کتاب همنام

اثر جومپا لاهیری از انتشارات ماهی - مترجم: امیر مهدی حقیقت-پرفروش های نیویورک تایمز

داستانهای آمریکایی قرن بیست


خرید کتاب همنام
جستجوی کتاب همنام در گودریدز

معرفی کتاب همنام از نگاه کاربران
ما برای اولین بار Ashima Ganguli و Ashoke Ganguli را در کلکته هند می بینیم، جایی که آنها ازدواج مرتب شده را وارد می کنند، درست همانطور که فرهنگ آنها انتظار می رود. آشوک استاد دانشگاه ایاالت متحده است و عروس خود را به این کشور خارجی می برد، جایی که آنها سعی می کنند به زندگی در آمریکا جذب شوند، در حالی که هویت بنگالی خود را حفظ می کنند. هنگامی که اولین فرزند آنها متولد می شود، یک پسر هستند، آنها منتظر نامه ای از مادربزرگ اشیمام هستند که نام او را به او می گویند، که او انتخاب کرده است. در غیاب این نامه، و با اصرار بیمارستان آمریکایی، آنها چه چیزی را به عنوان نام موقت در نظر می گیرند. اسم نویسنده مورد علاقه Ashokeâ € ™ ثانیه، Gogol روسی. اهمیت زیادی در Ashoke انتخاب این نام برای پسرش، اما Gogol این را نمی دانم. همه او می داند که او بزرگتر شده است، او نامی دارد که عجیب و غریب و غافلگیرانه است و می خواهد نامی را که جهانش را مخلوط و بازتاب می دهد، نه جهان بنگال، بلکه جهان امریکا. نام او برای او شواهدی از عدم وابستگی او است. در این زمینه، لاهیری تجربه مهاجران گانگلیس، آشفتگی و مشکلات ناشی از نسل اول آمریکایی هایی که فرزندانشان هستند و روابطی ظریف که نسل ها را به یکدیگر متصل می کنند، مورد بررسی قرار می دهد. همدیگر و فرهنگی که پشت سر گذاشته اند. همانطور که مشاهده می کنیم پیشرفت گوگول از طریق زندگی او، بسیار است که ما از تجربیات خودمان و آنچه که تنها برای تجربه او منحصر به فرد است، درک می کنیم. در پایان، من این کتاب را در مورد انتظارات یافتم. انتظارات والدین برای فرزندانشان، انتظاراتی که برای ما به ارمغان میآورند، نیاز به زندگی در معیارهایی که گاهی اوقات متوجه نمیشویم یا نمی فهمیم خیلی دیر است و تنهایی هر فرد حتی در محدوده ی دوستدار خانواده. با هر استاندارد، این کتاب کاملا پیشرفت خواهد کرد. به عنوان اولین رمان، این کتاب شگفت انگیز است. من مترجم لاهیری Maladies را در قفسه خود دارم و من اکنون مشتاق هستم که به آن دسترسی پیدا کنم. او قرار است به عنوان یک صدای مهم در ادبیات باشد.

مشاهده لینک اصلی
من این کتاب را برای باشگاه کتابخانه شهرم خواندم. این کتاب آسان و صاف است. من مایل بودم کتابی را برای جومپا لاهیر بخوانم و امیدوارم این فرصتی را که در نهایت بوجود آمد، خوشحالم. من هم اکنون تمام کتاب های دیگر را که کتابخانه ام را در اختیار داشتم قرار داده ام. من فکر می کنم بخشی از دلایل ارتباط من با این کتاب این است که بهترین دوست من در کالج یک مهاجر در سن 6 سالگی از هند است. والدینش در کشورهایی هستند که کاملا متفاوت از خودشان هستند. آنها دوست دارند دختران خود را با مردی از هند کنار بگذارند. با این حال، آنها در یک شهر زندگی می کنند که فقط 80 نفر از مردم هند است. زمانی که همه بچه ها، والدین و غیرنظامیان را انتخاب می کنید که انتخاب زیادی نمی کنند. در حالی که خواندن این کتاب من به فکر او بودم. این کتاب با پدر و مادر Ganguli زندگی می کنند زندگی سنتی خود را در کلکته و سپس حرکت بزرگ خود را به تبدیل شدن به آمریکایی ها شروع می شود. بلافاصله پس از عروسی مرتب شده اش، Ashoke و Ashima Ganguli در کمبریج، ماساچوست با یکدیگر در کنار هم می نشیند. آشوک مهندس است و به فرهنگ آمریكا بسیار ساده تر از همسرش است كه در مقابل همه ی چیزهای آمریکایی مقاومت می كند. وقتی فرزندشان متولد شد، وظیفه نامگذاری او در این دنیای جدید بزرگ می شود. از آنجا که نوزاد نتوانست بدون نام یک بیمارستان را ترک کند، تصمیم می گیرد که آن را Gogol کند. نام یک نویسنده روسی که پدرش را دوست داشت. پس از آن، کتاب پس از گوگول شروع به کار کرد و او را در مسیر مسیر نسل اول قرار داد. او با وفاداری عجیب و غریب، عاشقانه های دیوانه با زنان هند و غیر غربی و خیلی بیشتر است. نویسنده واقعا نشان می دهد چه مشکلاتی با کودکان نسل اول روبرو است. من این کتاب را دوست داشتم و شخصیت اصلی آن را گرفته بودم. من واقعا امیدوارم که نویسنده یک روز یک کتاب دیگر بنویسد!

مشاهده لینک اصلی
[بازبینی بازبینی شده در زمانبندی.]

مشاهده لینک اصلی
همانطور که من این کتاب را خوانده ام، یک خانواده مکزیکی آمریکایی خانه های خود را از طریق منزل در خیابان فروختند و یک زن و شوهر ایتالیایی آمریکایی در سه خانه فرو ریخت. با این کتاب همچنان در جیب من، جایی در شهر نیویورک باز می شود، در حالی که با تلفن همراه خود صحبت می کند، مادرم برنامه ای برای کمک به پیدا کردن یک مکان نزدیک به دوستانش از خانه برگشت، اما هنوز هم جایی امکانات رفاهی شهر. من بلافاصله مجبور شدم بفهمم که مادر من شبیه به Ashima است، مادر بزرگ خانواده اش که موضوعی است که عادت و خانواده را حفظ می کند. در این داستان روحانی بافته شده، اسباب بازی لاهیجی با زمان و جزئیات. پروس به گونه ای مستقیم و توصیفی است که تصویری را به وجود می آورد که کاراکترها را به طور کامل بر روی صفحه نمایش می دهد. شما احساس می کنید که تمام جزئیات زندگی کرده اند، که نویسنده در مورد مشاهدات دقیق از کوچکترین چیزها، مانند رستوران ها در خیابان پنجم و چگونگی هزینه های کلاه اختصاصی، که در حلقه های آکادمیک دانشگاه آیوی زندگی کرده است، مبارزه با مسائل مربوط به جذب. بعضی از بررسی ها، به طور صریح، به من ربطی ندادند. یکی از آن چیزهایی است که در مورد آنهایی که تجربه خواندن را می نویسند، می نویسند و دیگری به شدت اعتماد به نفس می دهند. جای تعجب نیست که لاهیری نوشت که او هرگز نمیتواند بررسی کند. این ممکن است قطعه ی برنده ی پولیتزر (Interpreter of Maladies) نبود، اما من می توانم ببینم که چگونه آن را پرفروش نیویورک تایمز شد. به نظر می رسد که کاملا چند کتاب تلاش برای خلق و خوی اما هنر تزئینی، گاهی اوقات نادیده گرفتن معنی و گذار و نجیب است. گاهی اوقات من فقط می خواهم یک داستان خوب، که در لایه ها حرکت می کند، چیزی است که به نظر می رسد به سادگی از طریق دهه ها حرکت می کند. نویسندگان بیشماری نمی توانند با زمان همکاری کنند و به ندرت خواننده را تحسین می کنند تا یکصد صفحه بعد، زمانی که داستان به یک طرح چند لایه تبدیل شده است، که به هر حال، همان چیزی است که او در منطقه Lowland نیز انجام داده است. این داستان شروع می شود در سال 1968 و در جایی در سال 2000 ادامه دارد. در نگاه اول، به نظر می رسد که این موضوع مربوط به آشیما، مادر باردار است که خانواده اش را در هند ترک کرده است و باید با شوهر جدیدش، دانشجوی مهندسی، در آمریکا همسو شود. او ناامیدانه به شوهرش وابسته است و بدون تردید مصمم است که ازدواج خود را در حین انجام وظیفه حفظ کند. با این حال، پسرش، گوگول یا نیکیل، واقعا هسته این داستان است. گوگول، یک معمار، به نام \"مرد شیک\" خود، نیکولای گوگول، نویسنده ای است که داستان قشنگش لاهیری به نظر می آید. گوگول با نام او مبارزه می کند و نشان دهنده ی ترس هایی است که بیشتر جوانان آمریکایی از خانواده های مهاجر با آن مواجه می شوند: به دلیل نام، لهجه، سنت، والدینی که به طور غریزی غیر آمریکایی هستند، متفاوت رفتار می شود. نام این علاوه بر نمادین است که در مراحل مختلف رمان می ماند و تمثیل اندیشه های درونی را اضافه می کند. آیا به نام؟ چه تغییری در نام، زمانی که یکی می خواهد بخشی از یک جامعه جدید شود؟ این تغییر نام چیزی نیست که من وانمود می کنم در مورد آن را بدانم، اگر چه در مورد رفتن به یک کشور جدید چند چیز در مورد مبارزه با جذب و هویت می دانم. من پس از یک بازیگر آمریکایی مادرم عاشق شدم، حتی زمانی که مادر من در بستر بیمارستان های آفریقایی قرار داشت. من نمی دانستم تا زمانی که تماشای این بازیگر با مصاحبه (در تلویزیون یا اینترنت) را تماشا نکنم و پسر عمویش را از بین ببرم، وظیفه شما درست مثل اوست، و مادر من از آشپزخانه فریاد زد، اما او بعد از او نامگذاری شد! گوگول با نام او مبارزه می کند حتی زمانی که او دو زن آمریکایی لیبرال آمریکایی را تحسین می کند. او با نام او مبارزه می کند زمانی که آن را موضوع یک گفتگو شام کم عمق می شود، زمانی که او آن را به عنوان خیانت به نظر می رسد. او با نام او مبارزه می کند، زمانی که یک معلم به طور خلاصه از طبقه خارج از مرکز گاگول نویسنده و بیوگرافی ناراحت کننده اش خبر می دهد. بعدها، زمانی که او می خواهد خاطرات خاصی را به یاد بیاورد، زمانی که او در نهایت به طور منحصر به فرد متفاوت می شود، از نام او قدردانی می کند. و با این حال این حوادث گوگول را شکل داده اند، او را شکل داده است، مشخص است که او چه کسی است. آنها چیزهایی بودند که برای تهیه آن غیرممکن بود اما چه مدت طول کشید تا به عقب بازگردد، سعی در پذیرش، تفسیر و درک آن داشت. چیزهایی که هیچوقت نباید اتفاق افتاد، به نظر نرسید و اشتباه به نظر می رسید، این چیزی بود که سرانجام آن را تحمل کرد، در نهایت چه اتفاقی افتاد.\nصحنه های مختلف عشق فریبنده بودند. گوگول از زنانی بود که به وضوح دیدم، زنانی بودند که می توانستم اسم دوستانم را ببندم. او از طریق ماکسین و والدینش در دنیای ادبیات و هنر غوطه ور شد و در آنجا تحصیل کرد و از هنر زندگی لذت برد. او در جهان زبان با موسوموی غرق شد، یک زن که علاقه مند به ادبیات فرانسه بود و در جستجوی راه خودش، آداب و رسومش؛ یک زن که می خواست خواندن، مسافرت، مطالعه در فرانسه، دوستان را سرگرم کند، از طریق کلمه نوشته ای معنی پیدا کند؛ زنی که می توانستم با آن ارتباط برقرار کنم من این کتاب را بخوانید در حالی که زیرچشمی در نسخه مارس من شعر را زیر پا گذاشتم و در آن شعر بازتابنده جرارد مالانگاد را به استفان زویگ می خواندم:Stefan Zweig، 1881-1942. @ من این را به عنوان اخبار خبری خوانده ام ...

مشاهده لینک اصلی
چنین کتاب عالی. کتاب دوم من توسط لاهیری و ناامید نشدم نوشته های او زیبا و منحصر به فرد است. من چند بار این فیلم را دیدم که مورد علاقه ی شماست. حتی اگر داستان را می دانم، این کتاب به نظر من جدید بود. نسخه صوتی بسیار آسان بود برای گوش دادن به. من فرهنگ هندی را دوست دارم و دوست دارم درباره آن خواندن داشته باشم. من می توانم خودم را دوباره بخوانم و این فیلم را خیلی زود تماشا خواهم کرد.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب همنام


 کتاب باورم کن
 کتاب سیرک میراندا
 کتاب آوای فاخته
 کتاب هولوگرامی برای شاه
 کتاب طلسم گمشده
 کتاب زخم های پولادین