) راشل یکی از سه راوی است - دو نفر دیگر Megan (aka Jess) و آنا، زنانی هستند که با شوهر Rachel's affair بوده اند و سپس ازدواج کرده اند. هر زن در شرایط کنونی خود ناراضی است و هر یک از انواع خود را از نوع غیرقابل اعتماد و مبهمی دارد. چارچوب زمانی از بین می رود، با اکثریت فصل های مگان که ماه ها قبل از انجام عملیات اصلی اتفاق می افتد، در حالی که دو فصل دیگر زنان در بیشتر زمان ها اتفاق می افتد. این یک شکایت بزرگ من با داستان بود، و واقعا بیشتر از یک هشدار: هر فصل با یک تاریخ برچسب گذاری شده است، و شما باید به آنها توجه داشته باشید. من نمی دانستم و واقعا در هنگام خواندن درباره ناپدید شدن مگن ها در یک فصل اشتباه گرفتم، و سپس یک نفر دیگر در خانه باز کرد. این کتاب مضحک است. اما سرگرم کننده آن مضحک است، مانند زمانی که شما شراب در ساعت 1 صبح نوشیدنی و تصمیم به تماشای ویلیام و کیت در کل. نه این که تا به حال برای من اتفاق افتاده این یک اشتباه نیست که این کتاب به عنوان دختر گمشده بعدی تبلیغ شده است و اینکه شما در مورد Rollercoa Gillian Flynns احساس کردید ...

مشاهده لینک اصلی
این فوق العاده خوب بود! با مسائلی مانند سوء استفاده خانگی، مشروبات الکلی، و عدم توانایی باردار شدن به نحوی که برای من بسیار خام بود، رسیدگی شد. کمی آرام شروع شد، اما زمانی که طرح اصلی آن شروع شد واقعا برداشته شد و من کاملا درهم ریختم. بسیار توصیه می شود به کسانی که از هیجان انگیز لذت ببرید!

مشاهده لینک اصلی
به محض این که فیلم به زودی منتشر می شود و برای این کتاب عجیب و غریب است، من فکر کردم که من در لباس پاشنه بلند پریدم و قبل از دیدن آن در سینما خواندن آن را متاسفانه خیلی ناامید شدم. این یک کتاب بد نبود اما بهترین آن نبود، نوعی از @ من می توانستم آن را برگردانده یا آن را @ نوع کتاب بخوانم. من اشتباه گرفته ام که چگونه بسیاری از نویسندگان بزرگ وجود دارد که نمی دانند که این کتاب های شگفت انگیز را دریافت می کنند که هنوز نوشته ای ندارند. اینها خیلی عالی هستند. من هیچ دوست ندارم از هر شخصیتی، راشل در طول زندگی خود نابود شود یک شکست خورده و \u0026 amp؛ از دست دادن رابطه و استفاده از الکل به عنوان یک قاچاقچی برای مقابله با مسائل او خاموشی خاموش خاموش است که او به نظر می رسد برای پر کردن. اکثر ما یک یا دو زمان داشته ایم که این اتفاق افتاده است، من خودم چندین مرتبه داشتم که لحظات جالب @ که من می خواهم زمین را به من فرو برد و به جزیره دور افتاده با هیچ ارتباطی با یک شخص تنفس زنده دیگر حرکت نکنم، اما او آن را به یک سطح کاملا جدید می برد. نیازمندی او و ناخوشایندی ناخوشایند از نیاز به بخشی از چیزی من را به حال خود رها کرد و سطوح که به او می رسند، غیر واقعی هستند. سپس آنا را میبینیم، او بدترین نوع انسان است. کسی که می تواند بطور آشکار اعتراف کند که می خواهد با یک مرد متاهل باشد و نمی داند چگونه همسر احساس می کند پس از اینکه متوجه شد چگونه آنها را نگران می کند چقدر آنها را شکستن و فقط می خواهم او را از راه من انگشتان دست من قیچی که در واقع زنان مانند این، که می خواهند این کار را انجام دهند. من نمی دانم آیا این تاثیری در مورد این که من در مورد داستان که هیچ ارتباطی با کسی نداشتم احساس می کردم، در همه جا اتفاق می افتاد و من مانند آنچه در حال جهنم بود بودم دیگر خدا را نفهمیدم که فقط آن ها را بگویم که آنها آن را دارند آیا همه منافع! آیا انتظار داشتم نتیجه بله و نه، بخشی از من، همه را، راشل، آنا، تام را سرزنش كردند و سپس شوهر و متخصص درمانگر را سرزنش كردند، اما ذهن من همواره به همان زن و شوهر برگشت. من لذت بردم از کتاب بیشتر به نیمه دوم، آن را آهسته اما ثابت است و من احتمالا آن را دوباره چند سال به پایین خط. آیا من هنوز فیلم را ببینم؟ البته! من نمی توانم صبر کنم حتی اگر من نتیجه را می دانم. 2 و نیم ستاره. بررسی وبلاگ من www.amandaminnockx.tumblr.com \"من هرگز درک نکرده ام که چگونه مردم می توانند بدون توجه به آسیب های آنها با دنبال کردن قلب خود را نادیده بگیرند.\"

مشاهده لینک اصلی
من حتی نمی دانم که اگر بیشتر از این کتاب انتظار داشته باشم، اما چیزی است که ... برای من کمبود داشت. سرعت آن آهسته بود و گاهی اوقات فصل فقط خسته کننده بود، من فقط شروع به حرکت در انتها کردم. من آن را قابل پیش بینی نیست، من نمی توانم نتیجه نهایی را حدس بزنم تا زمانی که تمام سرنخ ها در مقابل من گذاشته شود، و بله، من بودم نوع شگفت زده شده بود، اما ذهنش نمی فهمید، بیشتر شبیه به:Oh ... واقعا؟ @ همچنین شخصیت ها نفرت انگیز بودند. و من می دانم که نباید انتظار داشت که با آنها همدردی کنم، اما من حتی آنها را جالب نگرفتم، من برای هر کسی ریشه نداشتم، من هیچوقت به آنچه که به آن ها اتفاق افتاد، نداشتم. از کتاب لذت می بردم، اشتباه می کردم. فقط کمی ناامید شدم بعضی از چیزهایی که دوست داشتم، اما من حتی نمی توانم آنها را به یاد داشته باشم ... من قصد داشتم امتیاز خود را به 2 ستاره کاهش دهم، اما چیزی که درون من است، به من می گوید که این شایستگی بهتر است، پس 3 ستاره!

مشاهده لینک اصلی
اوه، هیجان انگیز روانشناسی جدید! من یک بلیط برای آن سوار می خواهم! این کتاب دارای تمام عناصر یک whodunit مدرن است: یک زن گمشده، زنا، یک راوی غیر قابل اعتماد و شخصیت های غیر قابل توجیه. همچنین یک قطار وجود دارد که ادای احترام به آگاتا کریستی و آلفرد هیچکاک است. برای اولین بار، ما با راشل ملاقات می کنیم. زن فقیر یک مشکل آشامیدنی دارد، شوهرش یک رابطه داشت و او را ترک کرد، و سپس او کار خود را از دست داد. راشل دختر در قطار است - پس از اخراج، او هنوز هر روز به لندن می رود، فقط به سمت سرگردان و ساعت های خالی را پر کنید. در یک نقطه، او به یک درمانگر می گوید: \"من چیزهای به یاد نمی آورم. من سیاه و سفید و من نمی توانم به یاد داشته باشید که در آن من بوده است و یا چه Ive انجام شده است. گاهی اوقات من تعجب می کنم که آیا Ive انجام یا چیزهای وحشتناکی را می گوید، و نمی توانم به یاد داشته باشم. و اگر کسی به من می گوید چیزی که انجام دادم، حتی احساس نمی کنم مثل من. این احساس نمی کند که من آن را انجام می دادم. و آنقدر سخت است که احساس مسئولیت چیزی را که به یاد نمی آورید. بنابراین من هرگز به اندازه کافی احساس نمی کنم. احساس بدی میکنم، اما چیزی که من انجام دادم - آن را از من برداشت. ریشل از یک زن زیبا که خانه اش می تواند در نقطه توقف در مسیر مسیر را ببیند، شگفت زده شده است. هر روز صبح، او دوست دارد که زن زیبا را بر روی تراس تماشا کند، و او در مورد زندگی شاد و عاشقانه ای که او و شوهرش باید داشته باشد، فریاد می زند. زندگی راشل دیگر وجود ندارد. پس ما با مگان ملاقات می کنیم، زن زیبا خانم راشل در مورد افکار پوچ است. ما به سرعت یاد می گیریم که زندگی مگان به اندازه ای که به نظر می رسد از خارج از آن نیست. (که به من یادآوری کرد که شما هرگز واقعا نمی دانید که ازدواج چه کسی است.) مگان کمی ناامید است و به دنبال یک هدف است. داستان با سرعتی و متناوب میان زنان جریان دارد. راشل به زودی خود را در رمز و راز گرفتار شد، اما او نمی تواند به یاد داشته باشید چه اتفاقی افتاده بود چرا که او در آن زمان به شدت نوشیدنی بود. این کتاب باعث تحریک و تظاهر بسیاری شده است، برخی از آن را توجیه می کند. این نوشتار تنگ است، و پائولا هاوکینز به نظر می رسد که نویسندۀ جدید آن است، کسی که این سال ها را \"Gone Girl\" نوشته است. @ (چند سال دیگر این حرف را می شنویم؟ باید یک مهلت قانونی باشد). لذت بردم این هیجان انگیز، و من نیمه نهایی این کتاب را در یک نشست خالی کردم. با این حال، داستان هیچ تاثیری بر روی من گذاشت. این یک سفر سرگرم کننده است، اما یکی به احتمال زیاد فرار می کند به زودی به عنوان من از ماشین قدم می زنم. من این را می گویم: کتاب پایان بسیار رضایت بخش است از Gone Girl. نقل قول های مورد علاقه @ من دختر من نیست. من دیگر دلسوزی نیستم، من به نوعی کنار گذاشته ام. این نه فقط آن است که من وزن خود را، و یا چهره من از نوشیدن و کمبود خواب پودر است؛ آن را به عنوان اگر مردم می توانند مشاهده آسیب نوشته شده در سراسر من، می توانید آن را در چهره من، به عنوان راه من خودم نگه داشتن، راه من حرکت می کند. @ @ من کنترل بر همه چیز، حتی مکان های سر من را از دست داده است. @ @ But من باید کاری بکنم ... همه کسانی که برنامه های من داشتند - دوره های عکاسی و کلاس های آشپزی - زمانی که به آن می رسد، احساس می کنم کمی بی معنی است، به عنوان اگر من در زندگی واقعی به جای زندگی واقعی آن را بازی کند. من باید چیزی را که باید انجام دهم پیدا کنم، چیزی غیر قابل انکار است. من نمی توانم این کار را انجام دهم، نمی توانم یک زن باشم من نمی فهمم که چطور کسی این کار را انجام می دهد - به معنای واقعی کلمه چیزی برای انجام دادن وجود ندارد، اما صبر کنید. صبر کنید تا یک مرد به خانه برود و شما را دوست داشته باشد در آن صورت یا در اطراف برای چیزی که شما را منحرف می کند، نگاه کنید. @

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب دختری در قطار


 کتاب بهشت زیبای خدا حقیقت دارد
 کتاب قلمرو خلافکاران
 کتاب ماهی چاق گنده ی من که زامبی شد
 کتاب راز داوینچی
 کتاب بالزاک و خیاط کوچولوی چینی
 کتاب زندگی نامه خودنوشت جرج دبلیو بوش