کتاب ما دروغگو بودیم

اثر امیلی لاکهارت از انتشارات میلکان - مترجم: کاوان بشیری-پرفروش های نیویورک تایمز

پدرم آخرین چمدانش را روی صندلیِ عقبِ مرسدس گذاشت و استارت زد.
بعد یک تپانچه درآورد و توی سینه‌ام شلیک کرد. من در باغچه ایستاده بودم و افتادم. سوراخِ گلوله بازِ باز شد و قلبم از قفسه‌ی سینه درآمد و وسطِ گُل‌ها افتاد. خون شَتَک زد از زخمِ بازم، بعد از چشم‌هایم، از گوش‌هایم، دهنم.
کادنس از خانواده‌ای قدیمی و متشخص است که عادت دارند همیشه بی‌نقص به نظر بیایند؛ حتا در چشم خودشان، حتا به قیمت پنهان‌کاری. عادتِ دیگرشان این است که همه‌ی تابستان‌ها، کل خانواده به جزیره‌ی شخصی‌شان می‌روند. بعد در تابستان پانزده حادثه‌ای رخ می‌دهد و کادنس حافظه‌اش را از دست می‌دهد. کسی از حادثه حرف نمی‌زند و رفتارِ همه از همیشه عجیب‌تر شده است. بعد تابستان شانزده اجازه نمی‌دهند کادنس به جزیره بیاید. تابستان هفده خانواده او را در جزیره می‌پذیرد، اما همه بیمار شده‌اند و خانه‌ی قدیمی و خاطره‌انگیزشان را کوبیده‌اند و خانه‌ای مدرن به جایش ساخته‌اند و کماکان هیچ‌کس حاضر نیست برایش تعریف کند چه بر سرش آمده. حتا دخترخاله‌ها و پسرخاله‌هایش که حاضر نشده بودند پس از آن حادثه و غیبت دراز با او هیچ ارتباطی برقرار کنند، الان طوری رفتار می‌کنند که انگار همه‌چیز بر روال سابق است.
ما دروغگو بودیم رُمانی پیچیده و مدرن با فضایی تعلیقی و پایان‌بندی بی‌نهایت غافل‌گیرانه است که بعید است به این آسانی فراموشش کنید. کتاب را بخوانید و اگر کسی پرسید پایانِ قصه چه می‌شود، مثل همه‌ی شخصیت‌های داستان دروغ بگویید.


خرید کتاب ما دروغگو بودیم
جستجوی کتاب ما دروغگو بودیم در گودریدز

معرفی کتاب ما دروغگو بودیم از نگاه کاربران
من در این یکی بسیار ناامید کننده هستم برای من، این خیلی قابل پیش بینی بود. با این حال، من واقعا دوست داشتم فضای داستان، شخصیت ها و نوشتن. گوش دادن به آن به عنوان یک کتاب صوتی قطعا تجربه را افزایش داد.

مشاهده لینک اصلی
خب این کتاب برای من نبود، که من ناامید شدم پس از دو دوست کتابی پیدا کردم و یک وبلاگ نویس تحسین آمیز که همه را در مورد این مورد سوء تفاهم. اگر من کمتر انتظار داشتم، احتمالا آن را بیشتر از آن لذت می بردم، اما همانطور که می دانستید، چندین جعبه برای پیتزا های مختلف حیوان خانگی خواننده من را نشان داد: 1) راوی اول شخص 2) یک راوی غیر قابل اعتماد (این یک اسپویلر نیست. عنوان و روایتگر دارای اختلال است.) 3) روایتگر دارای معجزه است. 4) در 30 صفحه گذشته، روایتگر / نویسنده بزرگ را نشان می دهد که از چند @ fakts @ که خواننده لزوما در ارزش اسمی برای 180 صفحه قبلی. اگر این کارها شما را ناراحت نکنند یا حداقل به شما آسیب نرسانند، پس احتمالا از این کتاب لذت بردم. من بیشتر دوستش می داشتم اگر این کار را به نحوی انجام می داد. من همان گونه را دیده ام که بهتر انجام می شود، و از آنچه من از این نویسنده می دانستم، من رک و پوست کنده بیشتر انتظار داشتم. فراتر از آن، من فکر کردم که روابط خواهر و برادر و خواهر و برادرمان به خصوص بدرفتاری شده است و من در معرض نومیدی قرار گرفتم که این بچه ها سالیان سال با هم در جزیره خصوصی خود زندگی می کنند و در عین حال گفت و شنود وحشیانه ای دارند. هرچند روابط بزرگسالان و روابط والدین و فرزند همه را به من عطا کرد. بزرگ در نهایت نشان می دهد فوق العاده دشوار است، اما فقط تا حدودی از stunner، اما بر خلاف مردمی که ادعا می کردند سطل گریه، من خشک چشم بود. اگر شما بخوانید داستان های کافی شامل شخصیت های اصلی و غیرمسلح ذهنی و یا ذهنی ناسازگار، پایان دادن به این کتاب به طور کامل از میدان چپ می آید. تنها چیزی که من را واقعا احساس کرد، WTF بود، اعدام واقعی برنامه بی رحمانه بود که فریب خورده بود. آنها تقریبا مانند آنها نمی دانند مبانی فیزیک / شیمی / شتاب دهنده ها. من بیشتر نمی گویم چون فراتر از آن، اسپویلر دروغ می گوید.

مشاهده لینک اصلی
من نمی دانم چه چیزی این را در نظر بگیریم مغز من هنوز هضم شده است.

مشاهده لینک اصلی
____________________________________________ â € œBe کمی kinder از شما باید.â € ____________________________________________Okay تا جایی که برای شروع.من این کتاب را دوست داشتم، شما می توانید آن را با امتیاز من را ببینید، اما من نمی فهمم آن را به پایان رسید درست است.من نمی گویم آن پایان بد بود نه، من از آن لذت بردم، اما هیچ عدالت وجود نداشت. بخش بعدی بازبینی شامل اسپویلرها می شود، زیرا می خواهم با شما بخشی از این کتاب را در میان بگذارم. امیدوارم شروع کنیم: ____________________________________________ â € œ No evil accept شما می توانید تغییر دهید. ____________________________________________ 1. من نمی دانم اگر شما احساس همان، اما برای من، دروغگو بودند با مشکلات و آنها به عنوان جهنم خراب شده است.من منظور برسد، آنها همه چیز داشتند، آنها یک جزیره ای کامل داشتند عظیم بود و آنها همه مکانهایی را داشتند که می توانستند ملاقات مادرانشان را با هم بپوشانند و شکایت کنند، همچنین می توانستند نابغهی پدر و مادر را از گت اجتناب کنند و اجازه دهید صادقانه بگویم، این اتفاقات به بسیاری از خانواده ها اتفاق می افتد وجود دارد، و چیزی غیر قابل تحمل بود، و به یاد می آورم، هریس اینقدر بد نبود، مانند ترجیحات، اما هرگز آن را در حد خود قرار نداد. اما، دروغگو ها تصمیم گرفتند بهترین راه برای متوقف کردن جنگ و همه چیز بود برای اینکه بتوانم خانه را بسوزانم می توانم به شما یک میلیون دلاری بگویم چرا این ایده اشتباه بود، اما من تعجب می کنم که Gat متوجه آنها نشده است. به عنوان Gat، بیا، شما هوشمندانه در گروه بودی، اما شما Cadence را با برنامه ریزی کنید و برای بیشتر، خانه روشنگر را روشن می کنید، دانستن اینکه دوستانش آنجا بودند، همانطور که آن قسمت واقعا حیرت انگیز بود. همانطور که می دانید که خانه بر روی بنزین یا هر مایع که استفاده می شود و قبل از دانستن اینکه دوست در طبقه بالا و از زیرزمین بیرون و بی خطر است، او فضای آزاد را برای آتش روشن کرد. من می دانم که ممکن است کمی کوچک باشد، و من می دانم که آنها پانزده بود، اما من فکر می کنم کسی باید آن را ذکر کند، چون همه ما می دانیم که Cadence بود شخصیت اصلی و من، شخصا، احساس نمی کنم که برای او اتفاق افتاده باشد، و صادقانه فکر کنم او سزاوارتر است، زیرا این تقصیر او بود. همه می خواهند بگویند این است که آنچه انجام داد، راه بسیار اشتباه است و من فکر نمی کنم یک اشتباه مثل این باشد که باید در یک کتاب بزرگسال بزرگسال ذکر شود و آن را به پایان برساند، زیرا مردم فکر می کنم هر اشتباه قابل بخشش است و برای من و دیگران اعتقاد دارم این یکی از بدترین جنایات آن است. کشتن مردم، حتی اگر شما آن را به طور عمدی انجام ندهید. متاسفم که اگر کسی را مورد تجاوز قرار داده یا اگر دوست دارید Cadence، این کاملا خوب است، فقط آن جانی و میرن، آنها شخصیت های مورد علاقه من بودند، و من خیلی عصبانی بودم که آنها درگذشت، آنها خیلی شکننده و تحت تاثیر قرار گرفته و دستکاری شده بودند. ____________________________________________ â € œ همیشه انجام آنچه شما می ترسید انجام دهید. € ____________________________________________ من فقط خواندن کتاب را به پایان رسانده ام و بسیاری از احساسات در حال غرق شدن است، بنابراین در متن بالا ممکن است اشتباه گرفته شود و اشتباه باشد، اما این چیزی است که من احساس می کنم و می خواهم آن را به شما بیان کنم. با خلاصه، سبک نوشتن را دوست دارم غنی و زیبا بود و من این کتاب را به خوانندگان توصیه می کنم. این کتاب بسیار تاریک است و من اطمینان می دهم که شما آن را بسیار جالب خواهید یافت.

مشاهده لینک اصلی
â € œWhat اگر ما می تواند متوقف کردن رنگ های مختلف، زمینه های مختلف، و فقط در عشق است؟ â € من سخت بسیار سخت زمان این کتاب را رتبه بندی. من دوست داشتم عنوان، رادیوی غیر قابل اعتماد، سبک نوشتن فوق العاده، هوا رمز و راز ، چرخش و غیر منتظره غیر منتظره، تنظیمات خصوصی، ثروتمند و خصوصی جزیره، افسانه ها. چیزهایی که من عاشق اسم و شخصیت های زیادی نیستم. اوه، مدتها بود که من متوجه شدم کسی که با وجود درخت خانوادگی کیست! شخصیت محور خود، شخصیت های کم عمق، خانواده ی خیلی مهربان (متأسفم اما به نظر من کاملا غیر واقعی به نظر می رسد)، این واقعیت که (مشاهده اسپویلر) [دروغ ها از ابتدا تا انتها روحانی بودند، ملودرام کم (@ گیت، گیت من @ به آرامی به اعصاب من رسید و او خودم مرده بود یا نه نوعی از ملودرام بود) (پنهان کردن اسپویلر)]، افسانه ها. اما به نوعی به رغم تمام جنبه های منفی ذکر شده در بالا من فقط واقعا دوست داشتم ما دروغگو بودند. به طور مطلق قانع کننده و درخور توجه است، این فقط چیزی است ... بیشتر از کتابهای من در Instagram بیشتر پیدا کنید

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب ما دروغگو بودیم


 کتاب با من بیش تر حرف بزن
 کتاب دریچه ای به سوی کیهان
 کتاب پروژه شادی
 کتاب من آلکس کراس هستم
 کتاب گیسو کمند
 کتاب دکتر اسلیپ