کتاب طلسم سایه

اثر نورا رابرتز از انتشارات در دانش بهمن - مترجم: سارا زرگر-پرفروش های نیویورک تایمز

Meara Quinn بهترین دوست Branna است، خواهر در همه اما خون است. مسیرهای او و کانر تقریبا هر روز تقریبا متوقف می شود، چون کانر گردشگران را در مسیر پیاده روی می برد و Meara آنها را روی اسب سواری در حومه سرسبز راهنمایی می کند. او چشمهای یک کولی و بدن یک الهه دارد ... چیزهایی که کانر همیشه تصور کرده است - تا زمانی که قلموی خود را با مرگ برانگیخته می کند آنها را به یک خلط سریع و گرم تبدیل می کند. بسیاری از زنان راه خود را به تخت کانر پیدا کرده اند، اما تاکنون هیچیک از آنها به قلب او نرسیده است. ناامید کننده است، مریا فقط با گرما، نگران از دست دادن خودش و دوستی اش - به چیزی بیشتر است. اما به زودی، کانر شاهد نیروی کامل و خشم از آنچه در خون اوست اجرا می شود. و هنگامی که گذشته خود را مانند مه میچرخاند، او به خانواده و دوستانش احتیاج دارد، و تهدید به پایان دادن به همه او را دوست دارد ...


خرید کتاب طلسم سایه
جستجوی کتاب طلسم سایه در گودریدز

معرفی کتاب طلسم سایه از نگاه کاربران
در حالی که من به طور کامل از اولین کتاب در سری لذت بردم، من این را پیدا کردم کاملا خنده دار برای رسیدن به. این فقط به عنوان اولین کتاب من به نظر من بستگی داشت و من از طریق نیمه دوم خودم را از بین بردم چون قبلا پیش بینی کرده بودم چه اتفاقی می افتد و من خودم را به سرعت از دست دادن علاقه ام پیدا کردم. من سومین کتاب را در این مجموعه ندارم و کاملا صراحتا می توانم ناراحت باشم که پول آن را خراب کنم. علاوه بر این، من در حال حاضر می دانم که چگونه پایان دادن به جزئیات آخرین ... این اولین بار است که من خود را با یک کتاب نورا رابرتس نا امید شده و من بسیار شگفت زده شده است زیرا معمولا من مکنده برای کتاب های او!

مشاهده لینک اصلی
خوب من آن را دوست دارم بهتر از کتاب اول بود. من کانر را خیلی دوست دارم او چنین صلح آمیز، مهربان، دوستانه است. شما نمی توانید او را دوست نداشتید. ماری خوب است. در کل کتاب یک فروپاشی بسیار کوتاه داشت که بسیار من را خوشحال می کرد. من ترسیدم که برای یک مدت طولانی به عنوان در Iona و Boyle وجود داشته باشد. حالا من نیم سال دیگر به کتاب سوم می روم؛ Branna و Fin، قهرمان مورد علاقه من.

مشاهده لینک اصلی
دوست داشتنی با فانتزی و خون آشام کتاب باشگاه خواندن ... خوب بود ...

مشاهده لینک اصلی
همه چیز شروع می شود برای همه آنها جالب باشد. من نمی توانم منتظر بمانم تا ببینم چطور می خواهیم انتظارات بد آنها را شکست دهیم. این پیشنهاد در لحظه ای عجیب بود اما اکنون بهتر از هر زمان دیگری است.

مشاهده لینک اصلی
داستان فوق العاده ای از دوستان به عاشقان و همچنین خوب در برابر شر. کانر و مریا همه زندگی خود را دوست داشته اند، اما این تغییر در حال تغییر است. نکات احتمالی وجود دارد، اما این گام را نگرفته است. این کتاب با دو فصل از سه خواهر و برادر اصلی که درگیر مبارزه با کباه بد بودند شروع می شود. تمرکز اصلی Eamon، برادر و اجداد کانر است. مانند کانر، وابستگی او به حیاط است. هر دو از خانواده و دوستان خود محافظت می کنند. در طول کتاب، داستان های آنها به شیوه ای جذاب درهم آمیخته می شوند، زیرا آنها به دنبال راه هایی برای از بین بردن شیطانی است که خانواده هایشان را می بینند. رابطه بین کانر و مایر به عنوان یک دوستی عمیق آغاز می شود. آنها یکدیگر را برای اینکه چه کسی هستند، بپذیرند. به عنوان خطر برای گروه افزایش می یابد، همه چیز شروع به تغییر می کند. هنگامی که کانر مورد حمله قرار می گیرد و تقریبا می میرد، شیمی شکننده بین دو تا سطح را به ارمغان می آورد. کانر سریع متوجه است که آنچه که احساس می کند عشق است، اما میرا با این ایده مخالف است. من کانر را دوست داشتم او یک مرد به طور کلی خوشحال است، محتوا در کار خود را با پرندگان، راحت در هویت خود را به عنوان یکی از جادوگران ODwyer. او وفادار و محافظت از دوستانش است و بحران کنونی آن غریزه هایی است که در طول زمان کار می کنند. کانر نیز علاوه بر مبارزه با کاباهان برای امنیتش، باید با ترس از تعهد مبارزه کند. من فکر کردم او مقدار شگفت انگیزی از صبر را به عنوان او منتظر بود تا او واقعیت احساسات خود را قبول کند. ماریا یک زن قوی و مستقل بود، ظاهرا بی بی، تا زمانی که او باید رو به رشد احساسات خود را برای کانر. آنها همیشه دوست بوده اند، اما از آنجا که مشکلات با Cabhan آغاز شد، احساس می کرد چیزی تغییر می کند. Shes احساس سوزش جاذبه و او نمی خواهد به. Shes می ترسد از چیزی شبیه به آن می تواند به دوستی خود انجام دهد. مریا فقط بدبختی را که عشق عاشقانه می تواند به ارمغان بیاورد، می بیند، همانگونه که او دیده است که پدرانش چه می گویند به مادرش. او نمیتواند برای خود خطر بزند. هنگامی که یک حمله توسط کبهان تقریبا کونور را می کشد، ناگهان مریا آماده است تا از جذابیت بین آنها آگاه و عمل کند. اما او امتناع می کند که بیشتر از آن است و واقعا وقتی از او می خواهد او را دوست داشته باشد، از او می ترسد. این باعث می شود او واقعا کاری احمقانه انجام دهد و او را در معرض خطر جدی قرار دهد. اگر چه در نهایت آنها را نزدیک تر می کند، آنها در زمان سختی تا آن زمان هستند. ایجاد مشکل با Cabhan شدید است. از آنجا که او در پایان آخرین کتاب (Dark Witch) صدمه دیده است، او نمی خواهد تا تمام گروه را بگیرد. بنابراین تمرکز حملات او این است که تلاش کند تا آنها را به تنهایی آسیب برساند. Marea هدف او بیشتر از زمان است و ما شاهد قدرت و دیگران به عنوان آنها برای نجات می آیند. ما همچنین می بینیم که چگونه از آسیب پذیری های وی استفاده می کند. من دوست داشتم ببینم چگونه گروه شش با یکدیگر کار می کنند و از یکدیگر حمایت می کنند. با وجود اینکه Meara و Boyle از خودشان جادو نیستند، هنوز بخش جدایی ناپذیر از این برنامه هستند. با هر برخورد جدید، شدت ایجاد می شود، تا زمانی که به پایان رسانده شود. مطمئنا، چون کتاب دیگری برای رفتن وجود دارد، آنها به طور کامل موفق نیستند، اما کل رویداد من را به تعویق انداخته بود تا اینکه چقدر دور می شد و اگر مردم ما با خیال راحت بیرون بیایند. یکی از بهترین چیزهایی که در مورد سری تا کنون روابط میان شش دوست است. احترام به کسی و چه چیزی وجود دارد. حتی با فین داشتن رابطه خون با Cabhan، همه آنها می دانند که چه نوع نبردی است. من عاشق این واقعیت هستم که آنها حتی اگر اشتباهی انجام دهند، یکدیگر را قضاوت نکنند. مشکل بحث شده است و سپس آنها حرکت می کنند. من عاشق دیدن اذیت کردن بودم که ادامه دادم و چطور می توانستم حتی در میان تمام استرس ها سرگرم شوم. من واقعا به دنبال کتاب بعدی با Branna و Fin هستم. من می توانم ببینم که در تاریخ خود چیزی وجود دارد که آنها را به یکدیگر علاقه مند می کند اما آنها را از هم جدا می کند. من انتظار دارم که آنها قبل از اینکه بتوانند Cabhan را شکست دهند باید با آن برخورد کنند. باید سوار وحشی شود

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب طلسم سایه


 کتاب طوفان شمشیرها (جلد اول)
 کتاب جسارت امید
 کتاب سکوت
 کتاب بنیادگرای ناراضی
 کتاب بهشت زیبای خدا حقیقت دارد
 کتاب پدرخوانده