کتاب شمشیر شیشه ای

اثر ویکتوریا اویارد از انتشارات کتابسرای تندیس - مترجم: محمد صالح نورانی زاده-پرفروش های نیویورک تایمز

‫اگر تنها یک حقیقت وجود داشته باشد که مر بارو آن را بداند، این است که‬
‫او با بقیه فرق دارد.‬
‫خون مر بارو به رنگ سرخ است ــ مثل دیگر مردم سرخ و معمولی، اما‬
‫توانایی نقره ای مانندش که کنترل آذرخش است، او را تبدیل به سلاحی کرده‬
‫که شورای سلطنتی سعی در کنترلش دارد.‬
‫حکومت او را یک ناممکن، و شخصیتی دروغین خطاب می‌کند، اما با گذر‬
‫زمان، و هنگامی که مر از دست میون کالور، شاهزاده ــ و دوستی ــ که به او‬
‫خیانت کرد فرار می‌کند، متوجه حقیقتی هیجان‌انگیز می‌شود. این‌که او تنها فرد‬
‫نژادش نیست.‬
‫مر هم‌چنان که از دست میون، که حال پادشاهی خشن شده، فرار می‌کند،‬
‫به دنبال دیگر سرخ‌ها و نقره‌ای‌هایی می‌گردد که در این نبرد کمکش کنند.‬
‫اما به زودی مر خود را در مسیری خطرناک می‌بیند، و این احتمال وجود‬
‫دارد که خودش هم به همان هیولاهایی تبدیل بشود که همیشه از آن‌ها متنفر‬
‫بوده است.‬
‫آیا او زیر بار سنگین زندگی‌هایی که باید برای این شورش از بین بروند‬
‫خرد خواهد شد؟ یا این‌که خیانت‌ها و توطئه‌ها او را آبدیده کرده‌اند؟‬
‫در جلد دوم مجموعه‌ی ملکه‌ی سرخ نبرد میان نیروهای شورشی و دنیای قسمت شده با ‬
‫خون بالا می‌گیرد، و شرایط موجود، مر را در برابر تاریکی‌ای که پیوسته در‬
‫روحش رشد می‌کند قرار می‌دهد.‬


خرید کتاب شمشیر شیشه ای
جستجوی کتاب شمشیر شیشه ای در گودریدز

معرفی کتاب شمشیر شیشه ای از نگاه کاربران
@ اگر من یک شمشیر هستم، من یک شمشیر ساخته شده از شیشه است، شروع به تجزیه می شود. @ این کتاب زندگی من را خراب کرد. من آن را لعنت کردم.اما من آن را همه دوست داشتم.من می دانم که مردم یا نفرت یا عشق ملکه سرخ اما من واقعا معتقد هستم که این سری به نظر می آید که خود به خود است. ملکه سرخ خیلی دور از اصل بود و من هنوز در حال خواندن شمشیرهای شمشیربازی X-Men و Hunger Game بودم اما هنوز هم از این کتاب لذت بردم و واقعا منتظر دیدن این مجموعه هستم حتی بیشتر از آنکه کتاب های بعدی بیرون بیایند تکامل پیدا می کنند. مدت زمان زیادی برای بازگشت به داستان در ابتدا بود، زیرا نمی توانستم جزئیات خاصی را که در آخرین کتاب اتفاق افتاده بود به خاطر بسپارم، بنابراین من به شدت توصیه می کنم ردینگ ملکه سرخ قبل از ادامه دادن به شمشیر شیشه ای را بررسی کنید. در ابتدا، در ابتدا کمی آرام بود، اما هنگامی که داستان را برداشت، من آن را در من قرار ندادم تا کتاب را پایین بیاورم و تمام اینها را در یک لحظه نوشیدم. چیزی که من باید از آن شکایت کنم این بود که چگونه اغلب ویکتوریا آیری در حال حفاری بود و هر کسی می تواند هرکسی را در سرتاسر کتاب به سر ما برساند. واقعا خسته شدم. من می توانم آن را یک بار یا دو بار ذکر کنم، اما ما تقریبا در هر فصل به طور مداوم یادآوری شد ... صحبت در مورد overkill. ما آن را دریافت می کنیم. هر کسی می تواند هر کسی را تحقیر کند. این عنصر تعجب را برای من به ارمغان آورد؛ زیرا درست همانند ماره، من هر یک نفر را تردید می کردم. شاید نویسنده سعی کرد یک نقطه را اثبات کند، اما اگر هدفش این بود که برخی از واکنشهایش را از خوانندگانش مانند گذشته بگذراند، این کار واقعا برای من مناسب نبود، زیرا پیش بینی هر سناریوی کوچک ممکن بود. این، من کاملا در کتاب غوطه ور شدم. از شکایت داشتم که هیچ وقت به من نگاه نمی کرد و حالا من دو بار رنج می بردم چون نیاز دارم بیشتر. این کتاب به اندازه کافی نبود. شخصیت های این کتاب فوق العاده بودند. گاهی اوقات من می خواستم برخی از معنی را به برخی از آنها اشاره کنم اما من هر کس و شخصیت های جدید را دوست داشتم! SHADE. قلب من. \u0026 lt؛ 3 و Farley بدبختی است که او است. آه دل من درد می کند. CAL. مودی، آسیب دیده، شاهزاده خوش تیپ. من او را هزار بار بیشتر در این کتاب دوست داشتم. MAVEN. در حال حاضر بیش از حد مؤنث است چرا !!!! و اوم ... ملکه الا آیا من تنها کسی بودم که وقتی فهمیدم ؟؟؟؟ من به معنای واقعی کلمه بود ... @ Wait. چه چیزی @ * برگرداندن صفحات صفحه * WHAT. من وقتی که این اتفاق افتاد، از دست رفته ام یا شاید خیلی هیجان زده ام اما فقط یک کلمه برای گفتن داشتم: ANTICLIMACTIC. حالا من باید یک سال دیگر منتظر بمانم. آه من هنوزم راضی هستم که بیشتر دوستش دارم: Maven یا Cal. من مثل تمام سه گاهه گریشا احساس می کنم، مگر اینکه من هر دو شخصیت های مردانه را دوست دارم. من می خواهم مار به پایان برسد Maven اما در همان زمان من می خواهم Maven به خودم، بنابراین Mare می تواند در پایان Cal. اما من می خواهم شاهزاده خانم خجالتی، ناخوشایند نیز ... من حدس می زنم من خوب است با هر کس او به پایان می رسد، زیرا من هر دو آنها را دوست دارم، اما به هر حال، من نیاز به کتاب بعدی و من نیاز به آن را در حال حاضر. لطفا و از شما متشکرم خیلی اتفاق افتاد شاید حتی بیش از حد، اما در همان زمان کافی نیست. این مجموعه فقط بهتر می شود و من در حال حاضر برای چند بعدی برای یک بعدی!

مشاهده لینک اصلی
جذب، شدید، و باز گشت زنی زیبا. این عاقبت به ملکه سرخ Victoria Career در بهترین حالت است. دنباله همیشه در یک مجموعه بسیار حیاتی بوده است، زیرا آنها می توانند موفقیت، شکست یا در میان باشند. خوشبختانه، این عادت به سمت موفقیت سقوط کرد. رید ملین با وعده به پایان رسید. شمش شیشه ای با انجام این وعده شروع به کار کرد. در واقع واقعا این کتاب را دوست نداشتم چون اول و همه چیز با یک BANG شروع شد! بسیاری از اقدامات حتی در صفحات اول که اتفاق می افتاد اتفاق می افتاد که من خودم را لبه صندلی خودم گرفتم. به طوری که ویکتوریا آبراه با چهره ای از این کتاب با هیجان و ماجراجویی بسیار شگفت زده شد. جستجو برای خون های جدید و تجربه های دردناک، عمل بسته بندی شده مار و باند تجربه از آنجا که آنها سفر از مکان به مکان. معرفی شخصیت های جدید که بسیار جالب و با ویژگی ها و توانایی های منحصر به فرد هستند. بنابراین استثنایی! بله، قطعاتی وجود دارد که کشیدن دارند، اما کسی که مراقبت می کند؟ آنها واقعا به زمان زیادی نیاز داشتند تا همه چیز را به دست آورند و پیش بینی کنند چه اتفاقی بیفتد. تعجب کردم؟ معلومه که آره! بسیاری از صحنه های تکان دهنده و آشکارا در اینجا وجود داشت. حتی از آنهایی که دلهره آور بودند که مرا گریه می کردند. @ من نگاهی به فلز جلا، بررسی بازتاب من. دخترم که می بینم هم دوست و هم خارجی است، مری، مارهن، دختر رعد و برق، ملکه سرخ، و هیچ کس دیگر. او به نظر نمی ترسد او به دنبال سنگ های حک شده، با ویژگی های شدید، موهای سفت و محکم به سر او، و پیچ خوردگی زخم بر روی گردن او. او هفده نیست، اما بی سابقه، نقره اما نه قرمز اما نه انسان - اما نه. یک پرچم گارد ساحلی، یک چهره در پوستر مورد نظر، سقوط شاهزاده، یک دزد ... قاتل. یک عروسک که می تواند هر گونه فرم اما خود را. @\nMares توسعه شخصیت، من اعتراف می کنم، نوعی از روشن و خاموش در اینجا بود. گاهی اوقات او خیلی ضعیف و ناامید بود اما اغلب اوقات قدرت او این بود که برای همه چیز معنی داشت. از سوی دیگر، Cal - Calak freakin مقدس! این پسر - * آه این شاهزاده پر ازدحام، هنگامی که دوباره، من را از پا پنهان کرد! توسعه شخصیت او در این کتاب من را به پایان نرسانید! به طور جدی، من او را دوست دارم حتی بهتر از اینجا! او در واقع یک رهبر به دنیا آمد که به نحوی عمل می کرد که هرگز فرماندهی نداشت. و وقتی کهThats @ @ @ به ماره آورد .... * squeals! چه کسی نمی تواند از دست بدهد؟ بخش عاشقانه ای در این کتاب بیشتر مورد علاقه من بوده است. من خیلی خوشحال شدم که در اینجا بین ماره و کال در حال توسعه کمی عاطفی بود! کشتی من! مطمئنا قایقرانی در تمام شکوه و جلالش بود !!! پایان دادن، با این حال، باعث شد که من را به لرزش و گریه و کمی احساس ناامیدی. چه چیزی روی زمین درست شده است؟ من در بالای ریه هایم فریاد میزنم چون بار دیگر CLIFFHANGER! و همه ما باید یک سال دیگر صبر کنیم تا کتاب سوم بیرون بیاید! در کل، شمشیر شیشه ای عاقبت زیبای، رضایت بخش و ساخته شده است. همه چیزهایی که در اینجا اتفاق افتاده بود قابل توجه و درست در هدف بود. @ اگر من یک شمشیر هستم، من یک شمشیر ساخته شده از شیشه است، و من احساس می کنم خودم شروع به تجزیه و تحلیل @\nرتبه بندی: 5 ستاره

مشاهده لینک اصلی
من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم من نمی تونم این کار هر روزه، مثل این است که واقعا فریاد می زند، فیزیکی من را خوار می کند تا کلمه ی دیگری را در این کتاب الهام گرفته از خدا بخواند. IVE بر روی این صفحه پرداخت شده 33 برای 52 روز، من فکر می کنم وقت آن است که فقط از دست بدهم. روز خوبی داشته باشم ----- آیا در صفحه 33 در مورد دو مورد گیر افتاده است؟ سه؟ هفته ها (آنقدر خسته کننده است) آرزوی موفقیت برای همه دوستان با الیسا خواندن !!! (کدام برچسب)

مشاهده لینک اصلی
]

مشاهده لینک اصلی
DNF در 64٪، صفحه 286 فقط برای پیش از اخطار به همه، من در کمی از حالت ranty.Ive در نهایت مجبور به تماس آن را ترک کرد. من فقط احساس می کردم که توسط شمشیر شیشه ای پایین رفته بود پس ملکه سرخ خیلی خوب بود. بدیهی است پس از اینکه همه چیز در اولین کتاب یافت شد، مجبور شد مسیر را تغییر دهد. اما چقدر آن را انجام دادم، من فقط تحت تاثیر قرار نگرفتم. این کتاب بالقوه بسیار بالایی داشت. من پنج روز برای خواندن نزدیک به 300 صفحه گرفته ام. این چیزی نیست جز من در همه چیز. مسائل من با این کتاب صرفا در اطراف Mare ... من فقط آن را دوست ندارم که تا به حال در این کتاب، او تا به خود متمرکز است و به نظر می رسد خود را قبل از هر کس دیگری قرار دهید. من متنفر بودم، به معنای واقعی کلمه نفرت از چگونگی او درمان Cal و Kilorn. به خصوص که او Kilorn را به دلیل نبود @ special @ دست کم گرفت. منظورم این است که تا چند ماه قبل از آنها هر دو از Stilts به عنوان قرمز با هیچ توانایی شناخته شده بود. این فقط عصبانی بود نه تنها این، اما او همیشه به نظر می رسد که می خواهد درست باشد، مثل اینکه او به مشاوره نمی گوید و یا به کسی که او می داند نیاز دارد، حمایت می کند. پافشاری برای طرح این خیلی قوی شروع شد، من می توانستم دستانم را نگه داشته و بگویم من چند فصل اول را از دست داده بودم، فکر می کردم که آن را هوشمند بود و توانایی بالایی داشت. پس از آن، برای من شخصا آن نوع از dwindled. شخصا من معمولا بعضی از فریب این کتاب را دوست دارم، منظورم این است که آیا یک پیچ و تاب نیست؟ اما واقعیت این است که من احساس می کنم این باعث می شود که شما در این کتاب اعتماد نکنید. چرا نمی خواهید کسی را دوست داشته باشید ؟! به نظر می رسد که کتاب به لبه پر است و کاراکترها دائما کاری انجام می دهند، اما سوال من این است. چی؟! فقط به نظر می رسد که تعداد زیادی از راه رفتن در اطراف و جستجو با چیزهای دیگر نیست. همچنین توسعه بسیاری از شخصیت ندارد. همه ما به نظر می رسد برای به دست آوردن ماره است. میدونی چیه؟ من نمی توانستم او را تحمل کنم. من می دانم ایو این را گفت. اما من صادقانه نمی توانستم همه ما می بینیم او است. من نمی دانم چگونه کتاب ادامه می یابد، اما من دوست داشتم بیشتر از Shade را ببینم. او یک شخصیت بود که واقعا برای من ایستاده بود، و او به سختی در آن بود! کال به معنای واقعی کلمه به طرف و به طرز وحشتناکی پرتاب شده است، حتی زمانی که او بار دیگر ارزشش را ثابت می کند. فقط آنقدر پریشان است. شعله روشن آن در حقیقت تاریک شده است @ البته مطمئنا شما احمق هستید، نگاهی به چگونگی برخورد با آن ها می دهید! چه چیزی دوست داشتم؟ - شید و کال منصفانه تنها ویژگی های بازخرید من بودند. - شاید چند فصل اول نیز به طور کلی ... به طور کلی، آن را فقط به نقطه ای که من مجبور خودم آن را بخوانم، به سادگی برای این واقعیت من می خواستم ادامه این سری و پیدا کردن آنچه اتفاق می افتد در پادشاه قفس. من در آغاز سال خودم گفتم اگر من از یک کتاب لذت نمی برم، آن را تمام نکن. بنابراین من به آن چسبیده ام. شاید در آینده من دوباره امتحان خواهم کرد، اما در حال حاضر؟ نه متشکرم

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب شمشیر شیشه ای


 کتاب غریبه ای در خانه
 کتاب صلحی که همه صلح ها را بر باد داد
 کتاب باغبان شب
 کتاب سیزدهمین قصه
 کتاب رئیس جمهور گم شده
 کتاب شیوه گرگ