کتاب میزبان

اثر استفنی مه یر از انتشارات چکاوک - مترجم: آزاده حیدریان-پرفروش های نیویورک تایمز

مقدمه و 59 فصل و خاتمه
کره زمین به وسیلهء روح هایی که بر عقل و ذهن انسان هایی که میزبان آنها میشوند. تصرف شده است. جسم این انسان ها صحیح و سالم و دست نخورده باقی میماند، دختری به نام ملانی استرایدر حاضر نمیشود ذهن خود را تسلیم روحی که جسم او را تسخیر کرده است کند. و این در حالی است که بیشتر انسان ها در برابر روحی که بر جسم آنها حاکم شده به زانو در آمده اند. «آواره»، روح متجاوزی که در جسم «ملانی» جا گرفته، از مبارزاتی که زندگی در جسم یک انسان به دنبال داشت آگاهی دارد: احساساتی شدید و گیج کننده و به دنبال آن خاطراتی زنده و روشن، ولی در این میان مشکلی پیش می آید که «آواره» انتظار آن را نداشت. صاحب قبلی جسم فعلی او حاضر نبود فکر و ذهن خود را تسلیم او کند. «ملانی»، افکار «آواره» را با تصاویر خیال انگیز «جـِرد»، مردی که دوستش داشت و هنوز در خفا زندگی میکرد، پر می کند و «آواره» که قادر نیست خود را از آرزوهای جسم میزبان خود جدا کند، در آرزو و حسرت دیدار مردی که هرگز او را ندیده، میسوزد. «ملانی» و «آواره» به دنبال فشار نیروهای متجاوز باهم همدست میشوند و عازم سفری طولانی و خطرناک، تا مردی را که هردو دوستش میدارند بیابند. پشت جلد کتاب،، ا. شربیانی


خرید کتاب میزبان
جستجوی کتاب میزبان در گودریدز

معرفی کتاب میزبان از نگاه کاربران
نمره نهایی: 5/5 ستاره من نمی توانم توضیح دهم که چقدر این کتاب را دوست دارم. حتی اگر طولانی بود، هنوز هر صفحه ای از آن را دوست داشتم. پیش از این Stephanie Meyer هرگز خوانده ام، اما من این کتاب را دوست دارم. او واقعا نویسنده خوب است. تنها نکته ای که من داشتم این بود که ابتدا فیلم را تماشا کردم - بنابراین می دانستم که چه اتفاقی می افتد. اما کتاب خیلی بهتر بود، با اطلاعات بیشتر در مورد Souls، و توصیف بهتر. و مهمتر از همه: شما این کتاب را دوست دارید یا از آن نفرت دارید. چیز دیگری هم که واقعا دوست داشتم این بود که این عشق عاشقانه نیست، مهم نیست که چقدر به نظر می رسید. کل کتاب در یک دوره طولانی مدت اتفاق میافتد - در واقع ماهها، اما هیچ چیز به شدت فریاد زد. و همچنین می توان گفت که این در واقع چهار گوش عشق است - 3 بدن و 4 روح. این داستان عمدتا بر روی عاشقانه و کمتر درباره علم تخیلی تمرکز دارد (اگر حتی می تواند به عنوان علمی نیز شناخته شود، زیرا ما فقط بیگانه ها را ملاقات می کنیم ... و در مورد بعضی از دنیای آنها متوجه می شویم). â € œWhat این بود که این عشق انسان ساخته شده است بسیار مطلوب تر از من از عشق به نوع خود من؟ آیا این به این دلیل بود که منحصر به فرد و فریبنده بود؟ روح ها عشق و قبول همه را عرضه کردند. آیا خواستم یک چالش بزرگتر داشته باشم ... یا به هر حال بهتر بود؟ از آنجا که این انسان ها با خشم بسیار خشمگین هستند، انتهای دیگر طیف بود که می توانستند قلب و ذوق و آتش بیشتر را دوست داشته باشند. ___________________________________________ داستان: ___________________________________________ جهان هرگز کامل تر نبوده است - هیچ جنگی وجود ندارد، هیچ گرسنگی، غیر ضروری درد، هیچ بیماری. اما، جهان متعلق به بیگانگان به نام روح است. آنها برنده هستند و @ parasites @ هستند. آنها برای میزبانی میزبان نیاز دارند - در غیر این صورت آنها می میرند. و هنگامی که آنها زمین را کشف کردند که به آرامی نابود شد، فکر می کردند که این فرصتی عالی برای ذخیره آن است. بنابراین، آنها را اشغال می کنند و شروع به تثبیت زمین می کنند. روح مهربان، مراقب، نژاد هوشمند است، اما می تواند کیفیت خوب خود را با آنچه که به نژاد بشر انجام داده است، مقایسه کند؟ آنها ذهن انسان را نابود می کنند و دارای بدن هستند. فقط تعداد انگشت شماری از مردم بر روی زمین باقی مانده اند، کسانی که نامحدود هستند، شورشیان هستند. و آنها می خواهند جهان خود را به عقب برگردانند، اما نمی توانند هر کاری را علیه آنها انجام دهند. برای انجام کارها به همان اندازه برنامه ریزی شده و برای محافظت از ارواح، روح ها را برای جستجوگران انتخاب می کنند تا چیزی شبیه یک پلیس برای آنها باشد. جستجوگران تنها کسی هستند که صادقانه نیستند، دروغ می گویند و صدمه می بینند و مشتاق پیدا کردن هر انسان هستند. این داستان درباره Wanderer، روح است که در بدن Melanie Stryder، یک انسان شورشی قرار داده شده است. چیزی که Wanderer انتظار نداشت، این بود که ملاانی هنوز زنده است و ذهن او را لگد می زند. ملانی می خواهد بدنش را عقب بیاورد، اما او نمیتواند هر کاری را در مورد آن انجام دهد و واندا می خواهد او را از دست بدهد، زیرا بدن او اکنون متعلق به اوست. ملانی پس از آن خاطرات خود را از جارد، دوست پسر او و جیمی، برادرش، نشان می دهد و واندا متوجه می شود که او به آرامی در عشق با آن انسان ها می افتد. و هنگامی که او می رود سعی کند آنها را پیدا کند، همه چیز دقیقا همانطور که برنامه ریزی شده انجام نمی شود. تنها چیز چپ این است که حرکت رو به جلو ادامه یابد. ___________________________________________ مشخصات: ___________________________________________ â ™ | WANDERER / WANDA و MELANIE / MEL: â € œBody and soul. دو چیز متفاوت Melanie و Wanderer هر دو شخصیت، مهربان و شگفت انگیز هستند. آنها احساس کردند که من خیلی احساس می کنم، هر دو آنها شخصیت هایی هستند که واقعا دوستشان دارم، و من دوست داشتم که چگونه از این منظر از دیدگاه Wandas سخن گفت. واندا، روح، یکی از انواع ترین آنها است. او به عنوان یک Wanderer نامیده می شود: او هرگز در هر سیاره سکونت نکرد، و او در بسیاری از آنها بود. زمین همه او را می شناخت، و نژاد بشر نیز به او دلگرم کننده است ... احساسات ما در ابتدا برای او آسان نیست. اما، او شروع به احساس می کند مانند زمین برای او سیاره است: \"این محل واقعا بالاترین و کمترین از همه جهان بود - زیبا ترین حواس، احساسات نفیس ترین ... خواسته های بدخواهانه ترین، تاریک ترین اعمال. شاید به معنای آن بود. شاید بدون کمترین حد، نمرات بالا نرفته باشد. »و حتی اگر او در ابتدا مانند Melanie نباشد، همانطور که می توان گفت برای مل نیز، او شروع به دوست داشتن مل، و در عوض، تا زمانی که دوستان و خواهران شوم با این حال، حتی اگر Melanie ذهن خود را با جرید و جیمی اسپم کرد، او نمیتواند واقعا بداند که چگونه احساس میکند. او شروع به دوست داشتن یان می کند، اما بدنش جرید را دوست دارد .... و این باعث می شود که او به اندازه ای گیج کننده باشد. ملانی سرگرم کننده است، او سرخورده، قوی و شگفت انگیز است. و او یک جنگنده است. او راحت نیست و عشق او به جرید و جیمی بسیار قوی است که او شروع به نشان دادن خاطرات واندا می کند، بنابراین او می تواند درک کند. من Melanie را دوست داشتم، او فقط عالی بود :) \"Melanie Stryder؟\" او پرسید، او را به آدرس. ما هر دو با نام شروع کردیم. ایان ادامه داد â € œIâ € ™ مانند شانس صحبت با واندا خصوصی، اگر شما به ذهن نیست. آیا راهی وجود دارد که بتوان آن را مرتب کرد؟ â € از همه عصب! شما به او می گوئید که من هیچ گناهی در جهنم ندیدم من این مرد را دوست ندارم بینی من چروکیده است â € œWhat او گفت؟ â € â € œShe گفت: نه. من سعی کردم به بیان کلمات به آرامی به عنوان آنها می توان گفت. â € œand که ش ...

مشاهده لینک اصلی
متأسفانه، چیزی که من را به نوشتن می بخشد، کتاب ضعیف نوشته شده به عنوان میزبان است، هیچ کدام از موارد دیگر از Stephenie @ Sparkling Vampires @ Meyer. در حال حاضر، من با این انتظارات از دست رفته به این کتاب رفتم. بسیاری از مردم گفته اند که Host واقعا بهتر از Twilight @ Saga @ نوشته شده است، که واقعا واقعا نمی گوید اگر شما واقعا به آن نگاه کنید. با این حال، من در تعصب خود برگزار شد و تصمیم گرفت آن را امتحان کنید، علاوه بر پس از خون آشام های درخشان، چقدر می تواند بدتر از آن ممکن است؟ خدای من خیلی اشتباه کردم، بنابراین خیلی اشتباه کردم بنابراین میزبان یک رمان علمی تخیلی / عاشقانه برای افرادی است که به نظر نویسنده معتقدند علمی تخیلی نیستند و از بند دوم این پرولوگی لعنتی نشان داده می شود. بیگانگان (که روح نامیده می شوند) به شرح زیر توصیف می شوند: «به خاطر اینکه او روح بود، طبیعتا او همه چیز خوب بود: محبت آمیز، بیمار، صادق، فضیلت و پر از عشق.» [یان]. بنابراین این روحها، موجودات مخوف مانند شبیه نقره ای هستند که در بدن انسان قرار می گیرند، زیرا روح نیاز به یک میزبان برای زندگی دارد. در حال حاضر شما ممکن است تعجب کنید، چرا این بیگانگان بر روی زمین و جذب بدن انسان؟ جواب. آن را به جای بهتر. من شوخی ندارم. این بیگانگان در اینجا نیستند زیرا آنها منابع دیگری در سیاره دیگری ندارند و یا به این دلیل که آنها فقط این الاغ بد هستند یا به این دلیل که آنها زنان ما را می خواهند. این به این دلیل است که آنها دیدند که چگونه انسانها از سیاره زیبای خود سوءاستفاده می کنند، زیرا ما به این معنی و خشونت آمیز هستیم، به این ترتیب آنها به اینجا می آمدند، بدن ما را برداشت و جهان را به جای بهتر تبدیل کرد. به ذکر است که آنها [بیگانگان] هیچ نقصی ندارند. آیا هنوز خسته شده اید؟ نگران نباشید بدتر می شود سپس ما به شخصیت اصلی ما معرفی می کنیم: Wanderer (واندا). به این دلیل نامگذاری شده است که او در چندین سیاره در چندین میزبان قرار دارد، مانند سیاره خرس، سیاره گلها، سیاره دلفین و چیزی با عنکبوت که سه مغز دارد. من آنها را به خاطر نمی سپارم زیرا آنها احمق هستند کم تلاش او در خلاقیت این جهان قرار داده شده است بسیار کودکانه است و من واقعا می خواستم چندین بار آن را پرتاب کنم. او حتی چیزی ارزان هم انجام نمیدهد و موجودات و یا سیاره نام واقعی کلمه را به عقب میبرد. هیچکس فقط موجودات را هرگز نزدیکترین واژه انسانی برای آن نمی نامد. منظورم این است که چه نوع بیگانه ای، علف هرز است؟ به هر حال، شخصیت اصلی ما @ Wanderer @ فقط به بدن عضو نیروی شورشی انسانی موسوم به Melanie (Mel) Stryder وارد شده است. Hmmm ... که به نظر می رسد بسیار افتضاح مانند Stephenie Meyer. باید یک تصادف کوچک، مانند ظاهر Bella Swans باشد. جادوگر مشکل است زیرا دختر متوسط ​​دختر عاقلانه اجازه نمی دهد که Wanderer از بدن جدیدش در یک قطعه لذت ببرد و به Wanderer ظاهر شود. هنگامی که او به بیگانه می رود، کوچک می شود (من شما را گرسنه نمی کند) او می گوید که تنها زمان ملانی است آرام نیست زمانی که سرگردان در یک دانشگاه بیگانه تدریس می کند (دوباره من شما را گول می زنم). با توجه به Melanies نفوذ Wanda فرار از جستجوگر خود (مخالف ما). شما ممکن است تعجب کنید که چه چیزی فریبنده ی جستجوگر است. مهم نیست. شما ممکن است این فکر را بکنید، چون شما می دانید یکی از آنها متجاوز ماست، اما می توانم اطمینان بدهم. مهم نیست. سپس واندا تلاش می کند جایی پیدا کند که عمه ملز و عمو (جید) همراه با دیگر پناهندگان انسانی ماندند. کسانی که از جمله دو عاشق عشق ما هستند، ما @ mortality pet @ و تنها مرد با عقل سلیم در داستان (همچنین یکی از آنتاگونیست دوم ما) من می توانم به یک فصل با بررسی فصل این داستان، اما این فقط شما را به همان اندازه به عنوان این کتاب من را خسته می کند بنابراین من فقط سعی می کنم آن را به سادگی که ممکن است شکستن. مشکل Host تنها به این معنا نیست که آن را ضعیف نوشته شده است، اما هر شخصیتی که در کتاب وجود دارد، فریبنده است و ما باید آنها را دوست داشته باشیم. ما دائما در حال گفتگو هستیم که واندا خوب است، چگونه ملول است، چقدر عاقل جب است، و غیره. با این حال هیچ یک از شخصیت ها هرگز این ویژگی ها را نشان نمی دهد یا هنوز هیچ عقلایی ندارند. ما با دنیایی زندگی میکنیم که تقریبا تمام بشریت توسط بیگانگان به سر می برند و آنها نه تنها به واندا اجازه می دهند که زندگی کنند، بلکه همه را در ترکیب پناهندگان انسانی مانند او قرار می دهند. کسانی که بد نیستند بدی ها و کسانی هستند که البته اعتراف به نژاد خود را دارند. در پایان، حتی ملانی Wanda را دوست دارد. ملاانی برادر و دوست پسر همه دوست واندا. چرا؟ از آنجا که او خوب است جای تعجب نیست که انسانها همه چیز را گرفته اند، آنها فاقد معنی مشترک هستند! تنها کایلی که کایلی بود، برای انجام عمل به هر کسی که با نیمی از سلول های مغزی عمل می کند، در طی حمله های بیگانه عمل می کند، تا زمانی که همه تصمیم بگیرند که بیگانگان افراد خوبی هستند که چیزهای بدی را انجام می دهند. (غوغا). مشکل این است که مایر نمیتواند این سناریو را خوب بخواند. بیگانگان به عنوان این موجودات خالص دیده می شوند که نمی دانند چه اتفاقی می افتد، اما به نظر می رسد که آنها خوب هستند، در حالی که آنها در جهل و ناتوانی در برابر رنج های یک کل نژاد زندگی می کنند. پس انسان ها فقط به این دلیل هستند که قربانی هستند نه شایستگی های آنها، زیرا آنها خشونت آمیز، خشن و بی حوصله هستند. واندا، که ظاهرا از نژاد او برای عشقش به انسان ها رها شده، فکر می کند انسان ها به عنوان خشن و حتی آنها را می خواند هیولا در ...

مشاهده لینک اصلی
من هنوز این کار را می کنم. واندا اینقدر خودخواه است و هر کسی از او متنفر است و می خواهد عشق او را الهام بخشد. به طور کلی، کتاب را به فیلم ترجیح می دهم هرچند â~º

مشاهده لینک اصلی
سرانجام به پایان رسید. بزرگترین کتاب OMG EVER.This می تواند یک کتاب باور نکردنی بوده است. فرضیه AMAZING است. بیگانگان پیشرفته که خودشان را می نامند، زمین را به خود جذب می کنند تا خود را به میزبان انسانی خود برسانند و بدن خود را بگیرند. بله، این یک \"مرد\" است. بیگانه ای که خودش را واندرر می نامد، نه زندگی متفاوت را در نه سیاره مختلف به عنوان نه گونه مختلف حساس زندگی کرده است. چیزهای بسیار جالب علمی تخیلی. واقعا می خواستم این را دوست داشته باشم. Duh، گرگ و میش و همه. اما فقط تصور مثلث عشق آزار دهنده، تنها هیچ یک خون آشام و یا گرگ است! Pffft.AND .... نیمی از عشق ... مربع ... دو نفر در یک بدن است. مهاجم جدید میزبان روی زمین Melanie نام دارد. جادوگر متوجه می شود ملانی محتوا نیست، فقط اجازه می دهد او را به تصرف خود. واندرر به زندگی منجر شده و مردم ملانی را پشت سر گذاشتند. مقاومت. برادر او. عشق واقعی او. دوستان جدید. یک علاقه عاشقانه جدید برای Wanderer؟ (بله، یک مثلث عجیب و غریب عجیب و غریب بین ملاانی / جرید و وندر / ایان (ملانی و واندرر بودن در ذهن و ذهن یکسان) وجود دارد. هرچند همانطور که گفتم، ممکن است داشته باشد، در عوض، آن را 600 + کتاب پرکننده / كاغذي كه بسيار كمي در حال انجام است و كوچكتر از طرحهاي بسيار خوب است. اما دونفره ساختن خوبي وجود دارد، با اين حال، بسياري از نان پخت نان Melanie و كارهايي با انسانها انجام ميدهند و من فکر ميكنم كه ميخواهم چرا همه چیز که در آن اضافه شده بود. برای ساخت Wanderer (به WANDA توسط Jeb کوتاه شده بودم، منظورم اینه که چقدر سخت تر اینه که به Wanderer بگم؟ واقعا؟) به نظر می رسد چیز Renesmee برای من خیلی زیاد است. این کتاب باید بهتر شده باشد و حداقل یک صد صفحه از این ماموت برداشته شده است. فقط دلیلی برای آن نیست که خیلی طول بکشد. هیچ دلیلی ندارد توقف، استفانی مایر. گرگ و میش، اما حتی کتابهایی که لازم بود خیلی طولانی باشد. من واقعا دوست داشتم Wanderer (نه من او را واندا نخواهم گذاشت. Sorrynotsorry). خوب بودن، خالص. او آموخت و سازگار بود و سخت و سرد نبود. او در گذشته از گونه های خود تکامل یافته است و پذیرفته شده و آن را پذیرفته است. او مایل بود که بدن میزبان خود را به اشتراک بگذارد، جایی که هرکسی دیگر از نوع خود جرأت نداشت. حتی این که او جرأت نکرد، او فقط به این ایده که گونه های او باید برسد، فراتر رفت. من آن را می کشم. بالا. با این حال. همه BS های دیگر در این کتاب که آن را برمیدارد، و پس از آن \"میدان الوار\" منفجر می شود و منافع عاشقانه مردانه را در واقع درخواست شخصیت واندا / ملاانی دیگر را برای اجازه دادن به آنهایی که دوست دارند \"â €\" talkâ € |\nمن فکر می کنم نان پخت نان را دوست داشتم و بخش های مورد علاقه را بهتر کردم. منجر به رمانتیک شد، اما به ویژه جاراد. من از او نفرت داشتم هیچ احساسی برای او وجود ندارد. ایا صبر کنید، به جز نفرت. قطعنامه احمقانه بود. Wanderer به عنوان یک برف ریزه ای فوق العاده زیبا و شیک به حساب می آید. کتاب کمترین علاقه مندی های SM به زودی. هرکدام را هر روز به جاکوب / بلا / ادوارد تحریک کنید. Ima دوباره خواندن گرفتگی دوباره. و این که شما باید چیز خاصی را در اینجا بنویسید. پست اصلی: این (به هر دلیلی) اولین کتابی است که من به قفسه TBR من اضافه کردم وقتی به GRS پیوستم. من خواندن این برای یک چالش. من شما را شکست می دهم، کتاب.

مشاهده لینک اصلی
افشای کامل: من یک طرفدار گرگ و میش بزرگ نبودم. من تمام کتاب ها را خواندم، آنها را خوب می دانستم و در مقایسه با بسیاری از عناوین YA که امروزه منتشر می شوند، آنها واقعا به خوبی نوشته شده اند. * اما میزبان در سطح دیگری است. این یک کتاب خوش تیپ آزاد است! شخصیت های خوب، طرح بزرگ، ساختمان زیبا، ladaladalada. * متاسفم برای اینکه امروز کوتاه باشم، اما من به نوعی در حال اجرا هستم. در هر صورت، آنچه من می خواستم بگویم این است که حتی اگر شما گرگ و میش را دوست نداشتید، بر میزبان تسلیم نشوید. ارزش آن است!

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب میزبان


 کتاب پیش از آنکه بمیرم
 کتاب پوست در بازی
 کتاب قبایل
 کتاب پول 7 قدم تا رسیدن به آزادی مالی
 کتاب سیرک میراندا
 کتاب لطفا به من نخندید