کتاب لاک پشت رو لاک پشت

اثر جان گرین از انتشارات مجید (به سخن) - مترجم: امیرمحمد جوادی-پرفروش های نیویورک تایمز

Sixteen-year-old Aza never intended to pursue the mystery of fugitive billionaire Russell Pickett, but there’s a hundred-thousand-dollar reward at stake and her Best and Most Fearless Friend, Daisy, is eager to investigate. So together, they navigate the short distance and broad divides that separate them from Russell Pickett’s son, Davis. Aza is trying. She is trying to be a good daughter, a good friend, a good student, and maybe even a good detective, while also living within the ever-tightening spiral of her own thoughts.


خرید کتاب لاک پشت رو لاک پشت
جستجوی کتاب لاک پشت رو لاک پشت در گودریدز

معرفی کتاب لاک پشت رو لاک پشت از نگاه کاربران
100/10. همه این کتاب را بخوانید

مشاهده لینک اصلی
من دوست ندارم رابطه خوبی با کتابهای جان سبز داشته باشم، آنها به طور دقیق به من نگاه می کنند یا از دست من (ضربه: TFIOS) (miss: فراوانی کاترینز، شهرک های کاغذی، اجازه رفتن آن برف، Will Grayson x2) شما می توانید به وضوح ببینید من دلمشغولی در انتخاب این کتابچه بودم که به شدت شگفت زده شد بنابراین لاک پشت ها به طور کامل از عناصر سبز جان به عنوان مثال - سلامت روان - شخصیت های تراژیک با پس زمینه های تراژیک - فیلسوفان 16 ساله (در این کتاب خیلی بد بود ) - بهترین دوستان خنده دار - پایان دادن به شما بسیار ناراضی است اما این کتاب نیز منحصر به فرد خود را در آن بود - شخصیت احساس بیشتر شبیه به خود را از شخصیت های خیالی آقای. سبز - من فکر کردم OCD انجام شد فوق العاده - پرت کردن افکار و احساسات و کشیدن آن بیماری روحی باور نکردنی بود و شاید کمی واقعی واقعی (اما این در کتاب من منفی نیست) - بهترین دوست 10 / 10 من عاشق او شدم. فتنه انگیزانه می نویسد و از آنجایی که من از ایده های عاشقانه خوشم می آید، عاشق شدن بود. \"کمی\"، \"کمی\"، \"خوب بود\"، برای من کاری نکردم. نوشتن خیلی ساده است من توانستم آن را در کمتر از یک روز بخوانم، به طوری که چیزی که با کتابهای سبز جونز به همراه دارد، این است که پایان دادن به این جادوی دراماتیک پنهان که در آن احساس می کنم مثل اینکه سعی می کنم خواننده را تکان دهد یا بدهم آنها پایان دادن به این واقعیت است که با آنها تفاوتی دارد، و آن را سرد و همه چیز، اما من فقط آن را پیدا کنم تا â € | emptyingIdk چگونه آن را توصیف، اما من می توانم کل کتاب های خود را دوست دارم، اما پایان است داده شده و سپس من به طور قانونی تغییر نام من به ناامیدی bc که آن را چگونه احساس می کنم فقط به چیزی که فقط ساده است و من دوست دارم، فقط به این فکر می کنم که این چیزی نیست که به نظر می آید، ما فانتزی حماسی را در اینجا بخوانیم، اما شاید یک چیزی کمی با پیچ و تاب و یا شاید او بیش از حد پیچ ​​و تاب، در هر صورت، آن را همیشه به دنبال \"من\" برای من من واقعا نمی توانم بگویم فراتر از آن است که \"لاک پشت های این\" تمام راه پایین، â € او می خندد. â € œIts لاک پشت ها تمام راه لعنتی پایین، â € Daisy موافق 3.5 ستاره 3.5 ستاره !! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ من صادقانه نه جون سبز // بزرگترین فانوس // اما هی چگونه می توانم یک کتاب amirite کتاب سبز جان بخوانم؟ من فقط نمی خواهم هر فیلسوف 16 ساله: |

مشاهده لینک اصلی
از خارج به دنبال، Aza به نظر می رسد که همه را داشته باشد. Shes هوشمند و حساس است، و او سخت تلاش می کند تا یک دختر خوب، یک دانش آموز خوب و یک دوست خوب باشد. اما زندگی برای آزا چیزی نیست که به نظر می رسد: او هر روز با افکار تهاجمی، افکار که گاه او را ترک می کند قادر به تمرکز بر روی چیزی نیست جز ترس و اضطراب که باعث می شود، مبارزه می کند. @ آنقدر عجیب و غریب است که شما می دانید دیوانه و قادر نیستید هرکاری می کنی، می دانی؟ آن را مانند شما فکر نمی کنید خود را به عادی است. می دانید مشکل وجود دارد اما شما نمی توانید راهی برای حل آن داشته باشید. از آنجا که شما نمی توانید مطمئن شوید که می دانید @ هنگامی که عزا و بهترین دوستش دیزی در مورد ناپدید شدن میلیاردرهای مشهور شهر، Russell Pickett، پدر یکی از دوستان دوران کودکی Azas می آموزند، آنها از طریق رمز و راز جذاب می شوند. و هنگامی که دیزی یاد میگیرد که پاداش 100،000 دلاری برای اطلاعاتی که منجر به ضبط پیکتتس می شود، او را متقاعد کند که به او کمک کند تا تحقیق کند. در حالی که آزا صادقانه به این پول توجه نمی کند، نمی داند که او می تواند با دیویس پیکت دوباره متحد شود، در حالی که او جوانتر بود. همانطور که دیویس و آزا نزدیکتر می شدند، هر دو با سوالاتی درباره معنای زندگی و ماهیت واقعی وجود. آزا تلاش می کند به کمک دیویس در مورد احساس رهایی از خود بپردازد، آیا او حتی می خواهد پدرش بازگردد، و چه چیزی به معنای او و برادر کوچکترش نوح است، زیرا مادرشان چند سال پیش درگذشت. دیویس تلاش می کند با درک شدت جهش های فکری او به آزا کمک کند و به او کمک کند تا نوع رابطه ای را که او می تواند داشته باشد، اما به دلیل مشکلات عمیق او هیچ کس نمی تواند راحتی او را فراهم کند. لاک پشت ها تمام راه پایین یک نگاه بی وقفه به زندگی با بیماری روحی است. هیچ پوشش آب نبات حاوی احساسات Azas نیست و اینکه چگونه بیماری و ناراحتی و ناراحتی او برای خانواده و دوستانش است. همچنین نگاه دقیق به چقدر ما به عشق، دوستی، پذیرش و درک و فهمیدن آن نیاز داریم و چگونه آن را ناکارآمدی می توانیم درک کنیم چالش هایی که زندگی به ما می اندازد. یک نقطه در کتاب زمانی است که دیزی به عزا می گوید که کسی یک بار گفته شد که او مانند خردل است، @ مقدار زیادی در مقادیر زیاد است، اما پس از آن بسیاری از شما ... بسیار. @ صادقانه، در حالی که من اعتقاد دارم این یک کتاب مهم است، من متوجه شدم آن را کمی مانند خردل بود، و تقریبا بی رحمانه. در تلاش خود برای دادن خوانندگان به شما، وجود دارد احساس که در آن بیماری روحی مربوط می شود، من احساس کردم که اگر جان سبز قربانی کتاب طنز و بیشتر قلب خود را. در حالی که آزا و دیویس شخصیت های شگفت انگیز هستند، من دیزی را به شدت غیرقابل استفاده می کنم، در حالی که بسیاری از شخصیت های دیگر به خوبی طراحی شده اند. همانطور که همیشه، شخصیت های نوجوان سبز عاقلانه تر از اکثر بزرگسالان هستند. اما در کنار آن، او در هنگام توصیف اضطراب Azas واقعا مهارت های داستان گویی خود را نشان می دهد. در اینجا این پاراگراف، به عنوان مثال: @ من نمی دانم، مانند، بیمار در کافه تریا و من شروع به فکر کردن در مورد چگونگی، مانند، همه این چیزها در داخل من زندگی می کنند که غذا برای من غذا بخورند، و چگونه من مرتب آنها، به شیوه ای مانند، من یک انسان انسانی نیستم، همانطور که این انزجار، غارت باکتری ها است، و من واقعا نمی توانم خودم را پاک کنم، می دانید، زیرا آلودگی از طریق من تمام می شود. مثل، من نمی توانم بخش عمیق از من را پیدا کنم که خالص یا نامعلوم یا هر چیز دیگری باشد، بخشی از من جایی که روح من قرار است باشد. این بدان معنی است که من شاید مثل یک روح نسبت به باکتریها ندارم. @ من دوست داشتم دوست داشتم این گسل را در ستاره های ما دوست داشت و واقعا از شهر های کاغذی لذت بردیم\nو من دروغ می گویم اگر من گفتم که این کتاب را در ذهن من ندیده ام. این کتاب به عنوان کسی که در زندگی من با افسردگی و اضطراب مبارزه کرده است و برای توضیح اینکه چگونه آنها احساس می کنند، این کتاب قطعا مفید است. من آرزو می کنم آن را بیشتر دوست داشته باشم، اما من خوشحالم که آن را بخوانم. در حال حاضر شاید به عقب بر گردیم و بعضی از کتاب های قدیمی اش را بخوانید. تمام بررسی های من در http: //itseithersadnessoreuphoria.blo ....

مشاهده لینک اصلی
@ ... ما به همان آسمان با هم نگاه کردیم، که شاید به هر حال صمیمیتر از تماس با چشم باشد. کسی می تواند به شما نگاه کند آن بسیار نادر است برای پیدا کردن کسی که می بیند همان جهان است که شما می بینید.\n3.5 ستاره من بزرگترین طرفدار داستان های جان گرین در گذشته بودم چون شخصیت ها را بیش از حد غیر قابل درک دانستم. مثل آنها فقط در زمان سخت تلاش کردند؟ اما شخصیت Azas فوق العاده واقع گرایانه احساس می شود و من هم اکنون تحت تاثیر قرار گرفته ام. این قطعا یکی از بهترین تصاویری از اضطراب و یا هر گونه مبارزه با سلامت روان بود. این به نظر می رسد مانند کسی که تلاش می کند مفهوم را بنویسد ... جان گرین به وضوح این را زندگی کرده است. این بار فوق العاده خام، صادقانه و زیبا بود. من فکر می کنم همه به این موضوع در برخی از سطوح مربوط می شوند؛ چرا که داستان با انواع واقعیت هایی که همه ما با آن رو به رو هستند مواجه می شویم (بنابراین نوعی اطمینان که تنها در آن افکار نیست ) عزا زمان زیادی را صرف بررسی چگونگی زندگی ما می نویسد و تعریف ما از @ self @ شامل می شود. اما پس از آن او را در وسواس گیر، به شدت پیچیده فکر می کند که به خوبی نشان داده شده است. @ آن را به یک گرداب فرو می ریزد که جهان را از بین می برد و درهم می شکند و تقلیل می دهد تا زمانی که فقط بدون چرخش چرخیدگی می کند، درون یک سلول زندان قرار دارد که دقیقا همان اندازه شماست، تا زمانی که نفهمیدید که واقعا در سلول زندان نیستید. شما سلول زندان هستید @ @ True True is not being scared؛ انتخاب آن در این مورد نیست. @\nجان سبز شرایط بسیار زیادی را بیان کرده و به شدت با آن مبارزه می کند. و حتی اگر او شخصیت های خود را در مورد اینکه چگونه واقعا روش های به زبان انگلیسی برای توصیف درد و یا مبارزه وجود دارد، او به نحوی موفق به انتقال آن کاملا واضح است. هرچند کتاب بیش از هر زمان دیگری مورد مطالعه شخصیت قرار گرفته است. داستان به خودی خود جذاب نبود و من واقعا علاقه مند به هیچ چیز در خارج از افکار اتفاق افتادم. من فکر می کنم فقط سعی کردم پوشش های زیادی را در کمتر از 300 صفحه داشته باشم. اما جنبه های بهداشت روانی بیش از این را ارزش خواندن! همه چیز آوا فکر کرد با هم کار خوبی کرد تا اثر بزرگتری داشته باشد (به خصوص بیت ها در اندیشه های مختلف انگیزه / موجودات). من سپاسگزارم که این کتاب به تماشاگران نمیرسد یا در حالی که برخی از رشتههای جذاب فکر را پوشش می دهد، بیش از حد پر زرق و برق است. مکالمات فلسفی یکی از بخش های مورد علاقه من بود زیرا آنها احساس طبیعی بودن کردند. و راه معمولی که @ همه چیز را به پایین می اندازد @ تصاویری که در این داستان خاص قرار می گیرند واقعا شسته و رفته بود. من نیز دوست داشتم که چگونه این کتاب ها می توانند به راحتی دچار ناراحتی یا تلاش برای قرار دادن برخی از چشمان توخالی مثبت بر روی همه چیز شوند، اما به جای اینکه یک کار عالی انجام داد، همه چیز را به چالش کشید، به طوری که واقعا معتبر باشد. من خیلی خوشحالم که این یک روایت درمان است که در آن آقا به یک روابط نزدیک می شود و پس از گذراندن زندگی بهتر پس از گذراندن شش سالگی، زندگی می کند. @ ... هیچ چیز در این دنیا سزاوار نیست به جز عشق، عشق هر دو به شما چطور تبدیل می شود و چرا. @\nبنابراین این عاشقانه معمولی جان سبز با نوجوانان دمدمی مزاجی نبود، اما این تغییر به من افتخار بود. و حتی اگر من به طور کلی به طور کلی داستان نگفتم، هنوز هم واقعا تصویربرداری از سلامت روان آزو را قدردانی کردم. بدیهی است هر تجربه شخصی متفاوت است (بنابراین لزوما @ اشتباه @ اگر آن را برای شما صحبت نمی کند)، اما من فکر می کنم این با بسیاری از خوانندگان تکرار می شود !!

مشاهده لینک اصلی
1.5 «ژان ژان» مطمئنا از دست دادن ستاره هاست. خواندن شعر کسی مانند دیدن آنها در UHU برهنه است. من فقط به 2 ستاره ضربه زدم، زیرا در حال حاضر یک کتاب 1 ستاره را می خوانم و این در آن سطح نیست. من واقعا می توانم نمایندگی OCD را در Aza قدردانی کنم، بنابراین اجازه می دهد آن را در 1.5 در نزدیکی 2.⎽ مشاهده کامل ارسال شده است.\nمشکل من انتظارات بود. من فکر کردم که مربوط میشوم، من ندیدم مشکل من احساس شد فکر کردم احساس می کنم نمی توانم. طرفداران JG لطفا گوجه فرنگی را در من نگذارید. اگر چه اگر شما آنها را با پنیر پارمسان یا پنیر مزارعلا پرتاب کنید، ممكن است فقط با آن برخورد كنم. فکر میکنم همه از این کتاب متنفرم جهنم، نه. مطمئنا می دانم که بسیاری از افراد قادر به ارتباط و لذت بردن از این کتاب خواهند بود. بنابراین، اگر شما بخواهید، احساس نمی کنید که این را انتخاب کنید. هیچ چیز غلطی نبود، اما همه چیز به عنوان یک خواننده اشتباه بود. آیا من آن را توصیه می کنم؟ بله، اگر شما یک طرفدار JG معمولی هستید و اگر علاقه مند به خواندن نمایندگی OCD بیشتر باشید، نمایندگی OCD بله جهنم بله، من خوشحالم که کتاب او وجود دارد. بسیاری از مردم می توانستند ارتباط برقرار کنند، بسیاری از این کتاب ها را به قلب خود متمرکز کرده بودند، بنابراین بله، من در حال حاضر فکر می کنم که جهنم با من اشتباه است. من این نظریه را دارم که من یک ربات هستم. بنابراین اگر شما یک راه حل برای من داشته باشید لطفا آن را به من بدهید. آقای. قطعا سبز می تواند بنویسد و آشکارا مخاطبان آن را به خوبی می پذیرد، اگر نه، چگونه نویسنده ی پرفروش خواهد بود، دو فیلم بر اساس کتاب هایش که قبلا ساخته شده اند، احتمالا حتی در حال تولید این اثر است، در حالی که من این بررسی را می نویسم. من فکر نمیکنم هرچیز وحشتناکی وجود داشته باشد، من فقط نمیتوانم ارتباط برقرار کنم و هنگام خواندن داستانهایم خیلی احساس خستگی می کنم. تنها استثنای من این است: \"گسل در ستاره های ما و کانال یوتیوب تاریخ یونایتد\"، او به طور جدی برخی از نمرات من را نجات داد. اما هرگز اجازه این شخص را نمی دهیم؟ به نظر می رسد یک چیز تصادفی با هم کنار گذاشته شده و در نهایت شما را از حقیقت دور می کند. منظورم این بود که بهتر شد اگر ما کاملا بر جنبه سلامت روانی داستان تمرکز کردیم، اما ناگهان این چیزهای شکارچی فضیلت به ما رسیده بود و حتی اوج لذت و یا هر چیز دیگری را نداشت. این احساس کسل کننده بود؟ کسی با کسی ارتباط برقرار نمیکند به عنوان یک نوجوان، من همیشه در این احساس احساس می کنم که من خواندن بزرگسالان (مانند نه تنها در این کتاب، اما تقریبا همه چیز جان سبز نوشته شده است)، و آن را از بین می برد.Aza: من فکر می کنم افرادی که OCD می تواند ارتباط خیلی به او و این کل کتاب، من فقط نمی توانم. اما برای این، من 1000 کیلوگرم، نمایندگی یک بیماری روحی، اما این به این معنی نیست که من این کتاب را دوست داشتم. من واقعا خواستم بیش از چشم انداز Azaâ € ™ ثانیه زیرا من احساس کردم من نمی توانم چیزی از کتاب دریافت کنید. شاید این قصد بود، اما من اساسا از آن متنفر بودم، چون احساس می کردم چیزی وجود ندارد و مهم نیست که به یاد داشته باشید. او همچنین متوجه شد من واقعا از تمام دانش آموزان خسته می شوم. آنها فقط می دانند که آنها را جعل گوش دادن به ما می کنند زیرا فریادم از تمام کتاب های YA خسته شده ام که از کمک سلامت روان خوبی برخوردار نیستم. دیویس: چرا او حتی وجود دارد؟ منظورم این بود که احساس شخصیت خواب رویای مانیکی بود که همیشه در کاراکترهای جان گرین یافتیم. من دوست داشتم شعر را دوست داشته باشم. من صادقانه نمی توانم برای او و طرح پدرش متاسفم. بله، من قلب یخی دارم دیزی: مامانم | چگونه می توانم این را بگویم؟ آه آره، من او را دوست نداشتم باز هم، او فقط یک دوست وحشتناک بود؟ همانطور که او به او آسیب می رساند، قسمت فان فیک من خیلی کم بود. همچنین، من تماشای جنگ ستارگان را ندارم، نمی خواهم آن را تماشا کنم، و من حتی حداقل به داستان های چاقاکا علاقه مند نداشتم. ارتباط؟ چرا این وجود دارد؟ صادقانه. لطفا کسی، به من توضیح بده با وجود این جا جذابیت قابل ملاحظه ای برای شروع نداشتم، نمی توانستم. من حتی واژه ها را نفهمیدم، زیرا اساسا چیزی درباره صحبت کردن وجود ندارد. نوشتن؟ بله برخی از نقل قول های خنثی، اما من از لحاظ احساسی ارتباط برقرار نمی کنم، احساس خستگی کردم. واقعا درگیر این موضوع شدم، 258 صفحه احساس کردم 1576868 صفحه. برای انجام این بررسی به طور کامل منفی در اینجا برخی از نقل قول ها من را حفظ خواهد کرد. فقط می دانم که من هنوز هم از نظر فیزیکی از این کتاب پشیمان می شوم، من پولم را می خواهم، آه. اگر کتاب ها فقط این نقل قول ها بود احتمالا 5 ستاره بود. «اما من شروع به یادگیری کردم که زندگی شما یک داستان است.» این عبارت عجیب و غریب به زبان انگلیسی، در عشق، مانند دریا که در آن غرق شده یا در یک شهر زندگی می کنید. هر چیزی دیگری را در دوستی و یا در خشم و یا در امید به دست آورید. همه شما می توانید در عشق باشید. \"من می خواستم به او بگویم که من بهتر شده ام، زیرا قرار بود روایت بیماری باشد: این یک مانع بود که شما پرید یا نبردی که به دست آوردید. بیماری یک داستان است که در گذشته گفته شده است. ما این گونه موجودات مبتنی بر زبان هستیم که تا حدی نمیتوانیم بدانیم چه چیزی نمیتوانیم نام ببریم. و بنابراین فرض می کنیم این واقعی نیست. ما به این معنی است که همه چیز را مانند غریزه دیوانه یا مزمن، اصطلاحی که هر دو را از بین می برند و به حداقل می رسانیم، به آن اشاره می کنیم. اصطلاح مزمن درد چیزی از آسیاب کردن، ثابت، بی وقفه، آسیب ناپذیر نمی گیرد. و اصطلاح دیوانه به ما می رسد با هیچ ترسی و نگرانی با شما زندگی نمی کنند ...

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب لاک پشت رو لاک پشت


 کتاب لازم نیست بگویی دوستت دارم
 کتاب سوپ جوجه برای روح معلم
 کتاب نبرد پادشاهان
 کتاب ما اینجا زندگی می کنیم
 کتاب مدرسه ... است: داداش خیلی خالی بندم
 کتاب خاطرات دایه