کتاب لبخند بی لهجه

اثر فیروزه جزایری دوما از انتشارات هرمس - مترجم: غلامرضا امامی-پرفروش های نیویورک تایمز

این داستان درست مثل داستان‌های دیگر این نویسنده جذاب و سرگرم‌کننده می‌‌باشد. داستان‌های خانوادگی استثنایی که با شوخ‌طبعی طنزآمیز عاری از هرگونه احساساتی‌گری گفته شده است. این کتاب ما را به درک این‌که آمریکایی بودن یعنی چه نزدیک‌تر می‌کند؛


خرید کتاب لبخند بی لهجه
جستجوی کتاب لبخند بی لهجه در گودریدز

معرفی کتاب لبخند بی لهجه از نگاه کاربران
شرم آور است که فیروزه دنباله ای به خنده دار در فارس نوشت .. من آرزو می کنم که او آنجا را ترک کرده است! این به نظر من یک کتاب خوب نبود. او سعی کرد بیش از اندازه سخت تلاش کند تا بتواند خاطراتی را از ایران بازسازی کند یا حتی آن را ایجاد کند. داستان ها به سادگی به اندازه کافی جالب نبودند. برخی از قطعات جالب و جالب برای عادلانه بودن داشتند. من دو فصل گذشته را دوست داشتم - مصاحبه و سوالاتی که مخصوصا برای بحث کردن.

مشاهده لینک اصلی
من در این مورد ناامید شدم من شگفت زده شدهام که دوما توانسته است به عنوان یک نویسنده زندگی کند؛ چرا که، در حالی که او مواد فوقالعادهای برای شروع دارد، به نظر نمیآید که چه کاری با آن انجام دهد. هیچ نوشتاری برای او وجود ندارد، هنری نیست. او هر داستان را به این موضوع مرتبط می کند همانطور که می گوید به دوستی که او فقط در فروشگاه مواد غذایی وارد بازار شد و با عقب ماندگی ها و تکرارها به عنوان تلاش برای پر کردن جزئیات انجام می شود. به نظر می رسد که در انتهای کتاب تلاش می کند برخی از داستان هایش را به برخی از اخلاق ها بپردازد، چیزی که خواننده می تواند با آن ارتباط برقرار کند و به خصوص اگر داستان خشونت آمیز باشد. به طور کلی، با این حال، من فکر کردم، @ اوه، خوب، @ و نقل مکان کرد. این کمک نمی کند که در بخش اول کتاب، او در زمان و مکان حرکت به عقب و جلو، بنابراین شما هرگز حس مرجع. او و پدرش از طریق پلیس کشیده می شوند - چه کشوری؟ چند سالشه؟؟ یکی دیگر از مانع در تلاش برای ارتباط است. تعدادی از داستانهای او بسیار عجیب و غریب است که من فکر می کنم او آنها را ساخته است. فقط نمی توان باور کرد که برخی افراد می توانند چنین مسخره ای داشته باشند. آیا او و خانواده اش نمونه ای از نمونه ای از ایران است که با آموزش و پرورش و نظم و انضباط عالی اش تولید می کند؟ من نیز با ارزیابی او از ایالات متحده و یا به طور معمول به @ America @ اشاره می کنم. با توجه به اینکه شین اکنون در اینجا زندگی می کرد، باید بهتر از تلاش برای ایجاد تعاریف، بداند. اما او مکررا تجربیات خود را برای کل ملت و معمولا در نور نامطلوب اعمال می کند. در حقیقت، تمام نیمه اول این کتاب، مجموعه ای از داستان ها و لیستی از شکایات است، به طور کلی کشف ایالات متحده که فاقد آن است. او می آید در سراسر به عنوان تلخ و عصبانی، ضعیف در به اصطلاح طنز پوشیده شده است. ناتوانی او از دیدگاه جهانی، در واقع، در فصل درباره غذا مشهود است. در حالی که او تصدیق می کند که هر یک از فرهنگ ها دارای اقلام غذایی است، فرهنگ های دیگر ممکن است عجیب و غریب باشد، او با استعداد به نظر می رسد، و اگر شما تا به حال به اندازه کافی خوش شانس به خانه ایرانیان دعوت شده، شما هرگز نباید در مورد غذای عجیب و غریب نگران باشید، گوشت گاو، گوشت گوسفند، ماهی، و مرغ. @ این سارکاسم؟ اگر چنین است، حادثه ای نادر از آن برای او است، و خواننده هیچ دلیلی برای این فرض ندارد. بعدها در همان فصل، او درباره گوسفند سوپ سر و پا صحبت می کند. چیزی در مورد آن عجیب نیست. (بله، این سارکاسم بود.) من این کتاب خنده دار را پیدا نکرده بودم. من به بعضی از مقالاتی که در کالج نوشتم، تلاش کردم خنده دار باشم یادآوری کردم. به عبارت دیگر، به نظر می رسد کار آماتور. خواندن آن سریع، مانند چیزی در دستهYoung Adult @، بنابراین من نمی خواهم آن را اتلاف وقت است، اما در 15 دلار من آن را هدر دادن پول می گویند. افشای کامل: چند سال پیش در ایران پیش از انقلاب زندگی کردم.

مشاهده لینک اصلی
فیروزه دوما این کار را دوباره انجام داده است - طنز ملایم او از طریق هر یک از داستان های کوتاه که تجربیات زندگی او را به عنوان یک آمریکایی ایرانی و آمریکایی و پیش فرض های خانواده اش تقویت کرده است، نشان داده شده است. بعضی از قسمت های مورد علاقه من مانند یک دختر، دیوید سداریس، ایرانی آمریکایی هستند. بعضی از قسمت های مورد علاقه من: وقتی فرشید و من به کتابخانه رسیدیم، ما به یک اتاق بزرگ پر از کتاب های کودکان رفتیم. من تا به حال چندین کتاب را فقط برای کودکان در یک مکان دیده ام. من کوچکترین کتاب را برداشت کردم، فرض بر این بود که ارزان ترین است. وقتی که من برای پرداخت آن پول نقد سکه در دست، کتابدار ساخته شده برادر من پر کردن یک ورق کاغذ؛ پس از آن او یک کارت با نام من، فیروزه جازیری را به من داد، به درستی تلفظ شد اما به سختی در خط ارائه شده بود. سپس من کتابی را که انتخاب کردم آزاد کردم. من عصبانی شدم او آن را به من داد. بعدا و آنجا فکر کردم که کتابخانه ها ایده ای منحصر به فرد بوده اند و فکر می کردند که چه کسی از آنها فکر کرده است. @ (44) در ایران ما جنبندگان ریاضی، آن دسته از دست نویس های منظم را جشن گرفتیم، کسانی که سعی داشتند در مدرسه پیشرفت کنند، کسانی که زمان زیادی را صرف تکالیف خود کردند. آنها جوایز دریافت کردند نام آنها در روزنامه بود. ما آنها را تحسین کردیم و آرزو کردیم فرزندانمان مانند آنها باشند. در اینجا، این بچه ها نام و نام خانوادگی نام و نام خانوادگی و نامحدود و dorks. این ممکن است تنها کشور باشد که مردم از بچه های هوشمند سرگرم می شوند. حالا که احمق هستی من فقط امیدوارم که مهندس که پل را در اختیار داشته باشد و یا پرستارانی که واکسن های ما را اداره می کنند یا معلم که بچه های من را آموزش می دهد، یک کلاهبردار بود. @ (52) @ من نبودن یک زندگی اجتماعی به این معنی بود که آخر هفته ها در کتابخانه، که من خیلی مطالعه نکردم حقیقت گفته می شود، انرژی های ذهنی ام را برای خودم ترسیدم. @ (88) مادر بودن چیزی بود که هر یك كلوزآسیه وحشیانه وعده داده بود، با یك استثناء قابل توجه: من هنوز برای دیدن یك قهوه یك قهوه یكی از مادرانی كه به بسته یكی از آنها اشاره كردم شادی، @ من طحال را برای یک ساعت دیگر از خواب در تجارت قرار می دهم. @ (106) @ Americans عاشقانه ساده با لهجه بریتانیایی هستند، ادعا می کنند که همه چیز را بهتر می کنند. من اینجا هستم تا تأیید کنم که این در واقع کاملا درست است. @ (123) @ در یک کشور که زنان گفته می شود می توانند چیزی باشند که می خواهند، فرهنگ عامه به آنها می گوید که پایین تر نوار تنظیم شده است، کولر شما ... مسابقه برای پایین است. @ (203) @ این اولین بازدید من به دولت لبنی بود، جایی که من در میان چیزهای دیگر آموختم که مدارس و زندان های ویسکانسین برای خدمت به کره واقعی نیاز نیست مارگارین. آیا من همیشه باید خودم را در زندان بگذارم، ممکن است در ویسکانسین باشد. @ (216)

مشاهده لینک اصلی
این کتاب هیچ مادر مرده ای در آن نداشت اما هنوز هم باعث شد تا مادرم از دستم برود. آرزو می کردم که آن را بخوانم در حالی که هنوز در خانه زندگی می کردم چون این یک کتاب بود که عملا به او در دبیرستان گوش می داد. این خیلی جالب است به طوری که فقط می خواهد به اشتراک گذاشته شود. و هنگامی که آن را نه احساس خود را در بهترین راه ممکن است. شکایت من تنها این است که مجموعه ای از داستان های کوتاه به جای یک روایت کامل است که واقعا تاسف است، زیرا می خواهم تمام جزئیات را بدانم. همچنین، تنها یک داستان در خارج وجود دارد، بقیه در منزل هستند. فقط برای اینکه بدانی. لیزا از شنیدن صدای خواندن متنفر است، بنابراین بیمار باید به جای آن نقل قولها را به اشتراک بگذارد. @ پوشاندن حجاب به این معنی نیست که زنان محکوم و ضعیف هستند. افتخار اکثریت زنان ایرانی قدرتمند و هوشمند هستند و از قوانین سختگیرانه ای که توسط دولت توتالیتر تعیین شده اند هر فرصتی که دریافت می کنند. من آرزو می کنم روزی را ببینم که هیچ زن مجبور به پوشیدن حجاب، چادر یا قرق نمی شود، اما اجازه دهید زنان زیر این پوشش های اجباری را تخفیف ندهیم. اگر توانمندسازی ساده بود زیرا قادر به نشان دادن پوست بود، پاریس هیلتون زن روشنتر در ایالات متحده خواهد بود. داشتن آزادی به طور خودکار به معنای انتخاب ما نیست. آزادی طناب است بعضی از نردبان از آن خارج می شوند و از جعبه ای که در آن قرار گرفته اند، صعود می کنند، بعضی از شاخ و برگ های دیگر را می سازند، و دیگران قطعه قطعه قطعه می کنند. به عنوان یک مادر، من امیدوارم که دو دخترم طناب خود را بگیرند و برای مدت زمان بسیار طولانی پرش کنند و بخوانند. هنگامی که فرزندان خود بیش از حد و نه در سن یازده سالگی، لطفا - امیدوارم که از طناب استفاده کنند تا بتوانند هر کجا که بخواهند بروند. سپس من می خواهم آنها را برای نگه داشتن طناب برای دیگران، صرف نظر از آنچه که فرد در سر خود پوشیدن و یا پوشیدن در پایین آن نیست. @

مشاهده لینک اصلی
بنابراین من فکر می کنم شما می توانید تصور کنید که یک مهاجر ایرانی که با یک نجیب زاده فرانسوی با یک خانواده بزرگ که در برکلی زندگی می کند، از منطقه کالیفرنیا متولد شده است، ممکن است برخی داستان های خنده دار را بیان کند. او می کند! کتاب او شخصیت، هوشمند و سرگرم کننده است. همچنین قطعا من را به عنوان یک غربی تعریف کرد که علاقه ای به نوشیدن ادرار گاو ندارد. من تا حدودی در سرگرمی های آشپزی و غذای من سرگرم کننده هستم، اما من امیدوارم که هرگز نوشیدن نوشیدنی از هر حیوانی نداشته باشم.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب لبخند بی لهجه


 کتاب گزینه های سخت
 کتاب کاپیتان زیرشلواری
 کتاب هیل بیلی
 کتاب بروکلینی دیگر
 کتاب خودت را به فنا نده
 کتاب افشاگر