کتاب غذا دعا عشق

اثر الیزابت گیلبرت از انتشارات افراز - مترجم: ندا شادنظر-پرفروش های نیویورک تایمز

عنوان: غذا، دعا، عشق: داستان زنی در جستجوی همه چیز در ایتالیا، هند و اندونزی؛ نویسنده: الیزابت گیلبرت؛ مترجم: ندا شادنظر؛ مشخصات نشر: تهران، افراز، 1389، در 300 ص، شابک: 9786005218510؛


خرید کتاب غذا دعا عشق
جستجوی کتاب غذا دعا عشق در گودریدز

معرفی کتاب غذا دعا عشق از نگاه کاربران
وای، این کتاب من را در یک سواری غلتکی سوار کرد. من نمی توانم تصمیم بگیرم که آیا من آن را دوست داشتم یا از آن متنفر بودم و به نظر می رسید مثل هر چند صفحه ایده ای که از ذهنم می آید فکر می کردم گیلبرت به طرز شگفت انگیزی عجیب و غریب بود که فکر می کرد این شخص به طرز وحشتناکی خود جذب شده بود تا هرگز روی زمین فرود بیاید. در نهایت اثر کلی به جای نشستن در یک مهمانی بود که گوش دادن به کسی را در یک داستان طولانی در مورد خودشان به اشتراک می گذارند و شما به طور متناوب مزاحم و ناراحت می شوید و می خواهید بلند شوید و بگذارید اما فقط سرگرم کننده است که شما خودتان را به خودتان نگه دارید در دقیقه بعد ترک کنید - و بنابراین شما تمام چیز را از بین می برید. \u0026 lt؛ ----- WARNING: LOOONG REVIEW AHEAD :) ------- \u0026 gt؛ من نمی فهمید خوردن، دعا، عشق، اما من واقعا ناراضی بودم. وقتی که من برای اولین بار خواندن کتاب را شروع کردم، نمیتوانستم چشمانم را بچرخانم و فکر میکردم که ما در حال رفتن، داستان دیگری از یک زن گرانبها و ممتاز که با زندگی او ناراضی هستیم. من با آن دست و پنجه نرم کردم و از طریق بخش ایتالیایی جذاب شدم سبک طنز گیلبرت و سبک نوشتن به زمین. با این حال، برای یک زن که همه چیز را در جستجوی یک تجربه معنوی رها می کند، بسیاری از سوالات مهم را بدون پاسخ می گیرد. من احساس کردم که گیلبرت به شدت در هر مکان و هر فردی که با آن روبرو می شود، خود را به شدت به خود مشغول می کند. من مطمئن نیستم که واقعا در طول مسیر آموخته ام. همانطور که بخش ایتالیایی بخاطر خواندن آن لذت بخش بود، احساس کردم او هرگز واقعا از درک خود نمی گذرد کشور خود را بر اساس شرایط و فراتر از کلیشه ای حرکت می کند. با وجود کمی ارزیابی سطحی، من هیچ مشکلی با گیلبرت در رابطه با ایتالیا با لذت بردن ندارم. زیبایی کافی وجود دارد که آنرا تضمین کند. تفسیر او بیشتر از آنچه که به معنی باز کردن خود به لذت است که من را ناراحت کرده و بسیار محدود به نظر می رسید. برای گیلبرت این عمدتا شامل بیش از حد در غذاها و اجازه دادن به خود را به وزن قرار داد. به نظر می رسید که او به ایتالیا آمد و فکر کرد که او قبلا می دانست که چگونه لذت را تجربه می کند و بر اساس تعریف خود آن را اجرا می کند (حتی اگر نشانه هایی باشد که تفسیر لذت ایتالیایی صرفا به این محدود نمی شود). او کشف آنچه که آن را به معنای اختصاص دادن خود را به لذت فقط به عنوان به طور جدی و احترام به عنوان او به نظر می رسید تجربیات مدیتیشن در هند است. به طور کلی هرچند بزرگترین مشکل من در این کتاب این بود که گیلبرت در حقیقت دچار روشنگری بود که او در مورد آن صحبت می کرد؛ زیرا او به گونه ای داخلی تمرکز کرده است. مهمتر از همه من هنوز نمی دانستم که چرا برای سفر به این 3 مکان ضروری بود. من می دانستم که قصد من این نیست که این کتاب به عنوان یک سفرنامه باشد، اما این پرسش مطرح می شود، چرا برای رفتن به ایتالیا لازم بود هند و اندونزی اگر هدف نداشتن چیزی از آنها باشد که در جاهای دیگر یافت نشد؟ در هر کشوری، گیلبرت پتو امنیتی کمتری از دوستان مهاجرتی ایجاد کرد که به نظر می رسید او را از درک درست درس هایی که کشورها پیشنهاد می داد، بر اساس شرایط خود. چرا برای مثال به ریچارد بزرگ تکسان گورو به هند می رویم؟ چرا نه فقط به تگزاس بروید؟ برای کسانی که از ما باeilids فقط نیمه caked با خاک @ اما کسانی که نمی توانند زندگی ما را ربودن و سفر به کشورهای انتخاب ما @ @ روشنایی @ هنوز یک گزینه است؟ من می خواستم گیلبرت بیشتر در مورد چگونگی زندگی افراد معمولی صحبت کند، اما در جستجوی بینش می تواند تعادل روحی و روانی را با وظیفه حفظ کند. و این نکته نهایی من در مورد این کتاب است. من تعجب می کردم که آیا گیلبرت احساس وظیفه یا حس تعهد به چیزی بیش از خود را دارد. گیلبرت به نظر می رسد اوراق قرضه وظیفه ای را که مردم محلی را در بر می گیرد محدود می کند. با این حال، او به طرز شگفت آوری آنها را به عنوان افرادی که لذت بخش یا اجتناب ناپذیر هستند را برای کسانی که آنها را تحمل می کنند، رنگ می کند. مشاهدات جداگانه ای از آیین های زندگی و مرگ در هند و اندونزی، به طوری که آنها به آن بخش های جهان محدود می شدند، باعث می شود او را لرزاند و بگوید @ اما در همه جا مراسم وجود دارد؛ شما تصمیم آگاهانه ای گرفته اید تا خودتان را از آنهایی که می شناسید حذف کنید. من در مورد وظیفه نمی خواهم، زیرا می خواهم گیلبرت در ازدواج غیرمعمول باقی بماند، اما مفهوم وظیفه نیز با یک مفهوم عدالت مرتبط است. آنچه ما باید انجام دهیم چیست؟ ما به یکدیگر متعهد هستیم؟ بخشی از من احساس می کردم که گیلبرت به شیوه ای عجیب و غریب در جنبه های غیر دوگانه فیلیوفیف های شرقی راحت شد. او به نظر می رسید تقریبا راحت شد که غیر دوگانگی وجودی اطمینان حاصل می کند که برای انجام اعمال خودجوش، ضرورتا مجازات نمی شود. من احساس کردم که گیلبرت این جنبه فلسفه را بدون درک اهمیت مساوی این فرهنگ ها در مفهوم تعادل متقابل، وظیفه، بودن موجودات اجتماعی به معنای واقعی (اغلب آن را به افراط منفی دیگر) متصل می کند. فقدان احساس تعهد نسبت به دیگران نسبت به خود، گیلبرت به نظر می رسد به طرز عجیب و غریبی به تناقضات در اطراف او مرده است. به نظر می رسد که او در فقر مطلق زنان هندوستان در اطراف خود مضطرب نشده است و یا در صورتی که درست بود سوال بپرسد. او n ...

مشاهده لینک اصلی
چرا؟ من فکر می کنم که چرا بسیاری از زنان می خواهند احساس کنند که این یک سفر معنوی واقعی است. این یک سفر پیش پرداخت بود. زن شروع به صحبت کردن با ما در مورد اینکه چگونه طلاق دردناک است، اما او را رد می کند که چگونه اینطور بوده است. از آنجا که مخاطبانش تنها به حدس زدن آن چنان وحشتناک بود که او مجبور به ترک و پیدا کردن خودش بود. در مصاحبه ای که اگر خانم گیلبرت مجبور شد بگوید: در مورد وسواس آماری آمریکا با بهره وری و مسئولیتی که باعث می شود تا ما زمان کمی برای حل معضل زندگی خودمان، قبل از آنکه خیلی دیر شده باشد، به خودمان اجازه دهیم؟ @ این بیانیه به تنهایی می گوید. مسئولیت در قبال یک ازدواج و همسر، یک احساس ناخوشایندی @ وسواس و در عین حال پیگیری شادی از هر چیز دیگری است؟ اگر یک مرد تصمیم به ازدواج همسر و خانواده خود برای فرار به هیمالیا برای مدیتیشن، ما آن را یک سفر روحانی نمی نامیم ... ما آن را بی مسئولیتی نامیدیم. هند: این زمانی بود که او فقط کمی بیش از حد خود را افتخار می کرد. من از این که از تصمیمات او منجر به برنامه ای بالاتر از آگاهی و قدردانی جدید برای زندگی و درک جدیدی از جهان شد، شدم. و بالی خیلی بدتر بود من امیدوار بودم که پسر کوچکش به یادش نباشد. آیا این قسمت تمام نشده فقط کمی ناراحت کننده است؟ و سپس او از دوچرخه خود سقوط کرد! او دوست دکتر خود را ملاقات کرد و خانه اش را خرید. و یک پسر قدیمی را دیدم، و سپس او چیزهایی را به خودش انجام داد! و سپس او با مرد قدیمی خوابید. و البته در آن بهتر از هر کس دیگری بهتر است؛ زیرا اکنون روشن است. و پس از آن او ساخته شده کمی جالب از یک زندگی در استرالیا، امریکا، بالی، و برزیل. دو انگشت کوچک. ایتالیا: نویسندگان عصبانی و کشف کم عمق و تظاهر به افراد واقعی با هدف بیان منعکس کننده آنچه که او می خواهم یاد بگیرد (درس هایی که بسیاری از ما قبل از درس های جالبی که در خود ارائه می دادیم، خیلی زودتر در زندگی یاد گرفتیم. ) نقل قول از@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@ @ الیزابت گیلبرت ایده ای در مورد زندگی ندارد او نه تنها چیزی برای آموزش ندارد، او چیزی برای گفتن ندارد. این کتاب بسیار غیرمعمول است که نشان می دهد نادانی عمیق و عمیق نگران کننده در مورد پیچیدگی های زندگی واقعی است. نویسندگان مشاهدات در مورد زندگی ساده هستند و بینش خود را به طوری خجالت آور توسعه و پیچیده است که او به عنوان یک ناظر جداگانه می آید. در این کتاب تعداد بسیار زیادی عباراتی وجود دارد که نشان می دهد هر گونه تغییر واقعی در زندگی او. او هرگز به نظر نمی رسد چیزی را که معتبر یا عمیقا تحت تأثیر هر گونه تجربیاتش قرار می دهد، انتخاب کند. و چون او چیزی به دست نیاورده، او چیزی برای ارائه ندارد. خواننده ناامید شده و قادر به ارتباط با او در هر سطح نیست. این خاطره نه تنها فاقد قابلیت خواندن است، بلکه هیچ نوع بشری واقعی نیز وجود ندارد. او درست است وقتی می گوید که مسافر نیست او قلب یا روح یک مسافر واقعی را ندارد، زیرا او به نحوی عمیقا بی نظیر باقی می ماند. او فقط یک گردشگر است، یک تماشاگر، به سختی از سطح زمین هایی که می گذراند، افرادی که در معرض آن هستند، و تجربیات آنچه که به معنای انسان بودن است، خراشیده است. او نمیتواند فقر را که او را در بر میگیرد ببیند یا شاید او آن را ببیند؟ او قطعا هرگز در مورد آن نمی نویسد، شاید بخاطر آن است که بخشی از راه روشنفکرانه نیست. به رغم سفر طولانی سال او، هنوز نمیتواند بینش و حکمت واقعی خود را از درد و مبارزات او بدست آورد. در سفر او عمیقا وجود ندارد، چه شخصی و چه فیزیکی. این کتاب فقط یک راه ساده ساده از ذهن ساده است. او حتی یک نویسنده کافی نیست که بتواند مشاهدات کودکانه خود را با زبان زیبایی انجام دهد. من ترجیح می دهم هر روز مجلات پیگیری یک کوله پشتی جوان را بخوانم. حداقل آنها واقعی هستند پس از خواندن کتاب، من تعجب کردم که چطور راه خود را به لیست پرفروشترین ها پیدا کرد. من از محبوبیت آن ناراحت شدم بنابراین من برخی تحقیقات انجام دادم همانطور که نشان می دهدEat، Pray، Love @ یک نمونه صنعتی ایده آل است که چگونه یک شرکت انتشاراتی می تواند @ یک فروشنده بهترین را از چاپ یک مقاله کاغذی تجاری ایجاد کند. این کتاب در پوشش سخت، تنها در سال جاری فروش کتاب های متوسط ​​را ایجاد کرد. با این حال، کسی که در پنگوئن آن را به عنوان @ عزیز دلسوز @ و ایجاد یک مبارزه هسته سخت برای فروش کاغذ و مقوا تجارت ایجاد شده است. هنگامی که آنها گفت: € 200،000 دلار، الیزابت، در حال حاضر سفر و donâ € ™ T فراموش برای خوردن، دعا، و عشق - هنگامی که شما به عقب برگردید من شما را بهترین ویرایشگر را دریافت خواهید کرد و ما هر دو احساس روشن است. \"بنابراین کم عمق، من منحرف. من حتی بیشتر برای زنان خریداری می کنم که به چنین کمرنگی می اندیشند. اگر واقعا میخواهید با قصد زندگی کنید، سفر خود را اینجا و اکنون انجام دهید. شما در اینجا و در حال حاضر. این کتاب می شود صفر ستاره.

مشاهده لینک اصلی
خوردن دعا کردن عشق یکنواخت یک شاهزاده خانم نوروزی آمریکایی (@ Liz @) در اواسط سی هفتاد است. چند فصل اول پس از بقیه کتاب، یک فتوا که می گوید که چگونه او برای پیدا کردن 8 سال ازدواج خود را ناراحت کننده است، متوجه شد که او در گام منطقی بعدی است که ظاهرا پر از آپارتمان گسترده اش با فرزندان است و به یک افسردگی ناتوان حتی بدون اینکه مست بنشیند. شب یکبار، در حالی که در کف حمام کف زدن، عادتی است که او از آن لذت برده است، او از یک حمله ناگهانی دوطرفه برخوردار است. به عنوان یک آمریکایی، این تجربه خود را به عنوان پیدا کردن نوعی از خدا یا در آن وجود دارد *. به طور طبیعی، او تصمیم می گیرد شوهرش را ترک کند. شوهرش از این پیشرفت مشتاق نیست و لیز می گوید که به طرز عجیبی او به اندازه یک میلیون قطعه به ضعیف خود می رسد. شوهر بد رفتار می کند و شخصیت اصلی ما صدمه دیده و غمگین است. اما مهم نیست، چرا که قبل از اینکه طولانی باشد، لیز با یوگا، هیجان انگیز و هیجان انگیز دیوید، که پنج دقیقه از کار خود را به شلوغی شلوار ماهیگیری تایلندی می برد، به اوج خود می رساند، . لیز عمیقا نوشیدنی ها را از آب و هوای راکد می سوزاند. اما مذاکرات طلاق در حال کوبیدن است، و لیز را مجددا در کف حمام باز می کند. با این حال، این بار، کف حمام Davids. به نظر می رسد دیوید توسط چنین نمایش هایی غیر قابل تحسین است. به نظر می رسد مردان برای زنان به خاطر ویژگی های منحصر به فرد و جالب خود علاقه مند هستند، و مگر اینکه شما باب دیلن هستید، لبخند قدیمی، سریع می شود. (متاسفانه، اگر شما پیدا کنید که کسی که این ایمو emo ثابت را دوست دارد، سپس اجرا شود. هر کس که می خواهد به آن نیاز باشد، یک کیک میوه ای است و احتمالا لباس های مادرش را می پوشد). این چیزی است که واقعا درباره این کتاب ترسناک است. خوردن دعا عشق نیویورک تایمز پرفروش است. این به من یک دوست، یک زن توصیه شد که ناشر موفق در حق خودش است. به گفته وی، این بهترین کتابی است که او در سال جاری خواند. این یک سال کوتاه است. به طور خلاصه، او به عواقب ناخوشایندی که ممکن است از هر کسی که نمی خواهد فکرش را بکنم این کتاب بر روی کاغذ نرم تر (من فکر می کنم 3 طبقه در مورد آن انجام) انتظار نمی رود انتظار می رود. بنابراین من از تایید زنگ او شگفت زده شدم. به شما گفته شده است، می بینید که زنان این کتاب را دریافت می کنند. به این معنی است که آنها همدرد و درک آن هستند. من آن را در فهرست کتاب لاتین Oprahs شرط می بندم.در این مورد در ذهن، Heres آنچه که من می گویند زمانی که من به باشگاه کتاب لعنتی Oprahs دعوت: [زنان فمینیست:] زنان! شما به پایان این کتاب دست خواهید یافت و ممکن است همچنان تحت توهین قرار گیرد که مسئولیت آن در انجام دادن خودتان نیست. در حالی که، در واقع، مسئولیت خودتان است که خودتان را خوشحال کنید. بدون اینکه با یک مرد شاد باشیم، عشق را کم نمی کند. شما باید چالش ها، سرگرمی، سرگرم کننده، هیجان، شور، هیجان تسلط و رضایت از موفقیت را از طریق انجام کارهای خود پیدا کنید، نه اینکه شما انجام می دهید. عشق می تواند این را افزایش دهد. این نمی تواند این را جایگزین کند. آیا می توانید تصور کنید اگر مردان احساس ناراحتی @ را بدون زنان داشته باشند؟ وقتی پروژه های ما برای مردان قابل پذیرش است، چه زمانی؟ زمانی که زنان توسطmans ها تعریف می شوند، قابل قبول می شوند، به طوری که چیزی کمتر از این آرایش، مقدس بودن رابطهa را تحقیر می کند. فاک - تا زمانی که من این کتاب را بخوانم، فکر می کردم که این فرد صبح روز بعد فمینیسم فمینیسم را ضربه ای ضعیف می کند. من در مقایسه با این کتاب سوزان سونتاگ را در مقایسه با این کتاب نگاه می کنم. در EPL، نویسندگان تنها توضیحاتی که برای او در مورد دوتایی های شگفت انگیز او مطرح می شود این است که او به عنوان صلیب بین یک طلایی Retriever و یک برانکل @ معروف است. این موضوع به ما می گوید که چرا زندگی جنسی او شبیه گرده در یک نسیم قوی است. به او و تمام کلاب های دیگر کتاب های اپرا که این کتاب را دریافت می کنند: یک خواننده طلایی دریافت کنید. یا بارناکل یا شاید Retriever طلایی با barnacles. اما برای شیرینی یکپارچه - یک مسیح، این کتاب را در قفسه بگذارید. * ارسال نامه. من آمریکایی نیستم، من آنجا زندگی کردم و بسیاری از بهترین افرادی که می شناسم آمریکایی هستند. من، با این حال، یک شور و شوق عجیب و غریب برای خداپرستی در سرزمین آزاد را دیدم.

مشاهده لینک اصلی
با این کتاب نگران نباشید. تقریبا یک سال طول کشید تا آنرا به پایان برسانم. من ناخوشایند نویسندگان ناخوشایند آشکار از امتیاز خود را، مشاهدات نجیب او، و راه باور نکردنی کم عمق که در آن او نشان دهنده سفر آغاز شده توسط غم و اندوه، که من در ابتدا نتوانستم به خواندن فراتر از ایتالیا. همانند دیگران که در اینجا نوشته اند، خودم را مجددا این کتاب را انتخاب کردم چون بسیاری از مردم در مورد آن سرزنش کرده اند و من خودم آن را به پایان رسانده ام، امیدوار بودم تا زمانی که بینش بازنشستگی یا حداقل هسته کوچکی از اصالت وجود داشته باشد حکمت من به شدت نا امید شدم لیز با توجه به توجه مرد در سراسر کتاب وسواس دارد (در هر بخش، او جزئیات کامل در مورد مردانگی خود را با مردان، بسیاری از آنها به نظر می رسد @ مراقبت از @ او و یا تعریف او را در او سرزنش، زیبایی، و یا جذابیت)، این کار باعث می شود که تلاش خود برای توصیف خود به یادگیری به تنهایی به نظر پوچ و فریبنده باشد. او در بدن او استخوان فمینیستی ندارد؛ تکان دهنده برای یک زن که به دنبال تلاش برای کشف خود پس از آنچه که او به عنوان طلاقdevastaing طعمه توصیف @ به نظر می رسد که به نظر می رسد که هیچ ظرفیت برای خود آگاهی و یا بازتاب در این رابطه، و درمان سطح خود را از این و دیگر جنبه های روانۀ او مرا بی حوصله می کردند. اساسا، این خاطرات، او را به مسخره گرفتن از راه خود در سراسر جهان به یک رابطه جدید، با کم رشد در آگاهی خود را که من می توانم درک. حتی در هند، او زمان انعکاس درونی خود را به خود می گیرد، او خود را به شخصیت های ریچارد از تگزاس متصل می کند، که به نظر می رسد صلیب بین یک شخصیت پدر و جسم آرام است. در نهایت، او در عشق با یک مرد بسیار بزرگتر از او می افتد، که به نظر می رسد در او را در راه کاملا پدرسالارانه dote. وقتی او صفحات را در مورد عفونت مثانه خود را از جنس بیش از حد صحبت می کند، من باید سوالات خود را در مورد چگونگی نوشتنش در مورد این موضوع بپرسم؟ چرا ما باید در مورد عفونت مثانه خود بدانیم؟ چه چیزی به درک ما از تلاش او اضافه می کند؟ به من، فقط می گوید @ به یاد! من مطلوب! @ خیلی جالب نیست علاوه بر این، نام تجاری معنویت او قطعا به معنی فراتر رفتن از وسواس شگفت انگیز غربی با همه چیز شرقی، به ویژه بودیسم و ​​فرهنگ اشمر نمی آید. این که یک غربی می تواند در تلاش معنوی خود به هند برود و کاملا بدون آگاهی از 1) تخصیص ناخوشایند دین های دیگر فرهنگ ها، و 2) فقر مطلق که او را احاطه کرده است، غیر قابل انکار است. او در هر نوبت امتیازات را از دست می دهد و این امتیازات غیرقابل شناخت و غیرقابل بررسی است. من مایل بودم که واکنش اولیه من را ببینم که پایان رابطه در طرح بزرگ چیزها نیست،that bad؛ @ allones رنج می برد، قطعا اعتبار خود را دارد. با این وجود، من نمیتوانستم برای الیزابت گیلبرت همدلی زیادی داشته باشم، با وجود تلاشهای من برای غلبه بر انگیختگی من در نگرانی کم عمق. در نهایت، این زن هیچ چیز را به من آموزش نداد (به غیر از این من باید اعتماد خود غرایز خود را به رها کردن یک کتاب زمانی که من چنین واکنشی شدید از نداشتن از صفحه اول اعتماد کنید). متاسفم که زمان و انرژی را صرف تلاش برای پایان دادن به آن کردم. اتفاق افتاد که جایی بخوانم که اخیرا یک کلیسا در منهتن خریداری کرده است که به فضای زندگی شخصی اش تبدیل شده است. و این روشنگری است؟ من ناراحت هستم که پارامونت حقوق این کتاب را برای یک فیلم سینمایی خریداری کرده است و می خواهد پول بیشتری از آنچه که در این خاطرات بدست آورده است، بدهد.

مشاهده لینک اصلی
من خجالت می کشم که این کتاب را به طور عمومی بخوانم. عنوان و گل و بوته، پاستا-ی پرده ها را پوشش می دهد، @ من یک کتاب است که حاوی رنج های بی رحمانه یک زن 34 ساله روان رنجور است @ بنابراین، من می ترسم که غریبه ها در مترو فکر خواهد کرد که من با او شناسایی. با این حال در راحتی تختخواب خودم، من برای این خاطرات کاملا سقوط میکنم. بله، گیلبرت عاطفی خودخواه است (آیا ما تصور می کنیم بد است که او هر دو خانه را در طلاق از دست داده است؟)، آزار دهنده است (زمانی که او پس از خوردن راه خود را از طریق ایتالیا 23 کیلو وزن می کند) و اغلب واقعا نابالغ است (آه! گناه بی پایان و بی پایان). پس دوباره این خاطرات است و وقتی نوشتن فقط بسیار هوشمندانه است، بنابراین مهمان نواز، خیلی لعنتی خنده دار، آن واقعا سخت است که در مقابل Gilbert در انتهای نگه دارد. طرح می رود چیزی شبیه به این: A نویسنده ی 30 ساله همه چیزش را می خواهد، از جمله چند کتاب موفق، یک شوهر و دو خانه. هنگامی که او متوجه می شود که نمی خواهد بچه ها داشته باشد و بعد از آن همه خوشحال نیست، او شکسته است و شوهرش را ترک می کند. در روند، او متوجه می شود که او هویت ندارد. بوتهو. اما گیلبرت تصمیم می گیرد تا ایتالیا، هند و اندونزی را ترک کند و سه مکان را امیدوار کند که در نهایت او را به تعادل داخلی خود می برد. (و بر روی سطح، این کتاب یک مقاله سفر واقعا سرگرم کننده است. گیلبرت این روش فوق العاده دمدمی از توصیف همه چیز است: قطعه پیتزا، ژلاتو و مردم.) در سفر خود را که من شروع به شناسایی با گیلبرت. وقتی من 21 ساله بودم، چهار ماه سفر در استرالیا انجام دادم. درست مثل گیلبرت در اولین هفته های خود در ایتالیا، من به طور کامل توسط آزادی من احترام گذاشتم. اما حدود دو هفته بعد، تنهایی در اطراف و اضطراب بود. روز معمولی من با این مونولوگ درونی شروع شد: من باید قبل از ظهر به موزه بروم، بنابراین می توانم در سفر قایقرانی دریایی در سالن 2 قرار بگیرم. سپس من باید به فروشگاه مواد غذایی مراجعه کنم تا غذا بخورم خداحافظی از آشپزخانه میزبان بخاطر خدا ممنونم که من بخاطر غذا خوردن به من کمک میکنم !!!! @ Yikes. چگونه به Eurotrash غلبه کردم که فقط می تواند توسط استخر خوابگاه نشسته و تمام روز را بخواند. اما اگر من تمام کارها را انجام ندهم، در مسافرت شکست نخواهم خورد. در گذشته، استرالیا نقطه عطفی در زندگی جوان من بود. من فکر نکردم که این @ go-go-go @ نگرش این بود که چگونه سالها زندگی می کردم. جای تعجب نیست که مردم فکر میکردند من قوی هستم آرامش هرگز به من آسان نخواهد آمد و هرگز نخواهد بود، اما من می توانم در راه رفتن و نگرانی در مورد دیدن هر موزه گذشته ... سخن بگویم. گیلبرت در مورد این موضوع کمی در کتابش مینویسد . نخستین لحظات شادی واقعی و بی حد و حصر او زمانی اتفاق می افتد که برخی از تخم مرغ ها را می کشد و بعضی از اسپارگ ها را در کف آپارتمانش می خورد. به طوری ساده، اما بسیار تحقق. در هند، او می نویسد کهlife، اگر شما نگه داشتن آن را به سختی تعقیب آن، شما را به مرگ است. @ گیلبرت زندگی می کند در Ashram، جایی که مردم می آیند به تفکر و تجربه الهی. به نظر نمیرسد در این مورد خیلی خوب باشد و از اینکه آیا تمام انرژیهای موجود در تعقیب تجربه بعدی، از اینکه از هر چیزی لذت میبرد، تعجب میکند. در این نقطه در کتاب، من متوجه می شوم که آیا گیلبرت می خواهد در آنجا باشد. شاید رفتن به اشرف چیزی بود که او فکر می کرد او باید انجام دهد، نه آنچه که او می خواست انجام دهد. من مطمئن هستم که به جهنم نمی شود. آنچه که من واقعا دوست دارم در موردEat، Pray، Love @ این است که همه چیز در مورد سوال ساده، @ که من می خواهم، @ یک سوال است که در استرالیا مفید بوده و چندین بار دیگر در زندگی من. آن را برای برخی از افراد، از جمله من، بسیار سخت است و واقعا نباید باشد. من فکر می کنم زمانی که شما صادقانه می توانید به این سوال پاسخ دهید (نه، من نمی خواهم به بحث در مورد پست مدرنیزم بروم، حتی اگر متوجه شدم که باید به آن علاقه مند شوم و آن را در چشمان شما بسیار سردتر خواهم کرد. واقعا، من فقط می خواهم قسمت هایی از @ Scrubs @ را بخوانم)، شما به خوبی به شناخت هویت خود و داشتن هر کدام از آن شخص احتیاج دارید.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب غذا دعا عشق


 کتاب سوپ جوجه برای روح معلم
 کتاب نوری که نمی توانیم ببینیم
 کتاب خودت باش دختر
 کتاب جادوی چپکی: سنگ بکس
 کتاب بالاخره یه روزی قشنگ حرف می زنم
 کتاب هر دو در نهایت می میرند