کتاب مردی به نام اوه

اثر فردریک بکمن از انتشارات نشر نون - مترجم: فرناز تیمورازف-پرفروش های نیویورک تایمز

مردی به نامِ اُوِه داستانِ روزگار پیرمردی ا‌ست کم‌حرف، سخت‌کوش و بسیار سنتی که اعتقاد دارد همه‌چیز باید سرجای خودش باشد و فقط احمق‌ها به کامپیوتر اعتماد می‌کنند. او سال‌ها با قوانینِ سفت‌وسختش و همسرش که عاشقانه دوستش داشته زیسته و حالا انگار به آخر خط رسیده. تا این‌که یک روز صبح ماشینِ یک زنِ باردارِ ایرانی و شوهرِ خنگش که قرار است همسایه‌ی او شوند کوبیده می‌شود به صندوقِ پستی‌اش و این آغاز ماجراست... رمانِ بَکمَن روایتی ا‌ست از برخوردِ دو جهان، برخوردی که به طنزی مداوم و تأثیرگذار می‌انجامد و باعث می‌شود مفهومِ کهن‌سالی و نوگرایی به شکلی دیگر برای مخاطب روایت شود. مردی به نامِ اُوِه رمانی‌ است زنده و جان‌دار که بعید است بتوان از خواندنش صرف‌نظر کرد. رمانی که قرار است تا عمقِ جان مخاطبش رسوخ کند. یک سرخوشی مدام... به جهانِ اُوه خوش آمدید


خرید کتاب مردی به نام اوه
جستجوی کتاب مردی به نام اوه در گودریدز

معرفی کتاب مردی به نام اوه از نگاه کاربران
مردی به نام اوه خیلی خیلی می‌رفت که بشه جزو بهترین کتاب‌هایی که خوندم. ولی بخاطر یه سری عیب‌ها که عیب‌های قابل چشم‌پوشی‌ای به نظر من نبودن، خب فقط تونستم بگم دوستش داشتم. بخصوص توصیف‌های نو و خلاقانه و طنزآمیزش. یه چیزی که خیلی فوق‌العاده بود، همین که نویسنده ادای اینایی که می‌خوان خلاقیت بزنن و با جمله‌ها بازی کنن رو در نمی‌اورد. اولش به دلیل کم‌سوادی‌م با خودم گفتم آخه چرا باید یه داستان مدرن که این‌همه هم فلش‌بک داره، راوی دانای کلِ به این خشکی داشته باشه. اما کاربرد و تکنیک و هوشمندیِ نویسنده درست همین‌جا به چشم می‌آد.

وقتی به سهولت و بی‌هیچ زحمت و ادایی، یه جاهایی آدمو غافلگیرانه می‌خندونه و سرگرم می‌کنه و در عین حال، به فکر فرو می‌بره. اما ای کاش می‌تونستم بگم داستان سطحی‌ای نیست. هست. به نظر می‌رسه نویسنده خیلی تلاش کرده این‌طور نشه. ولی هرچی بخوای سرِ خودتو با تکنیک‌های نابش شیره بمالی، با این پایان‌بندی‌ش دیگه نمی‌شه. نه فقط پایان‌بندی که من پنجاه‌صفحه‌ی اولو یه روز طول کشید بخونم. ینی اصلاً کشش برام نداشت. نه اینکه وقت نداشتم یا حتی تنبلی کرده باشم. واقعاً منو نمی‌گرفت. برعکس اواسط داستان که من حدود صد و پنجا صفحه رو یه ضرب و بلاانقطاع خوندم و هنوزم جا داشتم بس که حظ برده بودم. ولی آخرش؟

صادقانه بگم، فردریک بکمن خیلی بیشتر از سداریس آدمو می‌خندونه. :)) ینی رو یه چیزایی زوم می‌کنه که آدم اصلاً نمی‌بینه؛ این‌قدر که ابتدایی و دمِ دستی‌ان. ینی با خودت می‌گی عه آره! ولی لامصب پس چرا من نتونستم اینطور که تو نوشتی بنویسم؟ و تو شخصیت‌پردازی‌ این مسئله به اوج می‌رسه. حتی به گربه هم رحم نمی‌کنه. این‌قدر که می‌تونم بگم گربه ـه شخصیت مورد علاقه‌م تو این داستان بود. :))

جریان عشقی‌شونو هم دوست داشتم. اولش به نظرم خیلی ساده و بازم دمِ دستی اومد. ولی همین هنر نویسنده تو اینکه از چیزای عادی و ساده تصاویر و تفاسیر نابی بکشه بیرون، خاصش کرده. من اون تیکه‌ای که با سونیا اولین قرارشو می‌ذاره خیلی خیلی دوست دارم. راستش خودِ سونیا رو دوست ندارم- من هیچ‌وقت با شخصیت‌های اغراق‌شده‌ کنار نیومدم، نمدونم. ولی این تیکه رو حاضرم برگردم چندبار بخونم. فقط همین تیکه رو. اون‌جایی که راوی می‌گه اوه دنیا رو خاکستری می‌دیده تا قبل سونیا و تنها رنگِ دنیاش سونیاست و این حرفا. همین‌طور خشک و خالی خیلی شاعرانه و آم، راستش مخ‌زنانه به نظر می‌رسه. :)) ولی لامصب نویسنده به قدری ظریف مخِ خواننده رو می‌زنه که نمی‌تونه خوشش نیاد.

این داستانو اگه یه نویسنده ایرانی می‌نوشت من از فرط ذوق کتابو ورقه ورقه می‌کردم. آخه خیلی داستانی هست که می‌تونه ایرانی بشه! ینی حاضرم شرط ببندم نسخه ایرانی‌ش بهتر درمی‌آد! ولی همین که خارجیه، آدم می‌گه خب نه. ما از غربی‌ها پایانِ آبکی نمی‌خوایم. بی‌خیال.

مشاهده لینک اصلی
خيلي وقت بود كه با رماني اين قدر همراه نشده بودم... كتابي كه منو خيلي خندوند و خيلي گريوند.... هر چند خيلي از اين گريه ها دروني بودند، اما به هر حال....

تم عاشقانه اي كه پشت همه اتفاقات كتاب وجود داره، خيلي لطيف، خوشايند و حال خوب كنه!


دوستش داشتم زياااااااااد :)

مشاهده لینک اصلی
ای وای. من آن را دوست داشتم پاسخ عاطفی من شبیه به فارست گامپ بود. در طول مسیر، به خصوص در مورد گربه و جیمی، مشکلی وجود داشت، و نویسنده به من تعجب کرد که اگر مردم در سوئد سریعتر به سن می روند. در هسته آن این است که در مورد از دست رفتن، انواع مختلف، و هیچ یک از آن لذت بخش است. چگونه آن را قربانی می کند، شکل ها و ادعا می کند، و چگونه می توان تعیین کرد که با آن صلح برقرار شود، و عشق و هدف را هدایت می کند از طریق ناحیه ناشناخته. در اینجا ما از دیدگاه تلخ انسان پیرامون بین صفحاتی که بارها با صدای خنده دار خنده دار، سپس دلهره آور، عجیب و غریب و دلربا، و سپس تلخ شیرین، تجربه می کنیم. من بعضی از علامت ها را در صفحه هایی که درباره چیزهایی که باید انجام دهم و می گویم، گذاشتم و به زودی. »ما همیشه فکر می کنیم که زمان کافی برای انجام کار با افراد دیگر است. زمان برای گفتن چیزها به آنها. و سپس چیزی اتفاق می افتد و پس از آن ما ایستاده وجود دارد نگه داشتن به کلمات مانند \"â € ~ فیفی @

مشاهده لینک اصلی
اوو مرد مطلق است. راست است، اشتباه اشتباه است، و هرگز دوقلو باید ملاقات کند. او مظهر یک مرد سالخورده است، گرچه او واقعا همه چیز قدیمی نیست. او قوانین را دنبال می کند، غذا را نمی خورد، و احساسات بسیار قوی در مورد خودرویی دارد که درایو دارد. اسباب بازی های Oves در افرادی که دیگر قهوه واقعی نوشیدن ندارند و در میان نوجوانان تلفن همراه مرده، به ویژه افرادی که با خالکوبی (به نام آنها دودل) هستند، به صورت دائمی در می آیند. من هر دقیقه صرف شده با او لذت می بردم، و بی ادبانه او بسیار سرگرم کننده است. Cat Annoyance @ خنده دار بود. این رمان ابتکاری توسط فردریک Backman، نویسنده سوئدی، زمانی که شما به پایان رسید، احساس می کنید که کمی بزرگتر شده و کمی کمرنگ تر شده است. عالی!

مشاهده لینک اصلی
او در پرتغال 23-03-2017Trailer عرضه زیرنویس در português-Um مردی به نام پیام های جدید @ - https://www.youtube.com/watch؟v=v62Gv...Ove - پروانه همسایه (زن Grávida خارجه )، دختران هفت و سه سال - فریم از فیلم به کارگردانی هانس Holm.SPOILER ALERT - فقط £ یا نه که بسیاری از آنها در خلاصه داستان وجود داشته باشد ... â € یک مرد به نام رمان Ovea € à © اون فردریک Backman (متولد 1981)، یک وبلاگ نویس، مقاله نویس و نویسنده؛ یک حساب کاربری عالی و منحصر به فرد از زندگی یک مرد â € \"پیام های جدید â €\" یک شهروند £ سوئدی، پنجاه و نه، ظاهرا قادر به â € œlutarâ € برابر حوادث و ناملایمات زندگی â € \"â € œfoi به عنوان رئيس جمهور از £ administraçà عزل € condomÃnioâ، زن adorável خود را â € \"سونجا (دوست دارد به خواندن و می آموزد که شکسپیر) - می میرد، پس از چهار سال در تصادف اتوبوس غم انگیز در اسپانیا ، باردار بود، پسرش را از دست داد و فلج شد؛ و شرکت شما â € € آن œconcede به شما € œreforma antecipadaâ €، یک â € حالا حال حاضر می تواند در خانه بماند و استراحت به عنوان نیاز € | â €، و بسیاری دیگر از € ocorrênciasâ | â € â فردریک بکمن constrói روایت یک مرد، Ovea € € با استفاده از فلاش بک، یک زبان نوشتن / admirável بین حال و گذشته در رابطه cómico و dramático رجیستری با یک طنز ظریف، به خصوص inolvidável و پیام های جدید مجموعه ای از شخصیت secundárias فراموش نشدنی: â € € œseuâ گربه، کاملا ingovernável @ @ مهاجر ایرانی Famalia پروانه (از Grávida خارجه زن)، شوهرش / شریک پاتریک (در جمع) و دو خود دختران سه و هفت ساله؛ همسایه ها، بیش از چهل سال، و â € € œamigosâ سخن و آنیتا، â € œgiganteâ € جیمی از Trinca-جوش ورزش و rafeiro £ سگ خود را / پرینسیپ، و بسیاری دیگر .... و می کند که می بایست £ هر چیزی در کامپیوتر و اینترنت، سرمایه گذاران کنونی متنفر است، اما ... فقط به استفاده از پنهان A A، مردم embirra بی کفایت و احمق ... مردی به نام â € € Ovea است 39 capÃtulos و EpÃlogo با طراحی (ساخته شده توسط یک کودک است؟) و همیشه با یک عنوان است که تا حدی یا به طور انحصاری در متن خود مردی به نام پیام های جدید یا یک مرد پیام های جدید بود. من عاشق شما © سیا و پیام های جدید را دوست داشت - خود را سازمان سیا © à © کشور که اغلب بازدید (به جز، همسایه اسپانیا) و آن می تواند â € œadoptarâ € به عنوان â € € œminhaâ pátria دوم - یک مرد â € œpavio curtoâ €، â € œranzinzaâ € - بار inúmeras من خودم را در آینه دیدم - یک داستان زندگی، زندگی ما، زندگی خود، cómica و حرکت؛ یک شهروند £ سوئدی، تحصیل در perÃodo و جامعه ای که ارزش قوانین و مقررات، اما à © قادر به درک بوروکراسی و بوروکرات، که به طور نامتناسبی مبارزه injustiças است که به صورت چالش های assimilaà §Receiving§ ای £ £ integraçà از مهاجران بی شماری با رفتارها، عادات و سنت هستند نقطه به پیام های جدید، یک رویارویی تمدن بین ساب و ولوو مخالف، و concepçÃμes rÃgidas با روال اتخاذ بدون تغییر، که یک مرد solitário، چموش، مودی، antipático، â € € œrancorosoâ اما تا € œprincÃpios استحکام €، â € هرگز در توافق کامل بود که آن را آمد کلمات بازدید کنندگان و € significados.â خود (. Pág 224)، که می کند £ می داند â € â € | برای مقابله با آن خشم inominável.â € (Pág 255.). Inúmeras بار پیام های جدید باعث می شود ما نا امیدی را با نگرش آنها و incompreensÃvel خود به ناحق ¢ عنوان مثال، اما به طور همزمان ایجاد می کنیم همدلی با عمل گرایی خود و ما درک و پذیرش نگرش و خود خود @ @ رفتار عجیب و غریب؛ اما پیام های جدید à © forçado به تغییر و یادگیری، @ @ نیاز به آشنا شدن با همسایگان خود و زمان mudança جدید، در نهایت نشان می دهد یک تباهی ناپذیری و وفاداری بدون محدودیت، اما همزمان اشتیاق فراگیر برای \"مردم\"، برای \"گربه\" شما و برای زندگی. توصیه می شود: برای کسانی که با بیش از پنجاه سال، برای کسانی که در راه خدا باور، در عشق و خوشحال، با وجود سختی های زندگی؛ برای کسانی که دوست خواندن سرگرم کننده، € € œtipoâ یک عمده فروشان © dramática روز، فوق العاده خوب نوشته شده است، در مورد غیر منتظره و دوستی بعید است، و کسی که در mudançae معتقد است که در عشق ابدی ... @ آیا £ می تواند افرادی را که برای اصلاحات هستند، درک کنند. چطور کسی می تواند تمام زندگی خود را برای مدت زمانی که نیازی به آن نیست صرف کند؟ برای سرگردان کردن، یک بار به جامعه، چه نوع مردی چنین چیزی را می خواهد؟ اقامت در خانه، منتظر مرگ. یا بدتر از انتظار آنها برای آمدن به شما برای بطرف خود کش شما در یک خانه سالمندان @ گرفتن (Pág 29.)Muitas از افراد دشوار با الگوا © متر که دوست دارد به تنهایی زندگی می کنند .. à ‰ چیزی است که به جنبش در آوردن آن اعصاب می کند که سعید £ £ قادر به حمایت از این شرکت própria. @ (Pág. 211) پیام های جدید (بازیگر رولف Lassgà ¥ RD) در این فیلم ایجاد شده توسط £ هانس Holm.Tà هیجان انگیز و سرگرم کننده به عنوان حرکت (دیلی میل) یک داستان الهام بخش، خوش و سرگرم کننده در مورد مهربانی، عشق و شادی را می توان یافت که در آن حداقل انتظار می رود (یکشنبه اکسپرس)

مشاهده لینک اصلی
این کتاب برای من آرام شد و سپس به تدریج پیدا کردم که بیشتر و بیشتر دوستش دارم. من فکر می کنم این همان چیزی است که نویسندگان قصد داشتند با اوو بنویسند. ما بلافاصله به اوو معرفی می کنیم و سپس بیشتر در مورد او یاد می گیریم، بیشتر او را دوست داریم. بیشتر اوو نسبت به خارج از کابابی که به جهان ارائه می دهد وجود دارد. همانطور که همسرش یک بار گفت: \"او در داخل رقص است\". اوو دوست دارد نظم، او قوانین را دوست دارد، او فکر می کند که چیزها باید به نوعی مشخص باشد، اما او اجازه می دهد تا شخصیت های شخصیتی را در زندگی خود بچرخانید که قوانین را دنبال نمی کنند، که به طور مرتب با صندلی شلوار خود پرواز می کنند. این زیبایی واقعی کتاب است. تحت ظاهر سخت و سختی او یک مرد شیرین است که یک کیف پول پر از پول را به عنوان یک کودک باز می گرداند، مردی که قطار را اشتباه می برد تا در کنار یک زن نشست، مردی که به یک زن آموزش می دهد، گربه، دوست پسر جوان و تبدیل شدن به یک پدربزرگ جایگزین است. این یک کتاب در حال حرکت بود. در زمان های خنده دار، بارها غمگین، اما همیشه خوب است.

مشاهده لینک اصلی
اوو مردی است که در راه او قرار دارد و بیشتر کسانی که در سرتاسر او آمده اند، او را بیگناه، خشمگین و غیر دوستانه می دانند. اوو به تنهایی زندگی می کند و تصمیم می گیرد خود را حفظ کند، که به این معنی هم نیست که با همسایگان همسایگی کند. پس هنگامی که پروانه، همسرش پاتریک و دو دختر جوانش در کنار یکدیگر حرکت می کنند، اوو تصمیم می گیرد که هیچ کاری با آنها نداشته باشد و فقط در مورد روال هایش عمل کند. گرچه پروانه می تواند به اوو بگوید بیش از یک مرد غیر دوستانه است، او نمی خواهد او را از تلاش برای شناختن او مطلع کند؛ زیرا او احساس می کند که اوو عمیقا به اندازه او بد نیست، یا او است؟ واقعا عالی بود این را خواندید. من این کتاب را کاملا دوست داشتم و هیچ تردیدی در توصیه آن به کسی که از یک داستان عالی برخوردار نیست.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب مردی به نام اوه


 کتاب سایه لبخند تو
 کتاب هرگز رها مکن
 کتاب هری پاتر و فرزند نفرین شده
 کتاب مرید راستین
 کتاب مرد ناشناس
 کتاب جنگی که نجاتم داد