کتاب قطار یتیمان

اثر کریستینا بیکر کلاین از انتشارات در دانش بهمن - مترجم: زهرا طراوتی-پرفروش های نیویورک تایمز

تقریبا هجده ساله، مولی آیر می داند که او یک شانس دارد. فقط چند ماه از سالیانی که از سیستم رفاه فرزندان گذشته و نزدیک شدن به خانه اش را می گذراند، یک موقعیت اجتماعی برای کمک به یک زن سالمند خانه خود را پاک می کند، تنها چیزی که او را از جوی و بدتر نگه می دارد. ویویان دالی یک زندگی آرام در ساحل مین زندگی کرده است. اما در اتاق زیر شیروانی او که در تنه ها پنهان شده است، پیشینه ای متلاشی شده است. وقتی وی ویینی را از طریق اموال و خاطرات خود می گیرد، مولی متوجه می شود که او و ویوین به گونه ای متفاوت به نظر می رسند. آموزش یتیمان رونق قدرتمند و شگفت انگیز از شانس دوم، دوستی غیرمنتظره و اسرارهایی است که ما انجام می دهیم که ما را از فهمیدن ما ندارند.


خرید کتاب قطار یتیمان
جستجوی کتاب قطار یتیمان در گودریدز

معرفی کتاب قطار یتیمان از نگاه کاربران
من این کتاب را برای روز تولد من دریافت کردم و این چیزی نبود که من درباره آن شنیده بودم. من پریدم و به توضیحات نگاه کردم و منتظر خواندن آن هستم. من لذت بردن از داستان تاریخی است که در آن نویسنده انجام شده است تحقیقات زیادی و شما در مورد یک دوره در تاریخ یاد بگیرند. زندگی در نیویورک سیتی و ساحل شرقی سخت بود. در اطلاعات پشت این کتاب، گفته شده است که ممکن است ده هزار تن از یتیمان در طول این دوره در خیابان های نیویورک زندگی کنند. من فکر می کنم که قطارهای یتیم برای ایجاد یتیم خانه از خیابان ها، از بین بردن افرادی که در آنجا مشکلی داشتند، ایجاد شد و برخی از بزرگسالان در واقع تلاش می کردند تا به این کودکان کمک کنند. با این حال، در بسیاری از موارد، آنها را به واقعیت آنچه که بسیاری از این کودکان با آن روبرو بودند نادیده گرفت. آنها تصدیق نکردند که بخشی از یک خانواده باشند، بلکه بندهای مزدور بودند که از طریق کار سخت به عنوان دست اندرکاران یا مأمورهای خانه داری به کار خود ادامه می دادند. من فکر کردم داستان به خوبی نوشته شده است و من دوست داشتم که نویسنده با زندگی یک سوار قطار، 91 ساله در جریان داستان و یک دختر 17 ساله که از سیستم مراقبت پرستار خارج می شد، مواجه شد. ویویان، سوار قطار، داستان او را به Molly افشا می کند، به عنوان Molly کمک می کند تا او را تمیز کردن اتاق زیر شیروانی او. Surly Molly، که چنین زندگی خشن داشته است، می آموزد به مراقبت از ویویان و لذت بردن از بودن در اطراف او. از طریق تجارب ویویان، او برخی چیزها را در مورد خود می آموزد. من ازOrphan Trains @ آگاه نبودم و در خواندن این کتاب بسیار آموختم. من قبلا آن را به چند دوست برای خواندن توصیه کرده ام، زیرا مطمئن هستم که آنها از آن لذت خواهند برد. من فکر میکنم کریستینا بیکر کلاین کارش را با موضوعش انجام داد و باعث شد تا نه تنها در دوره تاریخی ما یاد بگیرد و فکر کند. اما به طور کامل شما را در زندگی دو شخصیت اصلی خود درگیر کرده و عمیق احساسات در اطراف زندگی خود را احساس کنید.

مشاهده لینک اصلی
من این کتاب را دوست داشتم :-) من هرگز از قطارهای یتیم شنیده بودم، بنابراین برای خواندن چیزی عالی بود. بخش هایی از کتاب که قبلا در آن قرار داشت، مورد علاقه من بودند، اگر چه من داستان Mollys را نیز دوست داشتم. در انتهای چند اشک بود منتظر به فیلم :-).

مشاهده لینک اصلی
کتاب و کتابخوانی یتیم قطار من فقط خواندنی بود وحشتناک بود. این خیلی بد است، من فکر کردم که ممکن است قربانی یک نوع اسلحه نوعی کارت خوان ادبی باشد، جایی که من می توانم به آخرین صفحه بروم و «HA HA HA» را بخوانم؛ شما فقط نسخه تقلبی تقلید از آموزش یتیم را بخوانید. â € همه چیز در مورد این کتاب بد بود. هر شخصیتی مستقیما از ریخته گری مرکزی بود. این طرح قابل پیش بینی بود، عجله و پر از چیزها بود. اگر شما هر یک از به روز رسانی های من را دیدید، می دانید که این نوشتار به طور بی قاعال توصیفی و ملودرام است. نمادین بدبختانه آشکار بود. این کتاب با شروع بد من شروع شد. مدت کوتاهی پس از یک پرولوگ عجیب و غریب در مورد یک شخصیت نامشخص به اعتقاد به ارواح، ما ملا را، یک نوجوان Goth مشکل در سیستم مراقبت پرستار ملاقات. مولی دشوار است، دومی یتیم (مشاهده اسپویلر) [او در واقع پدر مست در اطراف جایی (مخفی کردن اسپویلر)]، اما او دوست دارد به خواندن. مولی در BIG TROUBLE !!!! او در قلاب به انجام 50 ساعت خدمات اجتماعی، اما از آنجایی که او غیر قابل اعتماد است هیچ کس او را ندارد. و اگر او ساعت های سرویس را نداشته باشد، او به جوی می رود. Poor Molly در ترشی است. بله، شما ممکن است تعجب کنید که چه چیزی باعث شد Molly به چنین مشکلاتی برسد. شاید سرزنش، سرقت خودروها، حمله تشدید شود؟ نه، مولی یک نسخه خالی از جین اایر از کتابخانه عمومی را دزدید. آیا من اشاره کردیم که نمادگرایی در سطح سوم نوشته شده است؟ با تشکر از دوست پسر کامل Molly، او یک پیاده روی اجتماعی به کمک یک زن سالخورده تمیز کردن اتاق زیر شیروانی او (مشاهده اسپویلر) [به دلیل اینکه شما نمی توانید بمیرید و ترک ظروف سرباز یا مسافر خود را (پنهان اسپویلر)]. این جایی است که ما دیدیم ویویان دالی، خانم اتاق زیر شیروانی. حدس بزنید، Vivian فقط اتفاق می افتد که یک یتیم دمی است، تصور کنید که! بنابراین ما شروع به یادگیری در مورد دوران کودکی ویویان و تجربیات او در قطار یتیمان می کنیم. به طرز وحشیانه ای، کمی از داستان او در واقع در قطار قرار می گیرد. استفاده از شخصیت های عرفانی در بهترین حالت خسته کننده و اغلب توهین آمیز بود. پدران غایب مست وجود داشتند، مادران بدخواه، شوهرهای ناخوشایند، مهاجران نفرت Midwesterners و معلمان نجات دهنده جادویی. مادر فاستر مولی به عنوان یک مهره ی راست گوشت خوابیده که خواهان خلاص شدن از او شده است رنگ آمیزی شده است. کدام به من یادآوری میکند، متوجه شدم که نویسنده نمیتواند از اضافه کردن لایههای اضافی به شخصیت مولی کمک کند. به عنوان مثال، زمانی که مولی برای تمیز کردن اتاق زیر شیروانی ویورا ارسال می شود، مولی اعتراف می کند که یک جادوگر شسته و رفته است. مللی نیز گیاهخواری است، چیزی که به نظر نمی رسد که به هیچ وجه هدف دیگری باشد به جز اضافه کردن اختلاف بین او و مادرش. من در مورد ویویان از داستان زیاد صحبت نکردم. این قسمت تاریخی است که در سالهای 1929-1943 اتفاق می افتد و به دنبال نیهمه (تلفظ نایف) به عنوان مهاجر ایرلندی به یتیم می رود تا فرزندان را در یک مجموعه ای از مأموریت های تاسف بار بگذراند. Niamh Dorothy می شود، زیرا آمریکایی ها از نامزدهای صدای خارجی متنفر هستند. او یک تجربه دیکنزی دارد که شامل کار در مغازه عرق، مراقبت از بچه های کوچک و خوردن خورش های سنجاب است. در حالی که داستان Niamha در زمان حال نوشته شده است، از دیدگاه کودکش، آن را مانند یک عمل صابون اپرا خوانده شده است. به عنوان مثال: @ تحت تاثیر قرار دادن خانواده و هویت، تغذیه ناهنجار، به عنوان Slobbery جک پیشنهاد صندوق های چوبی سخت تا زمانی که ما باید باشد، به اسارت بردگی فروخته می شود-- \"تنها وجود ما مجازات کافی است. @ گفت نه نه همیشه سال .

مشاهده لینک اصلی
من توسط قطار یتیم تعجب می کنم. برخی از خطوط بسیار خوب نوشته شده اند. این کتاب از منظر دو دختر جوان، هر کدام به تنهایی یتیمان، یکی در دوران معاصر زندگی می کند و دیگری در طول سال های رکود، گفته شده است. موضوع تاریخی بر اساس قطارهای یتیم است که کودکان یتیم و بی خانمان را از شهرهای شیک شهر شرقی ایالات متحده به خانه های خود در مناطق روستایی غرب میانه منتقل می کنند. با این حال تم اصلی این است که چگونه احساس می کند که همه در جهان تنها هستند. هیچ خانواده ای به آن تکیه نمی کنند هیچکس. کتاب خوب توضیح می دهد چگونه این ممکن است احساس کند. این نه بیش از حد و نه سختی چنین سرنوشتی را کاهش می دهد. زبان، افکار و اعمال این دو دختر، همانطور که در رمان بیان شده، احساس مناسب و واقعی می کند. افکار آنها سنشان را منعکس می کنند، اما هر چیز دیگری اشتباه است. به این ترتیب، کتاب به عنوان یک رمان جوان بزرگسال به نظر می رسد. خواننده پس از بلوغ آنها را دنبال می کند، یکی به سن و دیگری به سادگی به یک درک بهتر از خودش. سوئیچ بین دو موضوع ساده است به دنبال، که من آن را قدردانی کرد. نویسنده هوشمندانه در تاریخ و هر دو بومی آمریکایی (Penobscot) و سنت های ایرلندی روابط دارد. پایان؟ خوب، این نوع ناز ..... برای من بسیار زیبا است. من قدردانی می کنم که ویویان، کودک یتیم که از طریق افسردگی زندگی می کرد، (مشاهده ی اسپویلر) [هرگز واقعا قادر نبود که گاردش را پایین بیاورد، به دیگران اجازه بدهد، مگر اینکه با صحبت کردن با مولی (پنهان کردن اسپویلر)]. مولی دومین یتیم، یتیم جهان امروز است. در واقع من احساس کردم نویسنده این عکس را بهتر از ویوین گرفته است! برخی خطوط واقعا عالی؛ من نمیتوانستم لبخند بزنم من دوست داشتم که بزرگسالان من را ناامید کنند، این شما را متعجب می کند؟ این داستان را واقع گرایانه تر می سازد! من رتبه های نوشته شده را رتبه بندی می کنم. من کاملا روایت را رد کردم شما گفته اید که کتاب صوتی توسط دو نفر به نام جسیکا آلماسی و سوزان تورن نقل شده است. سوزان تورن یک راوی افسانه است، اما بخش او m-i-n-i-m-a-l است. فقط چند دقیقه! همه چیزهای دیگر Almasy روایت شده است و او به نظر می رسد که خیلی جوان است، بنابراین بسیار شل و ول بچه است. من به هیچ وجه دوست ندارم .... بجز شاید وقتی او برخی از خطوط هوشمند Mollys را به ما داد. برای اکثر کتاب، من واقعا مجبور شدم خودم را به گوش دادن به کلمات و نه آنچه که من شنیدم. شما میبینید که باید کتابهایی را که دوستان GR به من هشدار میدهند را امتحان کنم! کتاب ها شما را متعجب می کنند با این وجود، این کتاب به سادگی به اندازه کافی برای من به اندازه کافی به ستاره های بیشتری نرسید.

مشاهده لینک اصلی
این یک داستان واقع در دوره تاریخی است که کودکان، که یتیم شده اند و یا فقط داده شده اند، به قطار از یک ایالت به ایالات متحده آمریکا به مراقبت از یک خانواده جدید منتقل شده است. کودکان در این داستان تحت نظارت به خانواده ها در بسیاری از موارد برای کمک به کارهای خانگی یا کار کم درآمد و خانواده به ظاهر به غذا، پناهگاه و تحصیل پرداختند. سرنوشت های غم انگیز در مورد کودکان در این داستان، خواندن سخت و غفلت از کسانی که آنها را بیش از تکان دهنده و بی دقتی در اختیار داشت. این مراقبین جدید بازرسی های مناسب را برای شخصیت های خود نداشتند، رفتار و ذهن آنها به شخصیت های این داستان آسیب رسانده بود. بعضی از شادی ها برای دختر اصلی این داستان در نهایت پس از اینکه در معرض آسیب دیدگی قرار گرفتند، وجود دارد. این داستان از طریق دو زن، نوجوان Molly و خانم Vivian سالخورده گفته شده است. آنها هر دو با Molly ملاقات می کنند، که با والدین فرزند زندگی می کند و نیاز به انجام برخی کارهای اجتماعی دارد، در سمت Vivian که دارای خانه بزرگ و اتاق زیر شیروانی است که نیاز به تمیز کردن و مرتب سازی دارد، اشاره دارد. چیزی که او پیدا می کند این است که او در یک گفتگو در مورد گذشته از این زن عاقل، ویویان و زندگی اش که در حضور او در یک قطار یتیم ایستاده بود، وارد شد. این زن ویویان به سفر او، تجربیات عجیبی می گوید. او از افرادی که در جوانانش با آن مواجه شده است صحبت می کند، سفر او باعث می شود که خواندن دلهره آورانه داشته باشد. او سرخ جوان قرمز از ایرلند بود که خانواده اش هنگام ورود به آمریکا زندگی بسیار سختی پیدا کرده بود و زمانی که در دوره 1930، افسردگی رخ داد، سخت تر. با هم در گفتگو و گفتن از گذشته خود قطعه خود را و حل برخی از درد و دوباره قلب های از دست رفته. خواندن قابل توجه، شخصیت های به یاد ماندنی، یک داستان است که نمی تواند به عنوان فقط داستان، اما واقعی و رخ داده در بسیاری از کودکان زندگی در روزهای گذشته و در حال حاضر. داستان مهم بزرگ که توسط این نویسنده بسیار توانا برخورد شد. @ من به ارواح اعتقاد دارم آنها کسانی هستند که ما را تحقیر می کنند، کسانی که ما را پشت سر گذاشته اند. بسیاری از زمانها در زندگی من آنها را در اطرافم احساس میکردم، شاهد آن بودم که شاهد آن بودم که هیچ کس در جهان زندگی نمیداند و چه چیزی از آن مراقبت نکرده است. من نود و یک ساله هستم، و تقریبا هر کس که در زندگی من بود، در حال حاضر شبح است گاهی اوقات این ارواح به من نسبت به مردم واقعی تر از خدا نسبت داده شده اند. آنها با وزن خود، متراکم و گرم، مثل خمیر نان تحت پوشش پارچه، سکوت می کنند. گرم من، با چشمان پاک و چشمانداز پوستش. دا، دلتنگ، خنده دار. مام من آواز میخونه تلخی و الکل و افسردگی از این تصورات فانتوم دور می شوند و آنها را در مرگ می سوزاند و محافظت می کنند، زیرا هرگز در زندگی زندگی نمی کردند.او چندین هفته بعد از یک چرخش یک ماشین کشته شد و سرعت آن به ترتیب 1-95 یک شب یخی، پس از آن مادرش، همه ی بیست و سه ساله، یک مارپیچ رو به پایین را از او گرفت. با تولد بعدی مولیس، او با یک خانواده جدید زندگی می کرد، و مادرش در زندان بود. فریبندگی همه او از چیزی است که زندگی او را از دست داده است.Molly تا به حال آموخته است که بسیاری از دلهره و خیانت که دیگران تمام زندگی خود را تمام زندگی، او در حال حاضر مواجه است. پدر مرده است مادر از انتهای عمیق. در اطراف محاصره شده و زمان و زمان دوباره رد شد و هنوز نفس می کشد و خواب می رود و بلند می شود. او هر روز صبح بیدار می شود و لباس می زند. بنابراین هنگامی که او می گوید خوب است، منظور او این است که می داند که می تواند در مورد هر چیزی زنده بماند. و اکنون، برای اولین بار از زمانی که او می تواند به یاد داشته باشید، او کسی است که به دنبال او است. @ @ ما شنیدن قطار قبل از اینکه ما می توانید آن را ببینید. یک صدای کم، یک رام زیر دست، یک سوت عمیق فرو رفته، در ابتدا کم رنگ و سپس با صدای بلند تر به عنوان قطار نزدیک می شود. ما گردن خود را به سمت پایین حرکت می دهیم و ناگهان در اینجا این است: یک موتور سیاه و سفید بر سر ما می سوزد، سایه پلت فرم را می گذارد، اجازه می دهد که بخل از بخار مانند یک حیوان مضطرب خفیف. من با یک گروه از بیست بچه، در تمام سنین . ما لباس ها و لباس های اهدا شده ما پوشیده شده و دختران لباس های پیناورو سفید و جوراب های ضخیم، پسران لباس زیر زنانه که زیر زانو قرار دارند، پیراهن لباس سفید، گردن بند، کت و شلوار پشمی ضخیم. این ماه اکتبر غیرمعمول گرم است، تابستان هندی، خانم Scatcherd آن را می خواند، و ما در سکوی پرتاب می کنیم. موهای من خیس بر گردن من است، سفت و ناخوشایند. در یک دست من یک چمدان کوچک قهوه ای را می پوشم که، به استثنای قفسه، شامل همه چیزهایی است که در جهان دارم، همه چیز به تازگی به دست آمده است: کتاب مقدس، دو مجموعه لباس، کلاه، کت سیاه، چندین اندازه کوچک، یک جفت کفش . در داخل کت نام من است، که توسط یک داوطلب در انجمن کمک به کودکان کمک می کند.شیکاگو یک شهر افتخار و نجیب است که در لبه ی دریاچه ای بزرگ قرار دارد. دریاچه آن را باد می کند، از این رو نام آن: The Windy City. شما چمدان خود را، البته، و پتو پشم خود را به خود بسته بندی، به عنوان ما در پلت فرم حداقل یک ساعت به ارمغان بیاورد. @ شهروندان شیکاگو بدون شک شما را به عنوان رفاه، دزد و گداها، ناامید گناهکاران که در جهان از شانس ...

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب قطار یتیمان


 کتاب پروست چگونه می تواند زندگی شما را دگرگون کند
 کتاب رهبران آخر غذا می خورند
 کتاب خاطرات دایه
 کتاب زن همسایه
 کتاب پیدایش
 کتاب باغبان شب